الطاف خفیه در پس بحران
گروه انديشه - دشمنان نظام مردم سالار ايران اسلامي، از آنجا كه حضور چهل ميليوني و مشاركت بي سابقه مردم در انتخابات و مهم تر از همه برگزيده شدن چهره اي انقلابي و ولايي در جايگاه رياست دولت آن هم بعد از گذشت 3 دهه از عمر پر بركت انقلاب را بر نمي تابيدند، سعي كردند تا اين شيريني عظيم ملي و اسلامي را به كام ملت شريف ايران تلخ كرده و علاوه بر اين موجوديت نظام را با خطراتي جدي مواجه سازند، اما آنچه را كه آنان در ابتدا با راه اندازي آشوب هاي خياباني به بهانه تقلب در انتخابات و پس از آن تحريك مردم و كليد زدن سناريوي براندازي به دنبالش بودند در همان مرحله اول ناكام ماند، تا جايي كه دشمنان شكست خورده داخلي و خارجي به پروژه رسانه اي مخدوش كردن پايگاه مردمي نظام در داخل و چهره سياسي جمهوري اسلامي در سطح بين المللي اكتفا كردند و چنانكه شاهد بوديم اين مرحله نيز به شكست انجاميد.
اگرچه مع الاسف اين اقدامات ناشيانه و كوركورانه دشمنان، وقايع تلخي چون كشته و مجروح شدن تعدادي از هموطنانمان و نيز وارد آمدن خسارت هاي سنگين به اموال شخصي و عمومي را در پي داشت، اما نگارنده معتقد است اين وقايع بيش از آن كه خطر و ضرري براي نظام تلقي گردد، ثمرات مثبت و يا به عبارتي بركات و خيرات قابل توجهي را به بار خواهد آورد كه با استناد به مقدمه فوق الذكر در چند بند ذيل به بررسي آنها خواهيم پرداخت:
1- نمايان شدن چهره واقعي طراحان شعار و پروژه تغيير امريكايي
شعار تغيير باراك اوباما اگرچه در ظاهر جامعه بحران زده آمريكا را مخاطب قرار مي داد، اما در حقيقت اوباما با طرح اين شعار به دنبال جلب اعتماد برخي كشورهاي دنيا به ويژه جمهوري اسلامي ايران بود تا جايي كه مجبور شد در اين مدت به اقداماتي هرچند ظاهري و موقت نيز دست بزند.
اما شرايط داخلي ايران پس از انتخابات و در پي آن حمايت مداخله جويانه آمريكا از اغتشاشگران كه گويي سران كاخ سفيد را دچار نوعي ذوق زدگي عجولانه كرده بود، موجب شد تا اين بار نيز پرده از سياست هاي آمريكايي كنار رفته و ديگر بار دروغ پردازي ها و فريبكاري دولت ايالات متحده بر همگان آشكار شود و بدين سان شايد استفاده آمريكايي ها از آخرين برگ برنده شان در قبال سياست هاي كنوني ايران، با چالشي جدي روبرو گشت.
2- زير سوال رفتن روند به اصطلاح اعتمادسازي غربي ها در قبال ايران
اتفاقات اخير ايران، تنها به هويدا شدن تناقضات كلامي آمريكا ختم نشد و برخي كشورهاي اروپايي، نظير آلمان، انگليس، فرانسه و ايتاليا نيز با اتخاذ رويكردي عجولانه و بسيار ابتدايي كه حاكي از نادرست بودن تحليل هايشان از اوضاع ايران است، ناتواني خود را در جلب اعتماد جمهوري اسلامي نشان داند كه به يقين مي توان گفت اين رفتار دوگانه غربي ها در عرصه ديپلماتيك نه تنها ثمري را برايشان به بار نخواهد آورد بلكه بستري براي ايران فراهم آمد تا با برخورداري از امتيازاتي ناشي از مداخله گري اين دولت ها، قدرت چانه زني اش را در مذاكرات آتي بالا ببرد.
