«سکوت تاريخ»؛ فريادگر «سقوط نخبگان»
کد خبر:۳۴۶۹۶
يادداشت

«سکوت تاريخ»؛ فريادگر «سقوط نخبگان»

نهيب بلند «تاريخ صدر اسلام»، فريادگر سقوط نخبگاني است که در گذر ايام به «اشرافي گري و مال اندوزي نامشروع» روي آورده بودند و بخاطر اعتماد بي دليل به فرزندان خويش، چشم بر خطاهاي فاحش آنان بسته بودند.

گروه انديشه - صحنه انتخابات کشور همواره عرصه ظهور و بروز سلايق مختلف سياسي و نقطه عطفي در تعيين عيار صلاحيت افراد است.

انتخابات دهم رياست جمهوري نيز به عنوان آوردگاهي براي جريانات و گروه هاي سياسي از يک طرف و اراده مردم از طرف ديگر، شاهد بروز پديده هاي ارزشمندي است که مسير حرکت آتي انقلاب اسلامي را مشخص خواهد کرد.

تک درس ماندگار تاريخ روحانيت سخت کوش تشيع مويد اين مساله است که دفاع از حريم روحانيت و حريم قدسي آن، جز با زدودن «آخوند هاي درباري» ميسر نخواهد شد. کوتاهي از اين وظيفه در حادثه مشروطيت باعث شد تا به فتواي آخوندي فراماسون، نظير شيخ ابراهيم زنجاني، مرجع تقليد شيعه و مجاهد نستوه علامه شهيد شيخ فضل ا... نوري را در جلو چشم مردم مسلمان تهران توسط يپرم خان ارمني به دار بکشند! تاريخ حکايت مي کند تماشاچياني که «آقازاده اي محترم» را هم جزو آنان شمرده اند برپاي چوبه دار به کف زدن و شعار دادن برعليه ايشان مي پرداختند.

نهيب بلند «تاريخ صدر اسلام»، فريادگر سقوط «نخبگان»ي است که در گذر ايام به «اشرافي گري و مال اندوزي نامشروع» روي آورده بودند و بخاطر اعتماد بي دليل به فرزندان خويش، چشم بر خطاهاي فاحش آنان بسته بودند.

فرازي ديگر از تاريخ به ما يادآور مي شود که سابقه انقلابي هيچ فردي براي وي مصونيت و معصوميت مادام العمري فراهم نمي کند. رفتار قاطعانه امام راحل عظيم الشان‌مان با پديده خروج «شيخ ساده لوح»، درعين حالي که مستناد رفتار انقلابيون عالم را فراهم مي آورد، اتمام حجتي براي تمامي آناني است که براي اداي تکليف انقلابي خويش ملاحظه هيچ سابقه اي را نکنند و ملاک را «حال فعلي افراد» بدانند.

فضاي ايجاد شده در بستر مناظرات انتخاباتي نامزدها و اشارات انقلابي صورت گرفته  پيرامون مسائل مطروحه در باب برخي «آقازادگان شناخته شده» که بازتاب بغض فروخورده فرزندان اصيل انقلاب بود، «انقلاب سوم»ي را رقم زد که به مراتب بزرگتر از انقلابين اول و دوم مي باشد. اگر انقلاب اول، مسير مبارزه امام راحل را با استبداد طاغوت به پيروزي رسانيد و انقلاب دوم فرزندان دانشجوي ايشان انقلاب اسلامي را وارد فاز مواجهه صريح با استکبار جهاني کرد، اين انقلاب سوم است که توسط نسل سومي ها و براي «مبارزه با اشرافيت» رسوخ کرده در کالبدهاي مقدس صورت مي گيرد و منجر به تطهير هميشگي انقلاب از انحرافات افرادي خواهد شد که سعي داشته اند کارنامه درخشان انقلاب را با عملکرد غير قابل دفاع خود و اطرافيان آلوده شان در زمينه رواج «سيره اموي و فرهنگ اشرافي‌گري» لکه دار نمايند.

نسخه ابوذري؛ رسالت تاريخي من و تو 

اين نقطه عطف تاريخ انقلاب، بايستي از سوي وفاداران و دلسوزان فرهنگ مترقي عدالت طلبي، به عنوان بستري براي پالايش نفوذي هاي لانه کرده در اکناف تاريخ معاصر کشور مورد بهره برداري قرار گيرد. هرگونه غفلت خواص اهل حق از انجام رسالت تاريخي خويش، در اين مقطع تاريخي، گناهي نابخشودني بوده و افتادن در دامي است که اموي سيرتان زمان براي آنان تدارک ديده اند.

