مولود کعبه و عدالتخواه مظلوم
بسم الله الرحمن الرحيم
السلام عليک يا اميرالمومنين علي (ع)، مولود کعبه و عدالتخواه مظلوم.
جان مولا حرف حق را گوش کن شمع بيت المال را خاموش کن
در تاريخ آمده است، صبح عيد فطري، دختر علي (ع) در کوفه، امکلثوم به ديدار پدرش آمده بود، بر گردن دختر گردنبندي از مرواريد ميدرخشيد که از آن بيتالمال بود، ناراحتي از چهره علي (ع) با ديدن گردنبند بيتالمال بر گردن دخترش کاملاً نمايان بود، نتوانست تحمل کند، دخترم اين گردنبند را از کجا آوردهاي؟ پدر جان، اين گردنبند را از ابو رافع، خزانهدار به صورت عاريه مضمونه گرفتهام، حق نداشتي اين گردنبند را حتي عاريه ضمانتي بگيري، سريعاً آنرا به خزانه بازگردان، چشم، گردنبند را بازگرداند، علي (ع) ابو رافع را احضار نمود خطاب به او فرمودند: تو به چه حقي گردنبند بيتالمال را در اختيار دختر من قرار دادي؟ يا اميرالمومنين، آنرا به صورت عاريه ضمانت شده داده بودم، حق نداشتي چنين کني، آيا چنانچه ديگر دختران جوان کوفه هم آنرا به عاريه مضمونه طلب ميکردند به آنها تحويل ميدادي؟ خير يا اميرالمومنين، پس نبايد تبعيض قائل ميشدي، من بعد چنانچه اينگونه عمل کني شديدا توبيخ خواهي شد.
سپس اميرالمومنين علي (ع) دستهاي خود را بسوي آسمان بلند نموده، خداي را شکر ميکند که دخترش گردنبند را حداقل به صورت عاريه مضمونه گرفته، وگرنه چنانچه بدون اجازه به بيتالمال دست درازي نموده بود اولين دختر بني هاشمي بود که دستانش را به جرم دست درازي به بيتالمال قطع ميکردم.
عدالت ورزي و تأسي به سيره علوي
عقيل ابن ابي طالب، برادر علي (ع) است، نابينا شده و عيالوار است و دست تنگ، به سراغ علي ميآيد، از علي کمک ميخواهد، علي (ع) به او وعده ميدهد در پايان ماه بخشي از بهره شخصي خود را به عقيل بدهد، عقيل ناراحت شده خطاب به برادرش ميگويد: همه اموال بيتالمال در يد قدرت و اختيار توست و آن وقت مرا وعده به آخر ماه و از بهره شخصي خود مي دهي؟ برادر، من مالک بيتالمال نيستم، امانت دارم از من نخواه تا در امانت خيانت کنم، عقيل باز هم بر خواسته خود اصرار مي ورزد، علي (ع) به برادر پيشنهاد ميدهد تا شبانه و مخفيانه به حجره يکي از تجار رفته، هر چه خواست بردارد، عقيل دوباره ناراحت شده ميگويد: مرا سفارش به دزدي مي کني؟ علي (ع) پاسخ مي دهد، اگر دزدي بد است پس چرا به من اصرار ميکني که از بيتالمال در اختيار تو قرار دهم؟ اين دزدي نيست؟ باز هم عقيل بر خواسته خود اصرار مي ورزد، علي (ع) سکهاي را داغ و گداخته نموده به دست عقيل نزديک ميکند تا حرارتش را احساس کند، عقيل فرياد ميزند، مرا ميخواهي بسوزاني؟ و علي (ع) پاسخ مي دهد، اين حرارت دنياست من با حرارت آخرت چگونه کنار بيايم، قيل قهر نموده پس از چندي به شام نزد معاويه ميرود، امام علي (ع) حاضر نمي شود بيتالمال را بناحق و با تبعيض در اختيار برادرش قرار دهد.
اين سيره عملي علوي را فقط براي زينت بخش بودن در صفحات تاريخ نياوردهاند. اين شيوه بايد مبناي رفتار و عمل کارگزاران حکومت اسلامي قرار گيرد تا بعضي فکر نکنند، مسئوليت طعمه چرب و شيرين است و ميتوان بيتالمال را تبديل به بيتالحال نمود.
همين علي (ع) در ايثار يعني در اوج نياز، ديگران را بر خود مقدم داشتن حرف اول را ميزند، در ميهمان نوازي و کمک به ايتام روز و شب ندارد، پس از 25 سال خانه نشيني، وقتي علي (ع) مسئوليت حکومت را قبول ميکند، روزي مشغول رسيدگي به بيتالمال بود، طلحه و زبير بر او وارد شدند تا سهم خود در حکومت را از علي (ع) مطالبه کنند، به محض ورود آنها، علي (ع) شمع بيتالمال را خاموش و شمع متعلق به خودش را روشن نمود تا از بيتالمال براي کارهاي شخصي هزينه نشود، به محض ديدن اين صحنه، طلحه و زبير از طرح خواستههاي خود پشيمان شده، بازگشتند و پس از چندي در برابر علي در جمل صف کشيدند، چرا؟ چون علي (ع) با اشرافيگري آنها مخالف بود، حاضر نبود براي آنها سهم ويژه در نظر بگيريد و عدالت را عموميت ميداد و رافع تبعيض بود.
عدالت خواهي، پاک دستي و ساده زيستي در کنار مهرورزي تمناي همه انسانهاي آزاده جهان به ويژه مسلمين است، آنقدر جاذبه دارد و اعتماد و اطمينان آور است که هيچ صاحب قدرت، ثروت و شهرتي نميتواند در برابر اين مطالبات ايستادگي و مقاومت نمايد.
براي نمونه وقتي، عدالت خواهي، پاک دستي، ساده زيستي، مردم داري و مهرورزي در امام خميني (ره)، مقام معظم رهبري، حضرات آيات بهجت، اراکي، جواد آملي، شهيد رجائي و احمدي نژاد و... بيشتر از ديگران حضور و ظهور پيدا ميکند، ميشوند محبوب دلها و آنها را مردم بيشتر دوست دارند و به آنها اعتماد و اطمينان بيشتري دارند.
مسجد کوفه تو در روز جزا شاهد باش من که معصوم ترم از همه مظلومترم
محمد رضا هاجري - فعال مطبوعاتي سياسي در شيراز
/انتهاي پيام/