از اين جا تا دولت کريمه
کد خبر:۳۵۳۲۵
سايت« تبيان» /اسماعيل شفيعي سروستاني

از اين جا تا دولت کريمه

گزارشهاى فراوانى، از اقبال عمومى مردم جهان به «موعود رهايى‏بخش» بخصوص در ايام حج منتشر مي شود. اين اقبال حكايت از سرخوردگى جهانى از حكومتهاى بشرى غير عادلانه و عارى از معتقدات دينى و آسمانى دارد. يأسى كه جملگى انسانها را در عصر حاضر متوجه آسمان و رهبرى آسمانى كرده‏است

دولتى پشت دولتى، بختى واسپس بختى ديگر مى‏آيد و مى‏رود. صف بلندى از آمده‏ها و رفته‏ها، دفترى قطور از اسامى حكمرانان مدعى و مدعيان حكمرانى، كاش جملگى مى‏دانستند چشمى نظاره‏گر و حسيبى حسابرس چنان در كاروبار روزگار است كه هيچ ديارالبشرى قادر به گريز از نگاه تيزبين و حسابگرى ريزبين‏اش نيست.

آنكه مى‏رود جز حسرت و يادى كه بر جاى مى‏گذارد نخواهد داشت و آنكه مى‏آيد نيز جز اين برنخواهد داشت؛ حسرت از فرصت رفته و يادى كه هيچ‏كس را ياراى زدودنش از صفحات كتاب هستى نيست. محصولش نيك سرانجامى باشد و چه بدفرجامى به قول سعدى شيرازى:

به نوبتند ملوك اندرين سپنج سراى

  كنون كه نوبت توست اى ملك به عدل گراى

گزارشهاى فراوانى، از اقبال عمومى مردم جهان به «موعود رهايى‏بخش» بخصوص در ايام حج منتشر مي شود. اين اقبال حكايت از سرخوردگى جهانى از حكومتهاى بشرى غير عادلانه و عارى از معتقدات دينى و آسمانى دارد. يأسى كه جملگى انسانها را در عصر حاضر متوجه آسمان و رهبرى آسمانى كرده‏است.

اين گرايش تمايل عمومى ساكنان كره خاك را به عدالت و عدالت‏ورزى نشان مى‏دهد؛ امرى حقيقى كه اگر آن را در سيره و سنت حاكمان و آمران شاهد نباشند از آنان روى برمى‏گردانند. بى‏گمان هيچ‏يك از حاكمان و مدعيان اصلاح و صلاح قادر به محقق ساختن معناو مفهوم كامل عدالت در ميان مناسبات فردى و اجتماعى مردم نيستند كه اگر چنين امرى ممكن بود نياز به حضور و ظهور موعود منجى مرتفع بود؛ اما اين امر به معنى ايستايى و ركود نيز نيست.

اين تكليف مسلم ماست كه از هر شأن و جايگاهى مجرى و منادى و مبلغ عدالت و منتظر امام عادل باشيم.

«مجاهد فى‏سبيل‏اللّه‏» از «خود» مى‏رهد اما «اراده معطوف به قدرت» انسان را به سوى «خود» مى‏كشد.

تحقق همين درجه از عدالت نيز مستلزم مجاهده است چنانكه حضور در ميدان جهاد نيز مستلزم گذار از «خود» است. شايد هيچ تعريفى براى انسان امروز مناسب‏تر از آن عبارت معروف نيچه نباشد: «اراده معطوف به قدرت». انسان امروز در

هر جا و مقامى، تجسم «اراده معطوف به قدرت است». در واقع عين اين اراده است. اراده‏اى ظهوريافته براى دستيابى به قدرت، تصاحب، تسلط و سردادن شعار «لمن‏الملك اليوم». جملگى در حسرت و حسد چشم به تصاحب جاه و مقام و ثروت قدرت ديگرى دوخته‏ايم. اين اراده به هر عنوان و نامى كه ظهور كند بى‏باكى، حرص، نيرنگ و بالاخره ظلم مى‏پراكند، سياهى به‏بار مى‏آورد و صحنه زمين را بيش از پيش مستعد دورى از خورشيد حقيقت مى‏سازد.

دولتها و حكومتها نيز در عصر غيبت و دورى، چنانچه متذكر و متوجه حق نشوند، تجسم همين اراده‏اند.

«اراده معطوف به قدرت» عين خودمدارى و خودبنيادى نفس اماره است كه بر طبل ظلم و ستم مى‏كوبد. گذار از اين اراده شيطانى و عبور از آن بى‏مدد «عنايت آسمانى» ممكن نيست.

اين «عنايت» مخصوص مجاهدان است؛ چه آنان‏كه در وقت ضرورت در ميدان «جهاد اصغر» حضور مى‏يابند و چه آنان كه در ميدان «جهاد اكبر» واقع مى‏شوند.

گذر از «اراده معطوف به قدرت» و خودپرستى در گرو «مجاهدت» بزرگى است كه همه جامه‏هاى «انانيت و خودپرستى» را بسوزاند.

سالهاست كه بشر «مجاهده بزرگ» را از ياد برده است. اين فراموشى غلتيدن در برهوت بى‏كسى، تنهايى و سياهى و ظلم را روزى او ساخته و ظالم را بر او چيره كرده است.

«مجاهد فى‏سبيل‏اللّه‏» از «خود» مى‏رهد اما «اراده معطوف به قدرت» انسان را به سوى «خود» مى‏كشد.

تداوم حيات انقلاب در گرو مجاهده بزرگ است و مجاهده در گرو متذكر شدن نام و ياد امام مبين و حق.

اين تكليف مسلم ماست كه از هر شأن و جايگاهى مجرى و منادى و مبلغ عدالت و منتظر امام عادل باشيم.

خداوند كليد همه خزائن خود را به دست با كفايت حجت خود حضرت مولانا صاحب‏الزمان، عليه‏السلام، سپرده است. هيچ‏كس را عنايتى و بختى جز آنچه كه آن امام مى‏طلبد نيست؛ حتى اگر بسط عدالت و توزيع قوت خلق روزگار باشد.

امام زمان عليه السلام

نسبت يافتن با مهدى آخرالزمان، صلوات‏اللّه‏عليه، شرط خلاصى از وضعيت انفعالى و طاقت‏فرساى كنونى است. هدايت خلق روزگار به سمت سرا و صحن ولى خدا تكليف ماست. رها كردن دست بندگان خدا در دستان با كفايت مردى آسمانى كه به اذن خدا، صاحب همه امكانات و اختيارات است؛ راهى كه بيش از پيش ما را مستعد توجه و عنايت حضرتش مى‏سازد و فرصتهاى فراروى ما، آزمون و ابتلاى سنگينى است كه حجت را بر ما تمام مى‏كند.

تكليف، توجه و تذكر به ساحت مقدس حضرت صاحب، صلوات‏اللّه‏عليه، است و اين تكليف در بيان لفظى چند دعاى ساده براى سلامتى ايشان خلاصه نمى‏شود.

جمله خلايق براى خلاصى از ضلالت وگمراهى كه موجب انباشته شدن غرفه‏هاى جهنم از خيل آدميان مى‏شود نيازمند «معرفت يافتن درباره امام زمان و حجت حى حق»اند. تفصيل اين معرفت و ارائه طريق براى گذر دادن ميليونها انسان مسلمان شيعه در تكليف كسانى است كه زمام اداره امور مسلمين را در اختيار مى‏گيرند.

معرفت يافتن، تعهد سنگينى را بر دوش ما بار مى‏كند و مهم‏ترين تكليف امروز در قاموس مردان اهل ولايت و امامت معصومين، عليهم‏السلام، «بسط عدالت» در ميان مناسبات فردى و جمعى مردم است.

«اراده معطوف به قدرت» عين خودمدارى و خودبنيادى نفس اماره است كه بر طبل ظلم و ستم مى‏كوبد. گذار از اين اراده شيطانى و عبور از آن بى‏مدد «عنايت آسمانى» ممكن نيست.

كشف نقطه «عدل» در هر يك از مناسبات اقتصادى، اجتماعى، سياسى، حقوقى، تعليمى و... و ارائه طريق براى دور كردن نشانه‏هاى ظلم و بسط عدالت در تكليف كسانى است كه براى اصلاح امور مسلمين قانون وضع مى‏كنند.

«بسط عدالت» و تداوم آن در گرو سلامت و هوشيارى مجريان و ضابطان حدود است. گزينش و تربيت مجريان و ظابطان و كنترل حراست دقيق و حسابرسى مستمر و دائمى از كار و بار آنها، تكليف همه كسانى است كه زمام امور مردم را عهده‏دار مى‏شوند.

كشف همه آنچه عاملان و مجريان را به فساد مى‏افكند و مسدود ساختن همه خلل و فرجى كه موجب لغزش و تجرى و بى‏اعتنايى به عدالت و انصاف مى‏شود در تكليف همه كسانى است كه بر مسند امور خرد و كلان مردم تكيه مى‏زنند. مباد كه غفلت و غيبت موجب شكسته شدن حريمها و حرمتها شود. مقصد و مقصود از آمدن و شدن انسان، رفاه و پيشرفت و توسعه و مدرنيزاسيون و مبدل شدن به قدرتى در كنار قدرتهاى ظالمانه نيست؛ مقصد، معرفت امام حق، همراه شدن با امام حق، خدمت به همه آنچه آن امام مبين بدان راضى است و مجاهده بزرگ براى فراهم آمدن زمينه‏هاى

ظهور و تحقق خلافت امام حق برگستره زمين و بالاخره استقبال از آن موعود منجى.

چنانچه اين معنا حاصل شود، همه عزت، همه برخوردارى، همه نعمت، همه امنيت، همه هيبت و همه تضمينهاى لازم براى در امان ماندن حاصل مى‏آيد. شرط دسترسى به همه نعمتها تمسك و توسل آگاهانه به ساحت مقدس حجت حى

امام زمان عليه السلام

 خداوند است. روح همه طرحها و برنامه‏ها براى زيستن و بودن در گستره زمين نيز همين امر است.

پربازدیدترین آخرین اخبار