در اين مسير، آنان با بهره گيري از رسانه هاي قدرتمند خويش اعم از «روزنامه هاي نفتي» و «ماهواره هاي غربي» درصددند تا هرگونه فرياد عدالتخواهي و مطالبه گري از سوي محرومان و مستضعفان –وارثين و ولي نعمتان انقلاب اول – را در گلو هايشان خفه سازند.

اينک بايستي بيش از پيش به ياري «فرياد عدالت» پرداخت تا بطون مملو از لقمه هاي حرام، در عاشوراي قرن پانزدهم هجري، حسين (ع) را به «مسلخ انتقام» نکشانند. آنان که آتش فشان بازي مي کنند در لهيب تهديد هايشان چنين اباطيلي را مي پرورانند!

از ديدگاه برخي صاحب نظران مسائل سياسي، تمامي تلاش و تقلاي بي سابقه «اصحاب جملات» در کوران فضاي سياسي کنوني کشور، برآن است که با جملات مسموم و شانتاژهاي رسانه اي خويش مانع از رسيدگي انقلابيون به پرونده هاي تاريک آنان گردند.

در اين مسير، آنان با بهره گيري از رسانه هاي قدرتمند خويش اعم از «روزنامه هاي نفتي» و «ماهواره هاي غربي» درصددند تا هرگونه فرياد عدالتخواهي و مطالبه گري از سوي محرومان و مستضعفان –وارثين و ولي نعمتان انقلاب اول – را در گلو هايشان خفه سازند.

«ناکثين جملي» همان پيمان شکناني که بخاطر تبعيت کورکورانه از فرزندانشان، امروزه در اعماق تاريخ، به بدنامي مدفونند، روزگاري نه چندان دور از زمره صحابه اي بوده اند که بارها تا مرز شهادت در ميادين جهاد پيش رفته بودند و حتي براي تثبيت قدرت علوي در شوراي شش نفره معروف تاريخ، از هيچ کوششي در حق مولا علي (ع) دريغ نکرده بودند!

نهيب بلند «تاريخ صدر اسلام»، فريادگر سقوط «نخبگان»ي است که در گذر ايام به «اشرافي گري و مال اندوزي نامشروع» روي آورده بودند و بخاطر اعتماد بي دليل به فرزندان خويش، چشم بر خطاهاي فاحش آنان بسته بودند.

حکايت «اصحاب جمل» که به بهانه خونخواهي خوني که خود ريخته بودند به منازعه با ولي امر شرعي زمان خود پرداختند، داستان تکراري تاريخ هر انقلابي است که مسئولان و متوليان آن از آرمان ها و ارزش هاي آن فاصله بگيرند.

«ناکثين جملي» همان پيمان شکناني که بخاطر تبعيت کورکورانه از فرزندانشان، امروزه در اعماق تاريخ، به بدنامي مدفونند، روزگاري نه چندان دور از زمره صحابه اي بوده اند که بارها تا مرز شهادت در ميادين جهاد پيش رفته بودند و حتي براي تثبيت قدرت علوي در شوراي شش نفره معروف تاريخ، از هيچ کوششي در حق مولا علي (ع) دريغ نکرده بودند!

امروزه از ديدگاه انقلابيون نسل سومي تداوم نهضت عدالتخواهي امام خامنه اي در گرو طي قاطعانه مسير مطالبه گري از آقازاده هايي است که کوس رسوائي شان بر کوي و برزن طنين انداز شده است.

اما به شهادت تاريخ، حلقوم ابوذرهاي زمان، عليرغم تمام چنگ اندازي هاي دستگاه زر و زور مدرن، رسواگر جناياتي است که اموي سيرتان دهر در پساسوي اوراق تاريخ مرتکب شده اند. امروزه از ديدگاه انقلابيون نسل سومي تداوم نهضت عدالتخواهي امام خامنه اي در گرو طي قاطعانه مسير مطالبه گري از آقازاده هايي است که کوس رسوائي شان بر کوي و برزن طنين انداز شده است.

توجه به اين واقعيت است که علت العلل رفتارهاي قانون گريزانه و ساختارشکنانه برخي افراد خوش سابقه را در فضاي امروز توجيه مي کند.

از اينرو در فضاي کنوني کشور، عليرغم اقناع افکار عمومي کشور از صحت نتايج انتخابات دهم رياست جمهوري، هنوز هم عده اي شناخته شده -که در سرسلسله فهرست بلند مفاسد اقتصادي براي مردم شناخته شده اند- به تشويش اذهان دامن بزنند. واقعيتي که در فراسوي تمامي داعيه هاي مردم گرايانه برخي رجال سياسي بالعيان و ناخواسته متجلي شده و مي شود.

