اسطورههای سبز
پاتوق شيشه اي -
مقام معظم رهبري: شما عزيزان پاسدار، حقا فرزندان معنوى حسين بن علي (ع) هستيد. (1)
حضرت امام خمينى (ره) به مناسبت روز پاسدار در سوم شعبان سال 1358 با ارسال پيامي به مناسبت ولادت امام حسين (ع)، سوم شعبان را روز پاسدار ناميدند.
بسم الله الرحمن الرحيم
روز مبارک سوم شعبان المعظم را که روز طليعه پاسدار و پاسدارى از مکتب مترقى اسلام است، به عموم همميهنان و به خصوص پاسداران انقلاب اسلامى تبريک عرض ميکنم و به حق بايد اين روز معظم را روز پاسدار بناميم، روز ولادت با سعادت بزرگ پاسدار قرآن کريم و اسلام عزيز است، پاسدارى که هر چه داشت، در راه هدف اهدا کرد و اسلام عزيز را از پرتگاه انحراف رژيم طاغوت بنى اميه نجات داد. اگر فداکارى پاسداران عظيمالشأن اسلام و شهادت جوانمردانه پاسداران و اصحاب فداکار او نبود، اسلام در خفقان رژيم بنى اميه و رژيم ظالمانه آن وارونه معرفى مىشد و زحمات نبى اکرم (ص) و اصحاب فداکارش به هدر مى رفت... همه پاسدار اسلام و حکومت حق باشيد.
در اينجا پاسداري اين است که اين حکومت، حکومت عدل باشد و پاسداري از عدالت باشد، پاسداري از عدالت اين است که پاسدار خودش موصوف به عدالت باشد تا بتواند پاسداري از عدالت کند...
انتخاب روز پاسدار پر معناست، من اين روز شريف و عيد سعيد را به عزيزان پاسدار كه رسماً و صريحاً در راه حسين بن على (ع) قدم گذاشتهاند و با جان خود با خداى بزرگ پيمان بستهاند و در طول سالهاى دشوار انقلاب بر سر اين پيمان ايستادهاند، صميمانه تبريك عرض مىكنم.
اين روز پاسدار كه روز ولادت امام حسين (ع) است و اين انتخاب بسيار پرمضمون و پرمعنا، براى يكايك پاسداران قابل تدبر و تعمق و درسگيرى است، همه روى اين نكته بايد تأمل و دقت كنند، اين يك درس مستمر است.
روز پاسدار برازنده پاسدار، يكى از بهترين نامگذاريها، همين نامگذارى «روز پاسدار» است، براى پاسدارانى كه از ساعت اول پيروزى انقلاب، چه آن وقتى كه هنوز اين لباس مقدس بر تنشان نبود، و چه آن وقتى كه با انتظام گرفتن مسائل انقلاب و شكل گرفتن نهادها، همين جوانان مخلص و صادق و فداكار وارد سلك پاسدارى شدند چه در سپاه، چه در كميته و جز فداكارى و دفاع از اسلام و انقلاب و امام، هيچ چيز برايشان مطرح نبود و در قبال اهداف الهى و انقلابى، جان براى آنها متاع ناقابلى به حساب مىآمد، هيچ چيز و هيچكس شايستهتر از اينها نيست كه اين روز مبارك را به آنها اختصاص بدهند.
نام پاسدار را بر اين روز از اين جهت گذاشتند و امام بزرگوار هم با چشم حكمتبين، اين مطلب را تأييد فرمودند: نام گذاري روز پاسدار، رمزهايي دارد، اين اسم كه «روز پاسدار»، روز ولادت حسين بن على (ع) است، اشارات و رمزهايى دارد و مسؤوليتهايى را هم متوجه آن قشرى مىكند كه امروز به او مىبالد كه بگويد «من پاسدارم و خط حسين بن على (ع) را مىروم.» براى اينكه اين نكات، اين اشارات و اين مسؤوليتها را درست درك كنيم، اندكى در ماجراى حسين بن على (ع) بايد ژرفنگرى كنيم و دقت نظر به خرج دهيم.
