انسان هاي خاکي
پاتوق شیشه ای- به نام خداوندی که هر چه هست از اوست و هر چه نیست از مصلحت اوست.
بیداریم و به آسمان می نگریم ُ به اطرافمان می نگریم و در اطراف خود کسانی را می بینیم که هر کس به طریقی یا شاد است و یا غمگین؟
آن ها هر کدام افکاری در ذهن دارند و همه آن ها افکارشان با هم متفاوت است افکارشان سفید و خاکستری و سیاه است.
در بین آن ها انسان هایی خاکی ُ صادق ُ پاک و همچنین انسان هایی مغرور و متکبر و نادرست هم در این میان دیده می شود ولی من به انسان های خاکی می اندیشم و با افکار آنان جلو می روم.
انسان های خاکی از نگاه من مثل من و تو میخندیدند حتی شیرین تر از خنده ی ما، آسمان زندگیشان آبی ، آبی تر از من و تو ، قلبشان پاک ، پاک تر از قلب من و تو ولی تفاوت آن های با من و تو در این است که آن ها به خدا نزدیک تر از ما بودند و من و تو.
وقتی به عمق درون آن ها می نگرم و خاطراتشان را ورق می زنم می بینم که آن ها برایشان خوشبختی واقعی بهشت خداست و از درک و فهم خودشان درست استفاده می کنند و اما آیا من و تو از این درک و فهم خود و آنچه که داریم به اندازه آن ها درست استفاده میکنیم؟
خدایا توکلم به توست.