ماجراي عزل «شيخ ساده لوح» از سوي امام(ره)، خروج عبدالله نوري در دادگاه معروفش و عدول وي از مواضع انقلابي گذشته اش، استعفاي آقاي طاهري در شب 18 تير و تهديد وي به «شورش هاي خياباني» -که هيچ نتيجه اي عايد وي نکرد- و موارد متعددي از ريزش خواص و سقوط نخبگان، را در گوش ديگران فرياد مي زند.

خودشيفتگي و «خودنظام انگاري» برخي بزرگان، بزرگترين خطاي نابخشودني تاريخي آنان است. نظام اسلامي با همه مجاهدات مجاهدان بي ادعايش، هيچ نوع وابستگي به افراد ندارد و تاريخ سراسر افتخارآميز آن برخلاف سياه نمايي برخي شکست خوردگان بازي هاي سياسي، مويد اين ادعاست که اين نظام الهي با هيچکس پيوند اخوت دائمي ندارد.

ماجراي عزل «شيخ ساده لوح» از سوي امام(ره)، خروج عبدالله نوري در دادگاه معروفش و عدول وي از مواضع انقلابي گذشته اش، استعفاي آقاي طاهري در شب 18 تير و تهديد وي به «شورش هاي خياباني» -که هيچ نتيجه اي عايد وي نکرد- و موارد متعددي از ريزش خواص و سقوط نخبگان، را در گوش ديگران فرياد مي زند.

سکوت معنادار توده غالب مردم در برابر اين سقوط هاي دهشتناک،  فرياد بلندي از بي تفاوتي آنان نسبت به سرنوشت کساني است که از مدت ها پيش، سفره خود را از مردم جدا کرده و در لايه هاي مرفه جامعه سکني گزيده اند.

عده اي که براي فرار از پاسخ گويي در پيشگاه امت قهرمان ايران، با استفاده از تاکتيک فرار به جلو، خود را معادل نظام مي انگارند و با تعميم اشتباهات طبيعي فردي خود به کل نظام، خوراک تبليغاتي براي مغرضين فراهم مي آورند، چيزي جز فراهم کردن سقوط خود درو نخواهند کرد.

سکوت معنادار توده غالب مردم در برابر اين سقوط هاي دهشتناک،  فرياد بلندي از بي تفاوتي آنان نسبت به سرنوشت کساني است که از مدت ها پيش، سفره خود را از مردم جدا کرده و در لايه هاي مرفه جامعه سکني گزيده اند.

سفره هاي جدا؛ عامل سقوط نخبگان

قرابت عجيب تاريخي درباره خواص و نخبگان انقلاب علوي و انقلاب سلامي ايران به چشم مي خورد. اتفاقا مشکل تاريخي ياران اصيل امام علي (ع) و همچنين مشکل کنوني مردم انقلابي ايران اسلامي، با معدود مسئولان خوش سابقه اي که براي خود يا فرزندان خويش، آلاف و الوفي فراهم نموده فرهنگ اشرافي گري متظاهرانه را رواج دادند و در آن مقطع تاريخي در برابر «عدالت علوي» صف آرايي نموده بودند و اينک در برابر شعارهاي عدالت خواهانه رياست محترم جمهور –که درواقع ريشه در اصل شعارهاي انقلاب اسلامي دارد- احساس خطر مي کنند از همين «جدايي سفره ها» آغاز شده است!

اين چه استدلالي است که برخي تصور مي کنند که  هرکسي درباره عملکرد آنان کوچکترين سئوالي داشته باشد و کمترين مطالبه «پاسخگويي» از ساحتشان درخصوص عملکرد طولاني مدت چندين ساله آنها بکند، پس حتما به رهبري اتهام وارد نموده است؟!

مسلما انتصاب اشتباهات افراد به کل نظام، دقيقا خواسته زخم خوردگان و ضدانقلابيون مطرودي است که چراغ بدست، دنبال مچ گيري، انتقام گيري و عقده گشايي هاي خود از اين حرکت توفنده ملت قهرمان ايران مي باشند، از اينرو «قدسي سازي» شأن مديران اجرايي گذشته (که درکنار خدمات متعدد نظام  ديني، آنان بعضا مرتکب اشتباهات نيز شده اند) و «اهانت به کل نظام» قلمداد نمودن ذکر آن اشباهات، بزرگترين جفا درحق بزرگمرد روحانيت معاصر - امام راحل عظيم الشان ملت- و تمام مجاهدان مخلصي است که خود را درهيچ شرايطي، طلبکار نظام نمي دانند.

