توبه گرگ...
اندر حکایت توابین مدیحه سرای حوادث اخیر
طی روزهای اخیر برخی از نان به نرخ روز خورها، بخصوص بی حیاهایی که در وبلاگ خود بسیجی ها را "حشره" نامیدند و به خیال خودشان کودتای مخملی به پیروزی نزدیک شده بود و بوی وزارت و صدارت به مشامشان خورده بود، با نوشتن توبه نامه و عذرخواهی به برخی مراکز فرهنگی که همه نان و آبشان از آنجاها تامین می شود، نفرت خود را از موسوی و اطرافیانش ابراز داشته و اظهار پشیمانی کرده اند.
توبه خوب است ولی اینکه کسی اوایل انقلاب جزو گروهکهای محارب باشد و خانوادگی دستگیر و زندانی شوند و با لو دادن دوستان خود توبه کند و دوباره با شلوغ شدن اوضاع وارد میدان شود، این خطرناک است.
چرا که این افراد مسئله دار زندان رفته و چند بار "غلط کردم" نوشته، هر آن که بادی بیاید، چریک بازی و "چه گوارا" شدنشان گل می کنند.
یک روز عضو کومله، یک روز موج سبز، یک روز ...
آقای ضرغامی! رئیس صدا و سیما!
حواست باشد. نظام اسلامی چند بار باید از این سست عنصران ضربه بخورد؟
اینان بروند و برای اربابانشان ترانه بسرایند ناله های سبزشان را سیاه کنند و سوگ سرود بسرایند و ...
اینها یک روز به فکر جدا کردن استانی از خاک ایران بودند و به نام خودمختاری و ... پاسداران غیور را به وحشیانه ترین شکل ممکن قتل عام کردند، و امروز با کودتای مخملی سبز خود، به فکر تقدیم حکومت به پیش پای سرا استکبار هستند.
گویند:
روزی "تیمور" شهری را به محاصره درآورد. هر چه کشتار و حمله کرد، نتوانست آنجا را فتح کند.
القصه تعدادی از اهالی شهر که به قول امروزی ها "اصلاح طلب" بوده و به فکر "تغییر" بودند، برخی از هموطنان خود را کشته، تعدادی دیگر را به اسارت درآورده و به عنوان خوش خدمتی، به خدمت تیمور آوردند و گفتند:
- تیمور بزرگ ... ما آنان را که مزاحم شما بودند و در برابرتان مقاومت می کردند، از بین بردیم، حالا شما قدم بر دیده ما نهاده و براحتی شهر را فتح کنید.
تیمور به سربازانش دستور داد همه آنان را گردن بزنند.
عده ای با تعجب به تیمور گفتند:
- اینان "موج سبز" ایجاد کرده و هموطنان خویش کشته و اسرایشان را تقدیم شما کرده اند، از چه رو باید این خوش خدمتان را کشت؟!
تیمور گفت:
- اینهایی که امروز این گونه به هموطنان خود رحم نکرده و خیانت کردند، معلوم نیست فردا با من چه کنند! پس اول گردن اینان را بزنید!