انسان ممکن الخطاست و نه جایز الخطا
پاتوق شيشه اي- می نویسم، چرا که میگویند سکوت علامت رضاست
حقیقتاً انتصاب مشایی به معاون اولی توسط رئیس جمهور علاوه بر اینکه تعجب مخالفان سرسخت و قدیمی دولت نهم و گفتمان اصولگرایی را بر انگیخت، شوک عظیمی را به حامیان دولت نهم و همچنین افراد ولایتمداری که احمدی نژاد را فرد اصلح می دانستند وارد کرد.
این شوک هنگامی بیشتر شد که خبر رسید احمدی نژاد با وجود نامه رهبر فرزانه انقلاب مبنی بر مصلحت ندانستن انتصاب مشایی همچنان بر این خواسته خود اصرار ورزیده است!
اما چه گذشت؟
همه چیز از مشهد شروع شد و جلسه هیئت دولت. محمود احمدی نژاد که پنجشنبه 25 تیرماه به مشهد رفته بود تا به گفته خودش شکرانه 4 سال خدمت دولت نهم را به جای آورد، همان شب در جلسه هیئت دولت از شش تغییر جدید در کابینه اش خبر داد اما یکی از تغییرات تعجب همه را برانگیخت؛ شاید خود هیئت دولت نیز شوکه شدند.
احمدی نژاد استفندیار رحیم مشایی را به عنوان معاون اول خود انتخاب کرده بود!
این انتخاب از آنجا عجیب بود که مشایی در طول 4 سال گذشته کارنامهای ناموفق را از خود به یادگار گذاشته بود.
ابراز دوستی با مردم اسرائیل، رقص زنان ترک و مراسم عجیب حمل قرآن، برخی از مواردی بود که در طول این مدت اعتراضات بسیاری را متوجه رحیم مشایی کرد به طوری که واکنش مراجع تقلید و حتی رهبری را به دنبال داشت.
اما شوک وارد شده هنگامی بیشتر شد که احمدی نژاد روز شنبه 26 تیرماه حکم این انتصاب عجیب را صادر کرد.
از همان ساعات اولیه انتشار این حکم در خبرگزاری ها، برخی از حامیان احمدی نژاد و اصولگرایان در مصاحبه با رسانه ها و از روش های دیگر نارضایتی خود را از این انتصاب اعلام کردند و خواستار تجدید نظر رئیس جمهور و همچنین استعفای مشایی شدند.
با این حال احمدی نژاد سه شنبه شب در مصاحبه با واحد مرکزی خبر بدون اعتنا به نارضایتی حامیانش از این اقدام خود حمایت و بر فعالیت مشایی در سمت معاون اولی تاکید کرد.
وجه مشترکی که همه حامیان دولت در مصاحبه هایشان به آن اشاره میکردند، غافلگیر شدن آنها بود.
طبیعتاً من و دیگر دوستان وبلاگ نویس هم غافلگیر شدیم؛ این غافلگیری ما را مجبور به انتخاب دو رویکرد متفاوت کرد.
برخی از دوستان از همان ابتدا به خصوص پس از انتشار حکم مشایی به صورت محترمانه و غیر محترمانه اعتراض خود را به این اقدام احمدی نژاد اعلام کردند.
برخی دیگر از دوستان از جمله خود بنده حقیر نیز صلاح را در این دانستیم که با توجه به شرایط کنونی و بار تخریبی که پس از انتخابات علیه دولت ایجاد شده است، فعلاً تا روشن شدن اصل موضوع سکوت کنیم و احمدی نژاد را در این شرایط تنها نگذاریم.
این دو رویکرد که بدون تردید هر دوی آنها طبیعی بود باعث ایجاد سوء تفاهم ها و بحث های جزئی بین دوستان شد. برای مثال یکی از رفقای عزیز شدیداً به بنده انتقاد کرد و گفت که "این چرت و پرت ها چیه که نوشتی!"، من هم برای او دلایلم را توضیح دادم.
حتی پیش از اینکه مطلب قبلی ام را در مورد مشایی منتشر کنم یکی دیگر از دوستان سعی داشت تا از این کار منصرفم کند؛ هم او حق داشت هم من.
اما برعکس شب گذشته یکی از رفقا که موضع سختی علیه احمدی نژاد گرفته بود خبر داد که خیلی از دوستان شدیداً به او اعتراض کردهاند و گفته اند که چرا شرایط فعلی را درک نمیکند!
با این حال این دو رویکرد هنگامی ایجاد شد که هنوز خیلی از ما از حکم حکومتی رهبری به احمدی نژاد در خصوص مشایی خبر نداشتیم و چه بسا که اگر داشتیم آنموقع همه با هم موضعی یکسان اتخاذ میکردیم.
در هر صورت اکنون در حالی که بیش از 3 روز از ابلاغیه رهبر فرزانه انقلاب به محمود احمدی نژاد میگذرد هنوز نه خبری از برکناری به گوش میرسد و نه از استعفا و راحت بگویم، این یعنی "فاجعه" .
کلام آخر اینکه: فرقی نمیکند که چه کسی در مقابل رهبری قرار گیرد؛ موسوی، هاشمی، کروبی، خاتمی، بنی صدر، رجوی، ... و یا حتی محمود احمدی نژاد.
اگرچه الان هم دیر است اما بهتر است آقای احمدینژاد تا همه چیزش را از دست نداده به خودش بیاید.
انسان ممکن الخطاست و نه جایز الخطا