امروز امتحان بر سر نکته هاست...
کد خبر:۳۴۳۹۶
وبلاگ «شهاب»

امروز امتحان بر سر نکته هاست...

اگر بر هم زدن آشوب­ها و بازگرداندن امنیت، جرمی است که ولی فقیه آمر به آن بوده است، اگر دستگیری­های مسببین آشوب از نظر شما گناهی نابخشودنی است و ....، اما هنوز هم به خاطر دارم که آنچه خواص جامعه را در این آزمون رفوزه کرد برای این روز نیست تا برای آن، هزار دلیل از سقوط ولایت بر زبان آورند.

یک بار دیگر حرف­های آقا را خواندم. اول از اینکه چه قدر با تحلیل «انتخاب دهم و امتحان خواص» مطابقت داشت، خوشحال شدم. دوم اینکه بعضی­ها می گویند ولایت فقیه با این عرض و طول چیز سختی است و قابل پذیرش نیست. اینقدر گیر ندهید که همه باید تابع ولایت باشند. مردم که نرفتند کتاب ولایت فقیه امام (ره) را بخوانند، از امام (ره) خوششان آمد رهبریش را پذیرفتند؛ حالا هم بعضی­ها از آقا خوششان می آید و بعضی­ها هم نه.

اتفاقاً مشکل ما هم همین جاست. هر چقدر دلمان می خواهد قصه ولایت را ماسمال کنیم، زیر سبیلی رد کنیم، امتحان خدا تمام شدنی نیست. تقصیر ما چیست؟ خدا گیر داده است هر روز یک سوال جدید مطرح می کند، هیچ جوری هم کوتاه نمی آید! نه وقت آزمون تمام می شود و نه سوال ها تکراری! خوب وقتی امتحان سخت شد؛ چه باید کرد؟

گفته بودم که امتحان این دوره امتحان توده­ها نیست؛ گر چه با حساب امتحانی هم نگاه کنی آن کتاب نخوانده­ها، پیروز از جلسه آزمون بیرون آمدند. مردم هوشیارند. مشکل سر این نخبگان است، خطاب ما به نخبگان است، نخبگان ما هوشیار باشند. این خواصی که از میانشان کمتر کسی جان سالم از امتحان بیرون آورده.

اگر نخواهیم خیلی عقب برویم؛ اگر نخواهیم ریشه ولایت ناپذیری را تا دعواهای ابتدای دهه شصت سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با نماینده امام (ره) پی بگیریم؛ اگر نخواهیم ریشه­های مشکل را در زیر آب حکم حکومتی زدن حضرات بدانیم؛ اگر نخواهیم به جمله­های امام (ره) استناد کنیم که «کاخ نشینی خوی کاخ نشینی می آورد» و نگوییم خیلی از این خواص سال­هاست که کاخ نشین شده اند و خوی کاخ نشینی با ولایت پذیری سر سازش ندارد؛ اگر دعوا را تا جمله­های جلد آخر صحیفه دنبال نکنیم و باز هم به اصطلاح «جنگ فقر و غنا» به دیده اعتنا ننگیریم و اگر نبینیم رای های این دوره را که به شکل عجیبی «فقر و غنا» را نشان می دهد؛ باید بگوییم این خواص تا جایی ولی فقیه را ولی می دانند که به نظرشان، نظر او درست باشد، اما آنجا که نظر رهبری تفاوت دارد باید به هر ریسمانی چنگ زد تا از حکم او سر پیچید. اشکالی ندارد؛ آخوندهایشان به سبک آن لطیفه تاریخی – که می گوید طلبه­ها اول یک نفر را فاسق اعلام می کنند تا غیبت اش حلال شود! – ولی فقیه را از عدالت می اندازند تا با خیال آسوده احکامش را به هیچ انگارند. باقی­شان هم وضعشان معلوم است؛ خیالی نیست...

اگر بر هم زدن آشوب­ها و بازگرداندن امنیت، جرمی است که ولی فقیه آمر به آن بوده است، اگر دستگیری­های مسببین آشوب از نظر شما گناهی نابخشودنی است و ....، اما هنوز هم به خاطر دارم که آنچه خواص جامعه را در این آزمون رفوزه کرد برای این روز نیست تا برای آن، هزار دلیل از سقوط ولایت بر زبان آورند.

اول بار سرپیچی از آن جملات اول فروردین بود که ولی فقیه در آن، دامن زدن به هرگونه شائبه تقلب در انتخابات را نهی کرد و این خواص باز هم بر طبل تقلب کوفتند و قصه از آنجا بالا گرفت که همین ولی فقیه در پیام بعد از انتخابات به همین خواص امر کرد که «باید» به حمایت رئیس جمهور منتخب بیایند و آنها به بدترین نحو جوابش دادند. امتحان انتخابات دهم، قریب چهار ماه است که برای خواص آغاز شده و از آن شیخ بی هوا  هوس درس خارج گو تا آن شیخ نماز جمعه که سودای رهبریش دل­هایی را هوایی کرده تا آن سیدِ علم به دوشِ این روزها، همه رفوزه شدند ولی باز هم خدا سوت پایان را نمی زند تا هر چه در دل­هایشان است بیرون ریزد و بغض های فروخفته­شان نسبت به ولایت فقیه و ولی فقیه زمان را آشکار سازند و دردناک­تر اینکه بی هوا و هوس­ها را هم به «امتحان بصیرت و زمان شناسی» مبتلا می کند....

نگویید چرا این قدر سخت گیرانه به تک تک کلمات آقا گیر دادی تا پاپوشی برای خواص بدوزی: تقصیر من نیست؛ امتحان خدا این بار از «نکات» درس است نه از «کلیات». کلیات را قبلاً امتحان گرفته و جماعتی دیگر از خواص آن زمان از جمله آن شیخ نایب ولی فقیه در آن مردود شده اند؛ امروز امتحان بر سر نکته هاست ...

پربازدیدترین آخرین اخبار