البته نا گفته نماند با برملا شدن نقش اساسي دولت انگليس كه طراحي سناريوي براندازي و آموزش و هدايت جريان آشوبگر را بر عهده داشت، اين كشور را در روابط آينده با ايران در موضعي ضعيف تر قرار خواهد داد و چنان كه معلوم است اين شريك ديرينه آمريكا و رژيم صهيونيستي نتوانست نقش جديدش رابه خوبي ايفا كند و اين ها همه مهر تاييدي است بر دشمني عميق جبهه استكباري غرب با جمهوري اسلامي كه البته با علم به اينكه دشمن چه كسي است و چه روش هايي دارد خود مشروعيت نظام را به اثبات مي رساند و صد افسوس كه هنوز عده اي شايد نمي خواهند اين پليدي ها را باور كنند و همچنان در بستر غرب باوري خود را به خواب زده اند.
3- علني شدن دشمني برخي عناصر افراطي اصلاح طلب پس از سال ها پنهان شدن در پس نقاب نفاق
عدم اقبال مردم به جريان اصلاح طلبي در انتخابات هاي چند سال اخير كه ناشي از ناكارآمدي آنان و تقابل با ارزش هاي ديني و گفتمان انقلاب بود، موجب شد تا افراطيون اين جريان براي برون رفتن از خطر نابودي اصلاحات، دست به دامان پدرخوانده هاي داخلي و حاميان خارجي شوند و بدين منظور راه حل بدست آوردن مجدد جايگاه خويش را گام برداشتن در راستاي تحقق اهداف شوم معاندين نظام دانسته و كوشش نمودند با ايفاي نقش در خط مقدم سناريوي انقلاب مخملين به اين امر دست يابند كه راه اندازي كميته هاي غير قانوني چون اغتشاشات و امنيتي، سياسي، حقوقي و رسانه اي بدين جهت بود گرچه ناگفته نماند اين جيره خواران غرب گرا و حاميانشان توفيقي نيافتند و جدا شدن صف مردم از اغتشاشگران خود دليل محكمي بر اين ادعاست.
البته اين ها همان كساني بود كه در چهار سال اخير عمر دولت نهم، از هر گونه سياه نمايي و دروغ پردازي عليه دولت خدمتگزار از طريق تريبون هاي مطبوعاتي و محافل حزبي خويش فروگذار نكرده و تا توانستند سعي كردند كشور را از مسير توسعه و پيشرفت و تحقق عدالت اجتماعي باز داشته و يا منحرف كنند اما آنچه كه در اين بند به مثابه نقطه اميد تلقي مي گردد، بازداشت بازيگران افراطي جبهه اصلاحات و اعترافات قابل توجه آنان نسبت به وابستگي هاي سياسي شان و توطئه عليه كشور مي باشد كه از حيث برملا شدن دشمني آنان و نقش داشتنشان در مانع تراشي براي پيشرفت كشور بسيار حائز اهميت بوده كه محاكمه آنان و از سد راه خارج شدنشان را مي توان يك نقطه اميد و البته شيريني در پشت صحنه وقايع تلخ رخ داده دانست.
اگرچه هنوز هم، همقطاران اينان از اين عاقبت درس نگرفته و بازداشت اين خائنان به ملت و انقلاب را عملي غير قانوني و حتي غير انساني مي پندارند، غافل از اينكه ملت ايران به واسطه اقدامات خرابكارانه اين گونه طيف ها چه مشقت هاي اقتصادي، اجتماعي، سياسي و... را در طول اين 30 سال به دوش كشيده كه ناامني هاي اخير كشور و مصيبت خون هاي به ناحق ريخته شده جوانان عزيزمان در اين چند روز اخير اندكي ناچيز از اين رنج كشيدن هاست.
4- شناسايي و دستگيري بخش قابل توجهي از نيروهاي گروهك هاي منافقين
جنايت هاي گروهك هاي ضد انقلاب و زير شاخه هاي آنان بر عليه جمهوري اسلامي و در اين سه دهه اخير مطلبي نيست كه بر كسي پوشيده باشد، جنايت هايي نظير ترور هاي ناجوانمردانه مسئولان خدمتگزار انقلاب، به خاك و خون كشيدن مردم بي گناه در شهرها و اماكن مذهبي، همكاري با رژيم خونخوار بعثي در جنگ تحميلي و نيز پيوستگي عميق با ساير جريان هاي ضد ايراني دنيا كه همه اينها موجب شده است لحظه اي ملت ايران آرزوي انتقام از اين وحشي گري ها را فراموش نكنند اما موضوع مورد بحث اين است كه با شكل گيري زمزمه هاي احتمال فوق العاده پيروزي مجدد تفكر وگفتمان انقلابي در انتخابات دهم رياست جمهوري كه نظرسنجي هاي داخلي و خارجي و بررسي كلي اوضاع ايران معيد آن بود، سبب شد تا منافقان و اپوزيسيون خارج نشين كه به شدت جايگاه هم كيشان خود را در داخل با تزلزل و نابودي روبرو مي ديدند به فكر چاره براي اقدامي موثر افتاده و به همين منظور از ماه ها قبل به انجام هماهنگي هاي لازم براي اجراي ماموريت آشوب و نهايتاً كودتا يا براندازي درجهت تقويت جريان اصلاح طلبي پرداخته و سرانجام چند ماه مانده به انتخابات، نيروهاي خود را پس از آموزش و توجيه در قالب آن چه وزارت خارجه ايران سفرهاي خاص ناميده بود به داخل كشور گسيل داشتند.
بستر اغتشاشات و آشوب هاي شكل گرفته در تهران و برخي ديگر از شهرها كه همان نيروهاي ضد انقلاب راه اندازي و هدايت آن را البته با مشاركت و حمايت وسيع جريان اصلاح طلب و سفارتخانه هاي برخي كشورهاي اروپايي خصوصاً انگليس و ايتاليا و نيز همراهي و پوشش خبرنگاران رسانه هاي غري بر عهده داشتند موجب شناسايي كامل و بازداشت آنها در زمان مقتضي شد و اين گونه بخش قابل توجهي از نيروهاي آموزش ديده و ورزيده ضد انقلاب به اسارت جمهوري اسلامي ايران درآمدند كه اين امر در روند رو به جلوي امنيتي و ديپلماتيك كشور تاثيرات مطلوبي خواهد داشت و مي توان اقدامات موثري را در جهت محكوم كردن اين گروهك ها انجام داد.
گرچه ناگفته نماند بخش ديگري از اين افراد كه مدتي بود در پوشش شهروندان عادي جمهوري اسلامي به جاسوسي و خرابكاري عليه كشور اقدام مي كردند با اين وجود شناسايي و بازداشت شدند آنچه تا اين جا بيان گشت حاكي از نقش گسترده و عميق دولت هاي انگليس، آمريكا و رژيم صهيونيستي در اين اتفاقات است و بدين شكل ملت ايران يكبار ديگر پيروزي بر اين سفاكان را جشن مي گيرد تا شايد تسكيني باشد بر آلام هاي داغدار اين ماجرا.
5- اثبات كذب بودن ادعاي تقلب گسترده در انتخابات دليل محكمي بر وجود مردم سالاري در ايران
به طور يقين شكست اصلاح طلبان در اين دوره از انتخابات آنان را با تزلزل شديد و حتي خطر نابودي روبرو مي ساخت و چنان كه در بندهاي قبلي در آن پرداختيم اين پيش بيني نزديك به واقعيت علتي بود كه دشمنان جمهوري اسلامي به عنوان حاميان اصلي اصلاحات را به تكاپو انداخت.
تشكيل كميته اي موسوم به صيانت از آرا ماه ها قبل از انتخابات نيز علاوه برساير برنامه ريزي ها در داخل و خارج اقدام ديگري بود تا در صورت شكست، مشروعيت انتخابات زير سوال برود و در ادامه بستر براندازي فراهم گردد. تاكتيك افراطيون بر اين استوار گشت كه وانمود كنند پيروز قطعي انتخابات خواهند بود و هرچه برخلاف آن واقع شد دليلي باشد بر تقلب انتخاباتي و ناديده گرفتن راي اصلاحات در همين راستا بود كه بر خلاف فرمايشات مقام معظم رهبري در مورد سلامت انتخابات و قوانين مستحكم موجود در اين زمينه مكرراً هم با نوا با تريبون هاي بيگانه بر طبل احتمال تقلب در انتخابات كوبيده و تا توانستند سعي كردند تا به شيوه اي آمريكايي، بستر افكار عمومي را از قبل بر اين اساس شكل دهند كه در شرايط لازم بتوانند با استناد به آن و با بهانه تقلب اوضاع را براي آشوب گري و تظاهرات نرم براندازي سازمان دهند.
البته هدف نگارنده پرداختن مجدد به آشوب طلبي ها و نتايج آن نيست زيرا به اندازه كافي اين بحث از نظر خوانندگان محترم گذشت اما آنچه كه در ادامه اين بند در آن خواهيم پرداخت و مايه خرسندي و قوت قلب مي باشد اثبات مجدد مردم سالار بودن نظام مقدس جمهوري اسلامي است.
زيرا ناتواني نامزدهاي معترض به نتيجه انتخابات در ارائه اسناد محكمه پسند و مستند براي اثبات تقلب و تخلف گسترده انتخاباتي البته نه به دليل بي كفايتي آنها (چون كه تمامي اين نامزدها داراي سوابق مديريتي در راس نظام و صاحب نفوذ هستند) بلكه به دليل فقدان تقلب و برخورداري انتخابات از سلامت كامل مورد تاييد رهبري و نيز سعه صدر شوراي نگهبان و وزارت كشور به عنوان مراجع برگزار كننده و باز عدم مراجعه اين نامزدها در اوقات تعيين شده براي پيگيري شكايات و ارائه سند به اين نهادها موجب شد تا كذب محض بودن ادعاي آنان بر همگان و البه بخش از حاميانشان روشن گشته و به يمن آن ديگر بار وجود مردم سالاري در ايران و هذيان بودن ديكتاتور خواندن نظام به اثبات عيني و عملي اهل منطق و انصاف برسد.
6- پيروزي رسانه هاي جمهوري اسلامي
بدون شك قدرت رسانه هاي كشورهاي غربي خصوصاً آمريكا در پوشش وقايع جهاني و شكل دادن به افكار عمومي با توجه به در اختيار داشتن امكاناتي عظيم در اين زمينه موضوعي است كه كارشناسان امروز مخاطلبان آنها در دهكده جهاني بر آن صحه مي گذارند.
اما متاسفانه به زعم اين رسانه هاي مخرب، برخورداري از آگاهي به طور سالم و واقعي كه به عنوان يك حق مشروع بشري تلقي مي گردد، همواره با خدشه و تحريف جدي روبرو بوده است چنانچه مقابله با بيداري جهاني از اهداف اصلي اين رسانه ها در تنظيم و انعكاس اخبار و جريانات است. بيداري كه ناشي از مباني تفكر اسلامي بوده و امروز با وقوع انقلاب اسلامي ايران، رهبران و مسئولان اين نظام پرچمداري آن را بر عهده دارند.
بدين منظور اين رسانه ها همواره از پوشش و انعكاس مستقيم و بدون تحريف فرمايشات ولي فقيه حاضر و مسئولان كشور خودداري كرده و يا به نوعي واهمه داشتند و دارند. واقعه نماز جمعه 28 خرداد ماه سال جاري كه با فرمايشات شيوا و دشمن شكن مقام معظم رهبري و نيز حضور بي سابقه و تاريخي مردم برگزار شد را مي توان يك پيروزي رسانه اي در پرده آخر انتخابات ايران دانست، حساسيت انتخابات ايران موجب شده بود كه رسانه هاي شرق و غرب لحظه به لحظه پوشش و البته تحريف آن را در راس اخبار و تحليل هاي خود قرار دهند.
لذا اين امر سبب شد تا بر اساس فرضيه غلط اختلاف در راس مديريت نظام و توهم اين كه رهبري ايران در خطبه هاي نماز جمعه به اين اختلافات و افشاگري برخي وقايع دامن خواهند زد، فرمايشات ايشان را به طور كامل و به شكل زنده به سراسر جهان مخابره كردند، اما بر خلاف آن چه كه انتظار داشتند، رهبر فرزانه انقلاب با ايراد فرمايشاتي وحدت آفرين و افشاگرايانه اما نه در مورد خانواده جمهوري اسلامي بلكه در بعد جنايات و مداخله گري هاي مستكبران هرچه را كه اين رسانه ها در مورد وقايع قبل و بعد از انتخابات بافته بودند را به يكباره پنبه كرده و جهانيان آزاديخواه طعم شيرين بيداري را يكبار ديگر چشيدند.
در پايان بررسي تمام اين ابعاد، آن ضرب المثل حق قديمي عدو شود سبب خير گر خدا خوهد را به ذهن متبادر مي كند و حقيقتاً شاهد يك لطف خفيه و يك سكينه الهي در اين وقايع بوديم كه خيرات و بركات عظيمي را به دنبال داشته و خواهد داشت./انتهاي پيام/