دوراهي مرگ و زندگي براي احمدي نژاد
چند روزی به علت مسافرت به مشهد الرضا علیه السلام، از فضای مجازی به دور بودم. همین باعث تاخیر در تایید و پاسخ پیام های مطلب قبل و البته نگاشتن مطلب فعلی شد.
1. اسفندیار رحیم مشایی به معاونت اولی رییس جمهور منصوب گردید. این خبری بود که در همان مشهد و پس از سخنرانی غرای دکتر در صحن حرم رضوی شنیدم و از آن روز تا الان دارم فکر می کنم ... حضور مشایی در دولت قابل پیش بینی بود اما اعتراف می کنم به عنوان معاون اول، حاشا و کلا ...
2. قبل از آنکه اصل مطلب را بنویسم این نکته مهم را یادآور می شوم که این انتصاب برای هرکس ناراحت کننده باشد و بخواهد اعتراض کند، قابل قبول است مگر دوستانی که من اسم شان "منافقین" می گذارم. آنان که روزی سیدشان گفت: "اسراییل مسئله ما نیست"، یا آنانکه غرق در مدرنیته غرب بارها و بارها اسلام را با قرائت های مختلفی معرفی نمودند که نه تنها سر و سری با روح شیعه نداشت که در یک کلام همان اسلام ناب آمریکایی بود! پس حالا باید بجای نق زدن باید پای احمدی نژاد را هم ببوسند که مردی از جنس خودشان را معاون اول خود معرفی کرده است.
3. و اما ما، احمدی نژاد و مشایی:
علت اینکه چرا دکتر او را معاون اول خود گزارده را حقیقتا نمی دانم و نمی توانم بفهمم. اما می دانم دکتر تیزهوش تر از این هاست که نفهمد مشایی از جنس او و دولتش نیست و لحظه به لحظه حضور وی در این دولت یعنی خسران برای کلیت یک گفتمان ...
به نظرم دکتر آدمی هم نیست که علیرغم ضریب هوشی بالایش، و اعتراضات مختلفی که توسط دوستدارانش به او بواسطه این انتخاب شده است نتواند تصمیم نهایی را بگیرد و برای همیشه این لکه ننگ را از دامان خود پاک کند.
اما آنچه که برای من و احتمالا همه دوستداران این گفتمان مبهم باقی مانده چرایی این اقدام دکتر است و حرفهای مبهمی که وی از رابطه خود با مشایی می زند. اگر اینجا فضای عمومی نبود "با ذکر چند نمونه" بازتر می نوشتم، اما اجمالا سخنم برمی گردد به شخص اسفندیار رحیم مشایی. تسخیر کردن انسان ها فقط به فیلم های سینمایی میهج محصور نمی شود ...
4. اما تکلیف چیست؟
فکر می کنم اگر موج اعتراضات فقط مربوط به فعالان سیاسی و ... بود، از بدخیمی اوضاع کمی کاسته می شد اما حال که نظر رهبری عزیز پیرامون پاشنه اسفندیار دولت، کتبا و صریحا به رییس جمهور ابلاغ شده است همه چیز روشن است. احمدی نژاد باید بین دوراهی گفتمانی که دولت خود را به وسیله آن بوجود آورده است و مثال نقض این گفتمان (اسفندیار رحیم مشایی) دست به انتخاب بزند. اگرچه اخبار ضد و نقیضی به گوش می رسد اما در نهایت با توجه به شناختی که از احمدی نژاد دارم مطمئن هستم نامه رهبری به وی کار را تمام خواهد ساخت و مشایی از سمت خود عزل خواهد شد و یا استعفا خواهد داد اما اگر به هر دلیلی این اتفاق نیفتد، به عنوان کسی که همه افکار او را می شناسند اعلام می کنم احمدی نژادی که در این دوراهی مشایی را انتخاب کند، شخصا برای من پشیزی نمی ارزد. این به معنای پشیمانی ام از راهی که 4 سال است آغاز شده نیست چرا که اگر هزار بار دیگر این 4 سال عمرم تکرار شود نه تنها دوباره از احمدی نژاد و گفتمان امام و انقلاب حمایت خواهم کرد که هر بار سعی خواهم کرد تا کم کاری هایم را نیز جبران کنم اما این دفاع و حمایت تنها و تنها منوط به احمدی نژادی است که تناقضات خود را رفع کند.