خيلي ها در دنيا قيام كردند، رهبرى داشتند، كشته هم شدند، در بين اينها از اولاد پيغمبران و از ائمه هم كم نبودند، اما سيدالشهدا يك فرد خاص است، حادثه كربلا، يك حادثه منحصر به فرد است، شهداى كربلا، يك جايگاه منحصر به خودشان دارند، چرا؟ پاسخ اين «چرا» در طبيعت حادثه بايد جستجو شود و همان است كه به همه ما درس مىدهد، از جمله و شايد به خصوص به شما پاسداران عزيز...
پاسدار عزيز جامعهاى مىتواند تصوير آرمانى يك ملت زنده، بيدار و باهوش قرار گيرد كه در آن، معنويت، عدالت، عزت، قدرت، ثروت و رفاه باشد، اگر بخواهيم اين مجموعه با هم باشد، بدون معنويت و آرمان معنوى و اخلاق و درنظر گرفتن خدا و بدون مجاهدت فىسبيلالله ممكن نيست، اين چيزى است كه پاسدار را عزيز مىكند.
شما پاسدار چه چيز هستيد؟ چيزى كه شما پاسدار آن هستيد، چيست؟ سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، انقلاب، يك حرف و يك حركت دفعى نيست، يك حركت مستمر است و اقتضائاتش در زمانهاى مختلف، متفاوت است، كسانى كه با انقلاب دشمنى مىكنند با آنچه در بهمنماه 1357 اتفاق افتاد دشمن نيستند، آنكه گذشت و رفت، آنها با يك موجود زنده حى و حاضر، دشمن و مخالفند، پس انقلاب تداوم و حضور دارد، انقلاب، زنده و پوياست، پاسدار انقلاب پاسدار چنين موجود زنده و پويا و متحرك و پيشروندهاى است، اگر اين نبود تا كنون انقلاب اسلامى و نظام اسلامى بايد ده كفن پوسانده باشد، اما موجود زنده را نمىشود دفن كرد و از تحرك باز داشت چراكه زنده است و زنده خواهد ماند.
روح و حقيقت پاسداري من اصرار دارم كه شما عزيزان پاسدار در هر جا هستيد، روح و حقيقت مسأله پاسدارى و سپاه پاسداران را مورد توجه قرار دهيد، در ايجاد سپاه پاسداران، فقط اين نبود كه نظام مىخواهد از نو يك نيروى مسلح درست كند، مسأله تنها به اينجا ختم نمىشد، مسأله از اين هم بالاتر بود، مسأله اين بود كه در يك تشكيلات نظامى كه بهوسيله انقلاب به وجود مىآمد، فكر و عقيده و ايمان يعنى عامل معنوى قدرت در تمام اجزا رعايت و لحاظ شود و تا آنجا كه ممكن بود، اين كار شد.
چرا سپاه باقي ماند؟ سپاه پاسداران بعد از آنكه به وجود آمد، كسانى كه آن را نمىخواستند، بارها تا مرز انحلالش بردند و به انزوايش انداختند، نسبت به آن بىاعتنايى كردند و به آن امكانات ندادند، بارها از آن بدگويى كردند اما سپاه ماند و مىماند، اينگونه پايه مستحكم مىماند، چرا؟ چون عامل معنوى قدرت در درون اين سازمان به طور وافر وجود داشته است و امروز هم وجود دارد، آن عامل معنوى قدرت چيست؟ اعتقاد، ايمان، اخلاص، مجاهدت براى اداى تكليف، مجاهدت براى خدا، مجاهدت منهاى درآمد مادى آن مجاهدت و تلاش، اينها مهم است، اينهاست كه يك مجموعه و يك نظام را حفظ مىكند، در اصل انقلاب هم همين معنا بود و امروز هم هست، نبايد به بعضى از ظواهرى كه مخالفان اصل نظام سعى مىكنند آنها را درشت و پر رنگ و رنگآميزى كنند و نسبت به آنها مبالغه كنند، فريب خورد، حقيقت قضيه، وجود ايمان است.
