انتخاب مشايي، يک تاکتيک سياسي؟
انتخاب اسفندیار رحیم مشایی به عنوان معاون اول دکتر احمدی نژاد، بحث داغ این روزهای کشور است، نوشته زیر سعی می کند با این قضیه را از دیدگاه دیگری ببیند. تذکر این نکته ضروری است که این نگاه جدید، دارای مقدار متنابهی خوش بینی است و به هیچ وجه اصراری بر درست بودن پیش بینی هایش ندارد.
مشایی به موقع خبرساز می شود
احمدی نژاد در بامداد جمعه 26 تیر، خبر انتصاب مشایی به معاون اولی خود را اعلام می کند. اعلام این خبر، تنها چند ساعت قبل از نماز جمعه هاشمی رفسجانی، موجی جدید را ایجاد می کند و این اتفاق را به شدت تحت تاثیر قرار می دهد.
جنگ روانی که احمدی نژاد ایجاد کرده است جواب می دهد و روزنامه های روز بعد، این کار احمدی نژاد هم پای سخنان هاشمی و حتی بعضا مهم تر از آن مطرح می کنند.
انتصاب مشایی در روزهای بعد، حتی پررنگ تر هم می شود و به بحث اصلی روز بدل می شود.
به راستی که گفته پروفسور مولانا عینیت پیدا می کند و این بار هم شخص احمدی نژاد نقش یک رسانه قوی را ایفا می کند و خیلی زود اثر خبری صحبت های هاشمی (بزرگترین رقیب احمدی نژاد) از بین می رود.
مشایی مانع سهم خواهی مجلسیان
اعلام انتصاب مشایی در ظاهر یک پیام جدی برای مجلس دارد. احمدی نژاد با این حرکتش اعلام کرده است که تسلیم خواسته مجلس در تحمیل وزاری دلخواه آنان نخواهد شد. احمدی نژاد با این کارش می خواهد جلوی حضور وزاری ضعیفی نظیر وزیر علوم را که چهار سال پیش از سوی مجلس به او تحمیل شدند را بگیرد.
شاید احمدی نژاد می توانست این انتصاب جنجالی را به بعد از رای اعتماد به وزرا موکول کند و خود را دچار دردرسر ننماید. اما تعجیل احمدی نژاد در اعلام حضور مشایی، برخلاف آنکه به نظر می رسد باعث سخت تر شدن رای اعتماد مجلس به دولت او می شود و چالشی جدی را برای احمدی نژاد به وجود آورده است؛ می تواند ابزاری جهت معامله با سهم طلبان مجلسی باشد.
مشایی از ماموریتش سربلند بیرون می آید
حکم مشایی موقت است و احمدی نژاد می تواند بعد از کاهش قدرت چانه زنی سهم خواهان مجلس و در نتیجه تقویت کابینه اش با وزاری مطلوب و کارآمد، با تشکر ویژه از اسفندیار رحیم مشایی، شخص دیگری را به جای او به این سمت بگمارد.