براي همسر شهيد باکري
پاتوق شيشه اي - حميد گفت: «تمام شد؟» و پشتش را كه موقع شنيدن دعا كمي قوز شده بود، راست گرفت. ساكش را برداشت. فاطمه گفت: «بگذار توي آن گوشت هم بخوانم.» او خنديد؛ گفت: «باشد براي دفعه بعد.» و رفت، اما طولي نكشيد كه برگشت.
دعا را خوانده بود توي گوش همسرش تا سالم برگردد. حالا همسرش برگشته بود، اما فاطمه فكر كرد: «بايد دوباره مي خواندم. چرا نخواندم؟» و دويد دنبالش، اما ديگر رفته بود. يكي ـ دو هفته بعد حميد تماس گرفت.
«يكي ـ دو هفته بعد از رفتنش تماس گرفت و با هم صحبت كرديم من از چيزهايي دلگير بودم و كمي با او درد دل كردم. مثل هميشه خوب گوش داد. سعي كرد مرا آرام كند. گفت مراقب خودم باشم و اينكه در اولين فرصتي كه پيش بيايد برمي گردد از بچه ها پرسيد و من نگفتم هردوشان تب دارند و حالشان اصلاً خوب نيست. اسلام آباد را هم مرتب مي زدند يك شب، همان طور كه آسيه را روي پايم گذاشته بودم، انگار خوابم برد و در خواب و بيداري احساس كردم جنازه حميد روي زمين است و يك عراقي با پا زد به او صبح روز بعد…»
آنچه خواندید بخش کوتاهی از خاطرات خانم فاطمه امیرانی همسر محترم شهید حمید باکری است که چند سال پیش به همت موسسه روایت فتح منتشر شد. «نیمه پنهان ماه» نام مجموعه ای چند جلدی از خاطرات چند تن از همسران شهدای جنگ تحمیلی است که ما را با دنیایی دیگر از زندگی شهدای بزرگوار این سرزمین آشنا می کند. خاطراتی جالب و خواندنی از زندگی شخصی، خانوادگی و روابط عاشقانه شهدا و خانواده آنها که تاکنون کمتر به آن پرداخته شده است. نیمه پنهان ماه، داستان زندگی پرافتخار شهدای بزرگوار این سرزمین است به روایت همسرانشان. داستان زندگی شهیدان چمران، همت، دقائقی، باکری و …
يادم هست که پس از انتشار این مجموعه، همان زمان عده ای سر و صدا کرده بودند که « چرا وارد حریم خصوصی شهدا و خانواده های آنها شده اید؟ چرا نوشتید باکري صورت زنش را بوسيد، چرا نوشتيد که خانم همت گريه و زاري ميکرد؟ چرا گفتید خانم چمران مانع رفتن شوهرش ميشد و… ؟!» همان طوری که نوشتم نیمه پنهان ماه، روایت بخش های پنهان زندگی شهداست که معمولا گفته نمی شود!
خواندن این کتابها و این خاطرات به ما کمک می کند تا برای لحظه ای- تنها و تنها لحظه ای- با زندگی پرافتخار مردان و زنان بزرگ این سرزمین آشنا شویم که با صبر و استقامت و خون و اشک خود، حماسه های بزرگی آفریدند. براستی چه کسی بهتر از همسر یک شهید می تواند ما را با درد و رنج سالهای تنهایی، چشم انتظاری و بغض و آه و اشک و صبر و تحمل آشنا کند؟ فراموش نکنیم که ما به این خانواده ها و به همه آن سالها مدیونیم…
من به عنوان کسی که خودم را مدیون روایتگری، صبوری، چشم انتظاری و اشک و آه پدران، مادران، همسران و فرزندان شهدا می دانم، از ماجراهای اخیر و سخنانی که باعث ناراحتی همسر محترم شهید باکری و دیگران شده واقعا متاسفم. اما همیشه با این مساله هم مشکل داشتم که چرا باید از نام و عنوان شهید، در موارد مختلف از جمله در انتخابات و موضوعات سیاسی سوءاستفاده شود؟ همیشه این گله را از خانواده شهدا داشتم که چرا در روزها و شب های انتخابات، باید شاهد استفاده و یا سواستفاده از نام و یاد شهدا باشیم؟ فرقی هم نمی کند که کدام جناح سیاسی از این مساله سوءاستفاده کند، اصولگرایان باشند یا اصلاح طلبان، حرف من درباره کلیت چنین ماجرایی است.
در مثل مناقشه نیست، فرض کنید فردی از اعضای خانواده یک شهید، به باشگاه استقلال یا پیروزی علاقه داشته باشد، آیا باید بیانیه بدهد و بگوید ما اعضای خانواده شهید، حمایت خود را از باشگاه استقلال اعلام می کنیم؟ به نظر من شان خانواده شهدا فراتر از این حرفهاست و آنها باید مراقب این قبیل مسائل باشند.
البته این حق طبیعی هر فردی از جمله اعضای خانواده شهداست که برای خودشان سلیقه خاص سیاسی و فکری داشته باشند، اما چرا باید نام شهدا اسیر و گرفتار این سلیقه سیاسی بشود؟ چه اشکالی دارد که خانواده شهدا، مواضع خودشان را از طرف خودشان و نه با عنوان شهدا اعلام بکنند؟ به نظر من وقتی می گوییم همسر فلان شهید از کسی و جریانی حمایت کرد، معنایش این است که حرف آن خانم به واسطه این که همسر فلان شهید است، برای ما ارزش دارد نه بخاطر خودش!
فکر می کنم یکی از زیباترین و بهترین مواضع انتخاباتی را پدر و مادر شهیدان زین الدین گرفته باشند که بعد از خبرهای منتشر شده درباره حمایت نوه شان از یک کاندیدا، با تاكید بر اینكه در شرایط كنونی باید با بصیرت و آگاهی مراقب بود مبادا اشخاص و گروهها، خانواده مكرم شهدا و نام بلندآوازه شهیدان والامقام دفاع مقدس را وسیله جلب آرای مردم قرار دهند، اعلام كردند: خانواده شهیدان مهدی و مجید زین الدین ضمن دعوت عموم مردم به شركت فعال در انتخابات، هرگونه جانبداری خاص نسبت به كاندیداهای ریاست جمهوری را رد كرده و همراه با مردم مومن و انقلابی رای خود را به كاندیدای اصلح در صندوق خواهد انداخت.
البته باز هم تکرار می کنم که ما نباید با رفتار و کردارمان و به بهانه های مختلف از جمله مسائل سیاسی و جناحی، موجب رنجش و ناراحتی یادگاران شهدای گرانقدر کشورمان بشویم که سال های سال، اشک و بغضشان را پشت چادرشان پنهان کردند و خم به ابرو نیاوردند، تا شیرمردان این سرزمین مردانه در برابر دشمن بعثی از دین و مملکتشان دفاع کنند./انتهاي پيام/