آيا انتقاد به برخي عملکردهاي غلط گذشته، انتقاد به رهبري است؟

برخي از «نخبگان قدرت» بمنظور فرار از پاسخگويي درباره عملکرد طويل المدت خويش در مناصب مختلف، راه هرگونه انتقاد و پرسشي را براي منتقدين و مخالفين خود مي بندند. طبيعي است که درچنين فضايي، اطرافيان چاپلوس و متملقين ناکارآمد، گرداگرد اين قبيل نخبگان را احاطه مي کنند و فاجعه شکاف اين نخبگان از بدنه مردمي خود عميق تر رخ مي نمايد. پديده اي که در بلند مدت به «گسست نخبگان» از توده مردم مي انجامد.

اين چه استدلالي است که برخي تصور مي کنند که  هرکسي درباره عملکرد آنان کوچکترين سئوالي داشته باشد و کمترين مطالبه «پاسخگويي» از ساحتشان درخصوص عملکرد طولاني مدت چندين ساله آنها بکند، پس حتما به رهبري اتهام وارد نموده است؟!

فرزانه اي تيزبين که به شهادت تاريخ پرافتخار نهضت اسلامي قرن چهاردهم، درسکوت و خروشش حکمت ها نهفته است؛ مدال بي بديل«بهترين دولت ايران از صدر مشروطه تاکنون» را به يک دولت مظلوم، بي ادعا، پرکار، ساده زيست و داراي جرات مبارزه با فساد اعطا نمودند تا در تارک تاريخ اين سرزمين، به عنوان دولتي که «روند غرب باوري در بدنه مديران اجرايي رامتوقف نمود» و «عزت ملي را اعاده نمود» همواره به اين مساله افتخار کند.

مگر خود «رهبري مردمي و ساده زيست» اين ملت نبوده که با طرح شعار «پاسخگويي» به عنوان شعار سال، مهر تاييدي به اين پديده مبارک نهادند؛ همو که پيشتاز صف مبارزه با فقر و فساد و تبعيض مي باشد، همان رهبري عظيم الشاني که براي مبارزه با فساد عده اي شناخته شده، فرمان هشت ماده اي معروفشان را خطاب به سران سه قوه صادر کردند و افسوس که آنگونه که بايد و شايد جدي گرفته نشده است.

فرزانه اي تيزبين که به شهادت تاريخ پرافتخار نهضت اسلامي قرن چهاردهم، درسکوت و خروشش حکمت ها نهفته است؛ مدال بي بديل«بهترين دولت ايران از صدر مشروطه تاکنون» را به يک دولت مظلوم، بي ادعا، پرکار، ساده زيست و داراي جرات مبارزه با فساد اعطا نمودند تا در تارک تاريخ اين سرزمين، به عنوان دولتي که «روند غرب باوري در بدنه مديران اجرايي رامتوقف نمود» و «عزت ملي را اعاده نمود» همواره به اين مساله افتخار کند.

از ديدگاه اين ملت غرص کردن علف هاي هرز سبزين نما، ضرورتي براي تداوم حيات طيبه سبز قامتان تاريخ است.

حال چگونه قابل قبول خواهد بود که فردي - که از هيچ حرکتي براي سياه نمايي عليه اين دولت فروگذار نکرده است- مدعي هم شاني خود با چنين فرزانه اي شود. و انتقاد به خود را انتقاد به چنين رهبري تلقي نمايد؟!

ياللعجب که برخي درحالي ادعاي سکوت در برابر دولت را مي کنند که رسانه هاي بي شمار منتسب به طيف آنان در طي اين 4 سال نه تنها يک بار هم ذکري از محاسن دولت برگزيده ملت برنياوردند، بلکه برعکس، تمام توان رسانه اي طيفي خاص که خود را به بزرگاني منتسب مي کنند – که باوجود تفاوت زاويه نگاهشان با رهبري در اين خصوص (و ساير جهات متعدد) دم از همراهي و هم شاني با رهبري مي زنند- معطوف آن شد تا عليه اين اراده ملت هرچه توانستند بنويسند و بگويند. اما تصميم ملت، براساس عملکرد ملموسي بود که خود آن را به عينه حس مي کردند نه القائيات مشتي قلم بدست اجاره اي!

از ديدگاه اين ملت غرص کردن علف هاي هرز سبزين نما، ضرورتي براي تداوم حيات طيبه سبز قامتان تاريخ است.

مهدي فيروزکوهي

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار