فاطمه زهرا(س) الگوي زن مسلمان
کد خبر:۳۳۷۲

فاطمه زهرا(س) الگوي زن مسلمان

 

شخصيت زهراي اطهر، در ابعاد سياسي و اجتماعي و جهادي، شخصيت ممتاز و برجسته‏اي است؛ به طوري که همه‏ زنان مبارز، انقلابي و برجسته و سياسي عالم مي‏توانند از زندگي کوتاه و پرمغز او درس بگيرند؛ زني که در بيت انقلابي متولد شد و تمام دوران کودکي را در آغوش پدري گذراند که در حال يک مبارزه‏ عظيم جهاني فراموش نشدني بود.

آن خانمي که در دوران کودکي، سختي هاي مبارزه‏ دوران مکه را چشيد، به شعب ابي‏طالب برده شد، گرسنگي و سختي و رعب و انواع شدت هاي دوران مبارزه‏ مکه را لمس کرد و بعد هم که به مدينه هجرت کرد، همسر مردي شد که تمام زندگيش جهاد في‏سبيل‏الله بود و در تمام قريب به 11 سال زندگي مشترک فاطمه‏ زهرا و اميرالمؤمنين عليهماالسلام، هيچ سالي، بلکه هيچ نيم سالي نگذشت که اين شوهر، کمر به جهاد في‏سبيل‏الله نبسته و به ميدان جنگ نرفته باشد و اين زن بزرگ و فداکار، همسري شايسته‏ يک مرد مجاهد و يک سرباز و سردار دائمي ميدان جنگ را نکرده باشد.

پس زندگي فاطمه‏‏زهرا (س) اگر چه کوتاه بود و حدود 20 سال بيشتر طول نکشيد، اما اين زندگي از جهت جهاد و مبارزه و تلاش و کار انقلابي و صبر انقلابي و درس و فراگيري و آموزش به اين و آن و سخنراني و دفاع از نبوت و امامت و نظام اسلامي، درياي پهناوري از تلاش و مبارزه و کار و در نهايت هم شهادت است؛ اين، زندگي جهادي فاطمه‏‏زهراست که بسيار عظيم و فوق‏العاده و حقيقتاْ بي‏نظير است و يقيناْ در ذهن بشر ـ چه امروز و چه در آينده ـ يک نقطه‏ درخشان و استثنايي است.

اما مقام معنوي اين بزرگوار، نسبت به مقام جهادي و انقلابي و اجتماعي وي، باز به مراتب بالاتر است؛ فاطمه‏زهرا (س) به ظاهر، يک بشر و يک زن، آن هم زني جوان است، اما در معنا، يک حقيقت عظيم و يک نور درخشان الهي و يک بنده‏ صالح و يک انسان ممتاز و برگزيده است؛ کسي است که رسول اکرم به اميرالمؤمنين عليهماالسلام فرمود: «يا علي ... انت قائد المؤمنين الي الجنة ... و فاطمة قد اقبلت يوم القيامة ... تقود مؤمنات امتي الي الجنة» (1) يعني در روز قيامت، اميرالمؤمنين (ع) مردان مؤمن را و فاطمه‏‏زهرا (س) زنان مؤمن را به بهشت الهي راهنمايي مي‏کنند.

او، معادل، همپايه و همسنگ اميرالمؤمنين است؛ آن کسي که وقتي در محراب عبادت مي‏ايستاد، هزاران فرشته‏ مقرب خدا به او خطاب و سلام مي‏کردند و تهنيت مي‏گفتند و همان سخني را بيان مي‏کردند که فرشتگان قبلا به مريم اطهر گفته بودند؛ عرض مي‏کردند: «يا فاطمة ان الله اصطفاک و طهرک و اصطفاک علي نساء العالمين» (2) اين، مقام معنوي فاطمه‏ زهراست.

زني، آن هم در سنين جواني از لحاظ مقام معنوي به جايي مي‏رسد که بنابر آنچه که در بعضي از روايات است، فرشتگان با او سخن مي‏گويند و حقايق را به او ارائه مي‏دهند؛ محدثه است؛ يعني کسي است که فرشتگان با او حديث مي‏کنند و حرف مي‏زنند.

اين مقام معنوي و ميدان وسيع و قله‏ رفيع، در مقابل همه‏ زن هاي آفرينش و عالم است؛ فاطمه‏‏زهرا (س) در قله اين بلنداي عظيم ايستاده و به همه زنان عالم خطاب مي‏کند و آنها را به پيمودن اين راه دعوت مي‏نمايد .

آنهايي که در طول تاريخ ـ چه در جاهليت قديم و چه در جاهليت قرن بيستم ـ سعي کرده‏اند که زن را تحقير و کوچک و دلبسته به همين زخارف و زينت هاي ظاهري معرفي كنند و پايبند مد و لباس و آرايش و طلا و زيور آلات و وسيله و دست مايه‏اي براي خوشگذراني هاي زندگي وانمود نمايند و عملا در اين راه قدم بردارند، منطق آنها منطقي است که مثل برف و يخ در مقابل گرماي خورشيد مقام معنوي فاطمه‏‏زهرا عليهاالسلام ذوب مي‏شود و از بين مي‏رود.

اسلام، فاطمه، آن عنصر برجسته و ممتاز ملکوتي را به عنوان نمونه و اسوه‏ زن معرفي مي‏کند؛ آن، زندگي ظاهري و جهاد و مبارزه و دانش و سخنوري و فداکاري و شوهرداري و مادري و همسري و مهاجرت و حضور در همه‏ ميدان هاي سياسي و نظامي و انقلابي و برجستگي همه جانبه‏ او که مردهاي بزرگ را در مقابلش به خضوع وادار مي‏کرد، اين هم مقام معنوي و رکوع و سجود و محراب عبادت و دعا و صحيفه و تضرع و ذات ملکوتي و درخشندگي عنصر معنوي و همپايه و هموزن و همسنگ اميرالمؤمنين و پيامبر بودن اوست؛ زن و الگوي زني که اسلام مي‏خواهد بسازد، اين است.

 

همه ما، بخصوص زن هاي اين جامعه بايد حقگزار و قدردان رسالت و پيام آن رهبر و پيشواي فقيد عظيم‏الشأني ـ يعني امام بزرگوار (ره) ـ باشيم که با قيام و حرکت خود و با مطرح کردن ارزش ها و عظمت هاي اسلامي و درخشندگي هاي شخصيت هاي صدر اسلام ـ از جمله فاطمه‏‏زهرا عليهاالسلام ـ ما و بيش از همه زن هاي ما را زنده کرد.

زن در جامعه‏ خود باخته‏ نظام پليد پادشاهي حقيقتا و از همه‏ جوانب مظلوم بود؛ اگر زن مي‏خواست وارد مقوله‏ علم بشود، بايد قيد دين و تقوا و عفاف را مي‏زد، مگر يک خانم مسلمان، در دانشگاه ها و محيط هاي آموزشي و مراکز علمي و فرهنگي مي‏توانست به آساني حجاب و متانت و وقار خود را حفظ کند؟ مگر ممکن بود؟ مگر مي‏شد يک زن مسلمان، در خيابان هاي تهران و بعضي از شهرهاي ديگر، با متانت و وقار اسلامي يا حتي با حجاب نيمه کاره، راحت راه برود و از گزند زبان و حرکت هرزگان و دلباختگان به فساد و فحشاي سوغات غرب مصون بماند؟ کاري کرده بودند که در اين مملکت، کسب علم براي زن ها غالبا ممکن نمي‏شد؛ بدون در نظر گرفتن موارد استثنايي، به طور غالب، رفتن زنان به وادي علم ميسر نمي‏شد، مگر با برداشتن حجاب و منصرف شدن از تقوا و وقار اسلامي!

در ميدان سياست و در زمينه‏ فعاليت هاي اجتماعي هم همين طور بود؛ اگر زني مي‏خواست منصبي از مناصب اجتماعي و سياسي را در ايران دوران پادشاهي دارا باشد، بايد قيد حجاب و عفاف و وقار و متانت زن اسلامي را مي‏زد؛ البته بسته به اين بود که خود اين زن، جوهر و استعدادش چگونه باشد؟ اگر خيلي سست عنصر بود، بايد تا آن اعماق مي‏لغزيد و اگر خوددار و خويشتندار بود، تا حدودي خود را حفظ مي‏کرد، اما دائما با فشارهاي روزافزون از سوي محيط اجتماعي رو به‏رو بود؛ جامعه ما اين گونه بود.

اسلام و انقلاب و امام آمد و در اين کشور، زن را در مرکز فعاليت هاي سياسي قرار دادند و پرچم انقلاب را به دست زنان سپردند؛ در حالي که زن در همان حال توانست حجاب و وقار و متانت اسلامي و عفاف و دين و تقواي خود را حفظ کند و کسي حقي از اين بزرگتر بر گردن زن ايراني و مسلمان ندارد.

خواهران من! دنياي غرب، زن را به ابتذال کشاند؛ تا شصت، هفتاد سال قبل از اين در تمام اروپا و کشورهاي غربي، زن فقط در سيطره‏ مرد ـ يا مرد خود و يا يک مرد ديگر مثل صاحب کارخانه و مزرعه ـ مي‏توانست باشد و هيچ حقي از حقوق اصلي يک انسان در يک جامعه‏ متمدن را نداشت؛ حق رأي و حق مالکيت و حق معامله نداشت؛ بعد آمدند زن را به ميدان کار و زندگي و فعاليت اجتماعي کشاندند، اما در همان حال تمام وسايل را براي لغزش زن فراهم کردند و او را در متن جامعه رها و بي‏پناه گذاشتند.