مشایی از این حیث خطرناک است که خطر او خطر گفتمانی است و از قضا حمایت ما هم از این دولت بر سر گوجه فرنگی و خیار شور نبوده است بلکه به خاطر همان گفتمان است. احمدی نژاد گفتمانی سخن می گوید و عمل می کند. او با جسارت خاص خودش از نابودی اسراییل می گوید اما مشایی از دوستی با مردم آن می گوید. احمدی نژاد از فراگیری اسلام در جهان می گوید. از پیام انقلاب و آرمانهای آن می گوید اما آن موجود از دوران پایان یافته حکومت جهانی یک دین در دنیان سخن می گوید و موارد دیگر که گفتن آن جز افزایش غم و اندوه سودی ندارد.
حتی اگر واقعا هم احمدی نژاد از مشایی محاسنی دیده که هیچ کدام از 25 میلیون رای دهنده به وی را توان دیدن آن محاسن نیست، دکتر تنها باید بر اساس یک اصل اخلاقی که امیرالمومنین علیه السلام در نهج البلاغه مطرح می کند از انتخاب مشایی صرف نظر می کرد: "اتقوا من مواضع التهم"
علی ای حال، دکتر خاطر ما را مکدر ساخته است. حتی اگر مشایی عزل شود. اگرچه دوباره تاکید می کنم کسانی که به احمدی نژاد رای نداده اند و یا رای داده اند اما به این گفتمان اعتقادی ندارند حق اظهار نظر ندارند. برای من احمدی نژاد عزیز است. چون او اگر یک مشایی را دارد اما هزار و یک نقطه مثبت در کارنامه خود دارد که هر کدامش به کل جریان مقابل می ارزد اما نام مشایی آنقدر عذاب آور است که ...
تا الان هرچه به یاد دارم تجلی بسیاری از جملات امام (ره) را به صورت عینی در احمدی نژاد دیده بودم. ساده زیستی، سلامت مالی و اخلاقی، صداقت، پرکاری، توجه به مستضعفین، روحیه ضد استکباری و شجاعت و ... اما این بار جمله ای از امام (ره) را خطاب به دکتر می نویسم که بیش از هر چیز انذار دهنده است.
امام در نامه سال 63 یا 64 (دقیق در خاطرم نیست) خطاب به مجلس خبرگان ضمن چند هشدار، در ادامه تلویحا نسبت به برخی اطرافیان منتظری انذار می دهند و می نویسند:
الله الله در انتخاب اصحاب خود ...
آقای احمدی نژاد! منتظری از قائم مقامی رهبری عزل شد و تا آخر عمر بی برکت خود باید طعم ذلت را بچشد چون حرف و نظر ولی فقیه زمان خود را گوش نداد و نه تنها از مهدی هاشمی ملعون حمایت کرد بلکه خسره دنیا و آلاخره شد. مشایی خیلی کوچکتر از مهدی هاشمی است و شما هم کوچکتر از منتظری سال 67. اما تاریخ با هیچ کس شوخی ندارد. اگر نظر خود را بر نظر رهبری مقدم بدارید هیچ فرقی میان شما با میرحسین موسوی، سید محمد خاتمی و ... نیست...
فراموش نشود که شما از سر کدام سفره برخواستید. سفره ای که بهمن 57 پهن شد. رهبری عزیز هم 21 سال است با خون دل آن را نگه داشته است. اگر همچون احمدی نژاد 84 تا تا 88 در عمل پای همان سفره نشسته اید جان ما نیز در خدمت همان راهی است که شما انتخاب کرده اید اما اگر غیر از این باشد شما را به خیر و ما را به سلامت. کامل تر از شما را نیز تاریخ به خود خواهد دید .../انتهای پیام/