سپاه فقط براى يك مجموعه نظامى نيست، سپاه پاسداران انقلاب اسلامى مجموعهاى است كه وجودش امروز براى كشور و ملت ايران و همه هدفهاى والايى كه اين ملت براى خودش ترسيم كرده است ضرورى و لازم است، سپاه پاسداران انقلاب اسلامى فقط براى يك مجموعه نظامى نيست، يك مجموعه نظامى مىتواند با شكلهاى مختلف، با هدفها و با رفتارهاى مختلف و با خصلتهاى گوناگون باشد، سپاه پاسداران انقلاب اسلامى براى دفاع از انقلاب، تماميت انقلاب و هدفهاى انقلاب و براى مقابله با دشمنان انقلاب به وجود آمده است.
دشمنان انقلاب در برابر سپاه انقلاب هرچه دشمن دارد و دشمنى دارند، به طور طبيعى در مقابل سپاه پاسداران صف بستهاند و حضور دارند، چون پاسدار انقلاب است، همه آن نيروهايى كه در اين طبيعت «خدا ساخته» و در اين قوانين و سنن الهى براى دفاع از انقلاب و از حقانيت اسلام وجود دارد، همه آن نيروهاى معنوى، همه آن تواناييها و استعدادهاى درونى، همه در خدمت مجموعهاى است كه براى دفاع از انقلاب پديد آمده است.
روحيه پاسداري، رمز پايداري آن چيزى كه مىتواند انقلاب و جهتگيرى عظيم اين ملت و راهى را كه او به سوى صلاح و فلاح و عزت و رضاى الهى و سعادت دنيا و آخرت خود مىپيمايد، پايدار كند، عبارت است از هوشيارى و آمادگى و روحيه پاسدارى، اين روحيه پاسدارى، متوقف به آن جنبه معنوى است، اين كه من در ملاقات با برادران پاسدار با مجموعههاى انقلابى و با برادران و خواهرانى كه در بخشهاى مختلف مسؤوليتهاى حساسى دارند، بر روى رعايت جنبه معنوى تكيه مىكنم، به خاطر همين است، اين توجه و توسل و ارتباط قلبى با پروردگار عالم، تضمين كننده استحكام و اقتدار نيروهايى است كه مىخواهند هميشه در مقابل آن جبهه بايستند و مقاومت كنند، جز اين راهى وجود ندارد.
پاسداران بي نظيرند، امروز چه كسى مثل جوانان پاسدار است؟ همين پاسداران و بسيجيها، واقعاً بهترين جوانانند كه در ميدان علم و دين و جهاد، پيشرو هستند در كجا چنين جوانانى را سراغ داريم؟ نظير اينها را خيلى كم داريم و در هيچ جاى دنيا تعدادشان به اين كثرت نيست.
امام خميني (ره): «اى كاش من هم يك پاسدار بودم!» كلامى از امام نقل شد و ايشان هم قطعاً و يقيناً آن را از دل فرموده بودند كه «اى كاش من هم يك پاسدار بودم!» روى اين جمله دقت كنيد كه يعنى چه؟ امام كيست؟ آن مرد بزرگ فقيه عارف زاهدى كه در راه خدا يكى از برجستههاى بىبرو برگرد است و هر كس در راه خدا باشد، اهل هر دين و ملتى كه باشد، همينقدر كه اهل معنويت باشد، نور وجود امام بزرگوار را درك مىكند، مىگفت: «اى كاش من هم يك پاسدار بودم!» پاسدار كيست كه دل آن مرد بزرگ را اينگونه به شوق مىآورد؟ اين همان چيزى است كه عرض كردم، يعنى شوق به جهاد، شوق به حضور در ميدانهاى خطر و جنگ با دشمن، اين را شما درك كرديد و در پروندهى شما هست، امروز هم هست و تمام نشده است.
صادق، ثابت قدم، آماده تا قبل از شروع قيام امام حسين (ع) خواص هم حاضر نبودند قدمى بردارند، اما بعد از قيام امام حسين (ع) اين روحيه زنده شد، اين، آن درس بزرگى است كه در ماجراى عاشورا در كنار درسهاى ديگر بايد بدانيم، عظمت اين ماجرا اين است، اين كه «الموعود بشهادته قبل استهلاله و ولادته»، اين كه از قبل از ولادت آن بزرگوار «بكته السماء و من فيها والارض و من عليها»؛ حسينبنعلى عليهالسلام را در اين عزاى بزرگ مورد توجه قرار دادند و عزاى او را گرامى داشتند و به تعبير اين دعا يا زيارت بر او گريه كردند، به اين خاطر است، لذا شما امروز وقتى نگاه مىكنيد اسلام را زنده شده حسين بن على (ع) مىدانيد.
او را پاسدار اسلام مىدانيد، تعبير «پاسدار» تعبير مناسبى است، پاسدارى آن وقتى است كه دشمن وجود دارد، اين دو دشمن، دشمن خارجى، و آفت اضمحلال درونى امروز هم وجود دارد و شما پاسداريد، پاسداران در طول آزمايشهاى دشوار دورانهاى گذشته نشان دادند كه در اين راه از همه صادقتر، ثابتقدمتر و آمادهترند.
پاسداران الگوي زيباي جوانان، كسانى هستند كه در حساسترين لحظات تاريخ ملى ما، از همين دانشگاهها و از همين دبيرستانها و از لابلاى قشرهاى مردم بيرون آمدند و در صف مستحكمى قرار گرفتند و مردانه و شجاعانه نقش ايفا كردند، همين سردارانى كه امروز شما ملاحظه مىكنيد در اوايل انقلاب جوانانى بودند در همين سنينى كه امروز دانشجويان ما و بعضاً دانشآموزان ما هستند، جوانانى پرشور، آگاه، شجاع، داراى احساس سرشار دينى و انقلابى، همراه باگذشت، در همان دوران، جوانان ديگرى هم بودند، اينها تنها جوانان كشور كه نبودند كه يا اين شجاعت را نداشتند، يا به اين اندازه ايمان در آنها قوى نبود و يا به كارهاى ديگرى از كارهاى كشور سرگرم بودند و در اين ميدان خطيرى كه اين سربازان حقيقى اسلام و انقلاب و جانبركفان وارد شدند، نيامدند، پس اين جوانان شجاع و آگاه يكى از اصلىترين عناصر عزت ملت و كشور و سربلندى و تأمين آيندهى كشور و نظام ما محسوب مىشوند كه در حساسترين برههها، حقيقتاً مردانگى هم نشان دادند، كارى هم كه كردند، فقط اعمال و ابراز يك ايمان پرشور و عاشقانه نبود، البته اين بود اما فقط اين نبود، بلكه در همان حال با فكر خودشان، با مغز خودشان، با تلاش استعدادى و انسانى خودشان توانستند كارهاى شگفتآورى را بيافرينند و بسيارى از اين تاكتيكهاى نظامى ما، خيلى از كارهاى بسيار وسيع عملياتى ما در ميدان جنگ، خيلى از كارهاى اطلاعاتى ما كه منجر به انهدام دشمن شد، چه در بخش جنگ و چه در بخش اطلاعات و كارهاى ضد امنيتى دشمن، كار همين جوانها بود، اينها معلم يا دورههاى آموزشى در اين زمينهها نداشتند، اما با احساس نياز و فشار آوردن بر استعدادهاى درونى خودشان ناگهان مثل چشمهاى جوشيدند و كارهاى شگفتآورى كردند، البته خطرات زيادى هم تهديدشان كرد اما آن خطرها نتوانست اينها را از ميدان خارج كند، در واقع مىتوان گفت، براى هر نسل جوانى، پاسداران ما كه خودشان جوانانى بودند در دورههاى جنگ و در اين ميدان پرخطر يك الگوى زيبا و جذابند./انتهاي پيام/