سرمايه‏داران بزرگ، سياستمداران خبيث و پليد و گردانندگان دستگاه هاي مخفي، فکر کردند که مي‏توانند براي کارهاي سياسي و اقتصادي از اين وضعيت بهتر استفاده کنند و زن را به ابتذال بکشانند.

بله، در آن‏جاها، علم و سياست هم هست و زن ها در ميدان علم و سياست هم جلو مي‏روند، اما به چه قيمتي؟ همين حالا هم توده و عامه‏ زن ها ـ نه چهار نفر خانم دکتر يا متخصص يا نويسنده و برجستگان و زبدگان ـ در کشورهاي اروپايي و آمريکايي که از تمدن غربي حظ زيادي دارند، در وضعيت سخت و بي‏رحمانه‏اي زندگي مي‏کنند و ستم همسران و ستم کاري که بر آنان تحميل مي‏شود و کارهاي سخت و سنگيني که بر دوش آنان مي‏گذارند، تحمل مي‏کنند؛ با اين کار، وانمود مي‏کنند که زن را وارد ميدان اجتماع کرده‏اند، در حالي که فرصت انديشيدن و فکر کردن و تصميم گرفتن هم براي آنان وجود ندارد .

به برکت انقلاب، زن ايراني در راه بسيار خوبي افتاد و امروز، زن ايراني مي‏تواند در ميدان علم وارد بشود و مدارج علمي را طي کند؛ در حالي که دين و عفاف و تقوا و وقار و متانت و شخصيت و حرمت زن مسلمان را هم حفظ کرده باشد؛ هم اكنون در بين همين جمع شما، چه قدر دانشجويان و استادان و دانشمندان زن وجود دارند؟

همچنين زن مي‏تواند در ميدان علوم و آگاهي هاي ديني وارد شود، بدون اينکه مانعي بر سر راهش باشد؛ اكنون در بين همين جمع شما، عده‏ کثيري از طلاب و دانشجويان و مدرسان و استادان علوم ديني هستند که در ميدان فقه اسلامي و بينش ديني تحصيل مي‏کنند؛ امام بزرگوارمان هم به اين مسئله بسيار اهميت مي‏دادند و به همين خاطر دستور دادند که اين مؤسسه‏ قم تأسيس شود.

امروز زن در کشور ما مي‏تواند در ميدان سياست و فعاليت هاي سياسي و اجتماعي و جهادي و کمک به مردم و انقلاب و حضور در ميدان هاي گوناگون، شخصيت خودش را با حفظ متانت و وقار و حجاب اسلامي نشان بدهد.

تمام دنياي غرب و مطبوعات آنها و اين نويسندگان قلم‏ به‏ مزد و عامل سرمايه‏داران و صهيونيست هاي بزرگ جهاني، دست به دست هم داده‏اند تا جمهوري اسلامي را هو کنند؛ مسئله‏ حجاب را مورد تهاجم تبليغاتي قرار دادند تا شايد ما را از ميدان خارج کنند، اما با وجود تبليغات آنها، ايران اسلامي و زن مسلمان، پايبندي خود را به مسئله‏ حجاب و حيثيت اسلامي زن مسلمان و آموزش اسلام در مورد زن، با قدرت و قاطعيت و روح اعتماد و اطمينان به خود حفظ کرد و امروز دنياي غرب است که تدريجاً به سمت حجاب اسلامي متمايل مي‏شود.

مي‏بينيد که زنان و مسلمانان در کشورهاي گوناگون ـ چه کشورهاي اسلامي که در آنها خبري از حجاب نبود و در تعليمات غربي غرق شده بودند و چه حتي کشورهاي اروپايي ـ به سمت حجاب رو مي‏کنند؛ البته اول مسلمانان گرايش خود را نشان دادند و ما بعد از پيروزي انقلاب ديديم که کشورهاي دور دستي که تحت تأثير و مجذوب فرهنگ غربي و اروپايي بودند، حجاب به سبک حجاب شما زنان ايران را در بين خود آزمايش ‏کردند و به آن روي آوردند؛ اين پيشرفت شماست.

زن هاي مؤمن در جامعه ما سعي کنند قدر زن ايراني مسلمان و ارزش زن اسلامي و مسلمان را بدانند؛ زني که در اختلاط و معاشرت با مرد قاطي نمي‏شود و خود را وسيله‏اي براي جلب چشم مرد نمي‏داند و خود را بالاتر از اين مي‏داند؛ زني که شأنش را عزيزتر از اين مي‏شمارد که خود را عريان کند و با صورت و موي و بدن خود، چشم روندگان را به سمت خويش جلب و هوس آنها را اشباع كند؛ زني که خود را در دامنهي قله‏اي مي‏داند که در اوج آن، فاطمه‏زهرا (س) ـ بزرگترين زن تاريخ بشر ـ قرار دارد؛ آن زن، زن مسلمان ايراني است؛ اين زن بايد ديگر از اين بازيچه‏هاي فراهم آمده‏ تمدن غربي و روش هاي توطئه‏آميز آن رو بگرداند و به آن بي‏اعتنايي کند.

در رژيم گذشته، با اينکه جمع کثيري از زن ها، هم بي‏سواد بودند و هم از مسائل اجتماعي چيزي سرشان نمي‏شد ـ يعني نمي‏گذاشتند چيزي سرشان بشود ـ و هم به سرنوشت کشور بي‏علاقه بودند و اصلا نمي‏دانستند که زن مي‏تواند در سرنوشت کشور دخالت داشته باشد، از لحاظ ظاهر، شبه اروپايي و گاهي هم روي دست زن هاي غربي و اروپايي زده بودند و وقتي کسي نگاهشان مي‏کرد، خيال مي‏کرد که اين زن الان از يک کشور اروپايي و از يک محيط غربي وارد ايران شده است، اما اگر با او دو کلمه صحبت مي‏کردي، مي‏ديدي که يک خانم بي‏سواد و يا کم سوادي است!

زن را وادار مي‏کردند که به وسيله‏ جلوه‏گري و جلب چشم ها به سمت خود، براي خويش يک شخصيت کاذب درست کنند و اين براي زن انحطاط بود؛ آيا جنايتي بزرگتر از اين نسبت به زن وجود دارد که بيايند سر او را با آرايش و مد و جلوه‏گري و لباس و طلا و زيورآلات بند کنند و از او به عنوان يک ابزار و وسيله در راه مقاصد گوناگون استفاده کنند و نگذارند در ميدان سياست و اخلاق و تربيت وارد بشود؟ اين، آن کاري است که در رژيم گذشته دقيقاً و با برنامه انجام مي‏گرفت.

انقلاب آمد و رفتار خانم ها و جهت حرکت زن هاي کشور ما را 180 درجه عوض کرد؛ يعني پشت به آن سمت، و رو به سمت نور و رشد و فهم علمي و اخلاقي و سياسي و حضور در ميدان ها و رشد شخصيت هاي بشري و فايده بخشيدن براي جامعه به معناي واقعي حركت كردند.

مواظب باشيد از اين راه برنگرديد؛ زنها مواظب باشند اين راه مبارک انقلاب را گم نکنند؛ امروز سرگرم شدن به زر و زيور براي زن مسلمان ايراني- انقلابي عيب است؛ امروز پر کردن سر و سينه و دست از زيورآلات و بت قرار دادن زيور و آرايش و مد و لباس براي زن انقلابي مسلمان ايراني ننگ است؛ طلا براي زن ارزش آفرين نيست و بي‏اعتنايي به طلا ارزش آفرين است؛ مد براي زن ارزش آفرين نيست و بي‏اعتنايي نسبت به مدهاي دام‏گونه‏ ساخته و پرداخته‏ دشمنان، براي زن ارزش است.

زن مسلمان، شخصيت خودش را پيدا کرده است. مواظب باشيد اين شخصيت را گم نکنيد؛ به برکت دوران انقلاب ازدواج ها آسان شد؛ چون تشريفات و سختگيري ها کم شد.

نگذاريد دوباره به خانه‏ اول برگرديم؛ پدران و مادران نسبت به مقدمات غير لازم ازدواج سختگيري نکنند؛ بگذارند ازدواج براي دختر مسلمان و زن جواني که در محيط اسلامي است، مثل ازدواج فاطمه‏ زهرا (س) باشد؛ ازدواجي با پيوند عشقي معنوي و الهي و جوششي بي‏نظير ميان زن و مرد مؤمن و مسلمان و همکاري و همسري به معناي واقعي بين دو عنصر الهي و شريف، اما بيگانه از همه‏ تشريفات و زر و زيورهاي پوچ و بي‏محتواي ظاهري؛ اين است ازدواج درست زن مسلمان و تربيت فرزند و اداره‏ محيط خانه و البته انديشيدن و پرداختن به همه چيز جامعه و دين و دانش و فعاليت اجتماعي و سياسي؛ اسلام اين است./انتهاي پيام/

پي‏نوشت:

1) بحارالانوار، ج 43 ، ص 24

2) بحارالانوار، ج 43 ، ص 24

منابع مقاله:
حديث ولايت، ج 3، دفتر مقام معظم رهبري

پربازدیدترین آخرین اخبار