خطر سکولاريزاسيون به مراتب از پديده سکولاريزم بيشتر است
به گزارش گروه سياسي «شبکه خبر دانشجو»، حجت الاسلام عبدالحسين خسروپناه در هشتمين اردوي آموزش سياسي دانشجويان دختر كه به همت معاونت سياسي نهاد نمايندگي در حال برگزاري است، با طرح مباحثي پيرامون سکولاريزم و حکومت غير ديني به بررسي ديدگاه هاي اين مکاتب پرداخت و گفت: سكولاريزم بيشتر به دنبال دنيا گرايي است و در جهت تحقق اهداف خود دين را از نيازهاي دنيوي جدا ميداند و صراحتاً اعلام ميکند که در رسيدن به نيازهاي دنيوي نبايد از دين استفاده شود.
وي تصريح كرد: اين ديدگاه را آقاي مارکس به دنيا معرفي کرد كه ديگر مشتري چنداني ندارد و به سکولاريزم خشن هم معروف شده است.
خسروپناه در ادامه پديده سکولاريزاسيون را خطرناك تر از مكتب سكولاريزم عنوان كرد و گفت: سکولاريزم يک مکتب بوده و خطر آن به مراتب کمتر از پديده سکولاريزاسيون است، سکولاريزاسيون يک فرايند اجتماعي است و امکان دارد در تک تک افراد جامعه به وقوع بپيوندد و هر يک از ما يک درصدي از سکولاريزاسيون را در رفتار خود داريم.
مدرس انديشه سياسي شيعه در هشتمين اردوي آموزش سياسي دانشجويان دختر در خصوص ريشه يابي پيدايش پديده سکولار گفت: سکولار در آغاز مسيحيت آغاز شده و تا به امروز چند مرحله را پشت سر گذاشته است، پس از ميلاد مسيح، مسيحيان تا سال 800 ميلادي بر اين باور بودند که دين و کليسا از سياست جداست و نبايد دين در حکومت دخالت کند که در اين دوره ما يک نوع سکولاريزم را داشتيم و از قرن 9 ميلادي تا قرن 15 ميلادي يعني دوره رنسانس کليسا و روحانيون مسيحي عملاً وارد سياست مي شدند، تا آن جايي که پاپ هفتم، تاج پادشاهي فرانسه را بر سر پادشاه مي گذاشت، در اين دوره ما شاهد کمرنگ شدن سکولاريزم بوديم، اما از قرن 15 به بعد مجددا ً کليساها سياست و حکومت را رها و به انزوا رفتند.
وي در ادامه به بررسي تاريخچه سكولاريزم در جهان اسلام پرداخت و گفت: در جهان اسلام مسئله سکولاريزم يک پديده جديدي است که از قرن 19 ميلادي آغاز شد، وقتي ارتباط مسلمانان به خصوص ايرانيان در زمان مشروطيت با اروپا زياد شد، مقوله سکولاريزم هم جاي پاي خود را در فرهنگ اسلام باز کرد، اما مقوله خطرناک سکولاريزاسيون ابتداي فوت نبي اسلام شروع و در زمان معاويه و ديگر خلفاي عباسي به اوج خود رسيد.
مدرس انديشه سياسي شيعه در هشتمين اردوي آموزش سياسي دانشجويان دختر، با اشاره به ادله و منطق هاي مسيحيان پيرامون مقوله سکولاريزم و جدايي دين از سياست و حکومت افزود: مسيحيان منطق خود را بر اين اساس که عيسي ( ع) بعد از به رسالت رسيدن هيچ حکومتي تشکيل نداد و وارد مسائل سياسي نشد مي دانند، در حالي که مسيح (ع) هيچ گاه زمينه هاي تشکيل يک حکومت در طول 2 يا 3 سال رسالتش مهيا نشده است.
خسرو پناه در پاسخ به شائبه هاي ايجاد شده در خصوص اين که هر وقت دين در اروپا حکومت ها و حاکميت ها را در دست گرفت، علم بشري از پيشرفت باز ايستاد، گفت: اولاً مسيحيت با اسلام ما تفاوت هايي دارد و نمي توان اين دو را در حکومت داري با هم مقايسه کرد، چرا که در کشور ما و در تاريخ نمونه هاي فراواني از قبيل ابوعلي سينا ها داشتيم که در عين عالم و عارف بودن در مباحث ديني هم زبان زد خاص و عام بودند./انتهاي پيام/