غرب هنوز ماهيت انقلاب اسلامي ايران را نمي شناسد
به گزارش «شبکه خبر دانشجو» به نقل از مركز ارتباطات و اطلاع رساني نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها" ماوا" دكتر خرمشاد معاون فرهنگي وزارت علوم كه در هشتمين اردوي آموزش سياسي دانشجويان دختر كشور سخن مي گفت با تشريح تفاوت هاي پديده هايي چون اصلاح ، شورش ،كودتا و جنبش هاي اجتماعي با انقلاب هاي مخملي اظهار كرد: اصلاح يا رفرم به دنبال ايجاد تغييراتي است كه خصلت بنيادين و ميل به خشونت ندارد و ممكن است جند دهه براي تغيير آنچه مد نظر است زمان بخواهد ، همان طور كه قبل از پيروزي انقلاب اسلامي مي بينيم برخي از گروه هاي سياسي از جمله جبهه ملي و نهضت آزادي رفرميست بودند ، شاه و نظام شاهنشاهي را قبول داشتند اما مي خواستند برخي موضوعات را تغيير بدهند .
دكتر خرمشاد افزود: در كودتا هم تغيير ناگهاني دولت حاكم از طريق اعمال فشار و زور با هم دستي بخشي از حاكميت اجرا مي شود و بر خلاف انقلاب كه توده ها را درگير مي كند مردم نقشي در آن ندارند .
وي با تشريح مختصات و ويژگي هاي شورش ها گفت: بر خلاف انقلاب و اصلاح كه رهبر يا رهبراني خاص دارد شورش ها واجد رهبر نيستند و همراه با خشونت و به دنبال يك نارضايتي اجتماعي آغاز مي شود ، همچنان كه در طول تاريخ « شورش هاي نان » را مي بينيم . كه در آن مردم گرسنه به انبارهاي غله حكومت حمله مي كردند .
دكتر خرمشاد در ادامه با تعريف جنبش هاي اجتماعي و تقسيم بندي آن به دو دسته « كلاسيك » و « مدرن » گفت: جنبش هاي اجتماعي كمتر سازمان يافته هستند ، عضويت قابل تشخيص و دفتر يا ستاد ندارند و تعلق داشتن به جنبش بيشتر در اعتقاد به بينش اجتماعي آن معنا پيدا مي كند ، همچنان كه در جنبش هاي ناسيونايستي مي بينيم افراد متعلق به يك « Nation » (ملت) براي احراز هويت جمعي ، حركت ملي را صورت مي دهند ، نظير جنبش هاي اسلامي كه در جوامع اسلامي در جريان است و مي بينيم در ايران به انقلاب ختم مي شود ، در مصر دائم بين انقلاب ، اصلاح و كودتا در نوسان است ، در سودان انقلاب از بالا صورت مي گيرد و در فلسطين و لبنان به حماس و حزب الله تبديل مي شود .
معاون فرهنگي وزير علوم در ادامه با بيان ويژگي هاي انقلاب هاي مخملي گفت: انقلاب هاي مخملي از يك سو انقلاب است و از طرف ديگر انقلاب نيست چرا كه در جاهايي به كودتا نزديك مي شود ، در جاهايي به رفرم و از توان جنبش هاي اجتماعي بهره مي گيرد .
وي با طرح اين پرسش كه در انقلاب هاي مخملي چه كسي ، چه چيزي را چگونه مي خواهد تغيير دهد ، اظهار داشت : براي اينكه بتوانيم به اين سوالات سه گانه پاسخ دهيم بايد به تاريخ انقلاب هاي مخملي و مصاديق آن رجوع كنيم كه عمدتاً از دو سابقه تاريخي « اواخر جنگ سرد و بعد از آن » برخورداراست.
خرمشاد با بيان اينكه يكي از روش هاي غرب بعد از فرو پاشي قطب قدرت شرق در اواخر جنگ سرد ، جدا كردن هم پيمان هاي اتحاديه جماهير شوروي بود ، گفت: انقلاب هاي مخملي در فضاي بعد از جنگ سرد در كشورهاي هم پيمان آغاز مي شود كه يكي از نخستين حلقه هاي آن لهستان است كه با تاثير در فضاي سايبر و رسانه اي و تربيت نيرو به رهبري آمريكا صورت گرفت و اتفاقاً الگوي موفقي هم از آب در آمد.
وي با اشاره به اين كه روش مذكور در فضاي جنگ سرد تكميل شد و ادامه پيدا كرد ، گفت: گام بعدي براي همراه سازي كشورهاي جدا شده با غرب تدوين روش هايي بود كه به همسويي جمهوري هاي مستقل شده با سياست هاي اعمال شده از سوي غرب بينجامد كه گرجستان ، قرقيزستان ، اكراين و صربستان از جمله كشورهايي بودند كه با اعمال اين سياست ها عملاً به غرب پيوستند .
معاون فرهنگي وزارت علوم در ادامه افزود: اروپا و آمريكا مي خواستند نظام هاي سياسي جمهوري هاي جدا شده از شوروي را تغيير دهند اما اين كار قطعاً با انقلاب هاي معمولي نمي توانست محقق شود چرا كه غرب در ميان مردم اين كشور ها محبوبيت نداشت و توده ها نمي خواستند به خاطر مقاصد آن ها خون بدهند . از سوي ديگر امكان كودتا و رفرم هم وجود نداشت چرا كه غرب از نفوذي كه در ارتش جمهوري هاي استقلال يافته برخوردار نبود و حركت هاي رفرمي هم دو سه دهه بايد طول مي كشيد بنابراين پديده اي طراحي شد كه نه انقلاب بود نه رفرم و نه كودتا، و در عين حال هم كودتا بود ،هم رفرم و هم انقلاب .
وي انقلاب هاي مخملي يا گلخانه اي را نوعي كودتاي فوق مدرن دانست و افزود : در انقلاب هاي مخملي مي بينيم بخشي از رهبران سياسي حاكميت عليه بخش ديگري از آن اقدام مي كنند و بخشي از لايه هاي مردمي به صحنه كشيده مي شوند ، از طرف ديگر فصل مشترك اين انقلاب ها استفاده از يك رنگ فراگير در متن آن است ، همچنان كه در گرجستان از رنگ گل رز يا در اكراين از رنگ نارنجي در شال گردن ها ، مچ بندها و ....... استفاده شد .
دكتر خرمشاد با بيان ويژگي ها و اجزاي انقلاب هاي رنگي يا مخملي گفت: در جمع بندي انقلاب هاي مخملي در چهار كشور اكراين ، گرجستان ،قرقيزستان و صربستان مي بينيم اين انقلاب ها حول مسئله انتخابات شكل مي گيرد . سر نيزه انقلاب چند ماه پيش از برگزاري انتخابات با تشكيل گروه هاي پر تحرك و ناراضي جوان ايجاد مي شود . از طرف ديگر نقطه عطف حركت شتابان اين انقلاب ها نپذيرفتن نتيجه انتخابات از سوي ناراضيان يا گروه هاي سياسي شكست خوده و اصرار بر لزوم برگزاري انتخابات مجدد است .
دكتر خرمشاد با اشاره به اينكه در همه انقلاب هاي رنگي ، اتحاديه اروپا و آمريكا بسيار سريع و آشكار از لزوم برگزاري انتخابات مجدد حمايت كرده اند ، گفت: سازماندهي گسترده هواداران در پايتخت و تدارك فضاي تبليغاتي بسيار وسيع يكي ديگر از فصل هاي مشترك در انقلاب مخملي است . از سوي ديگر در اين انقلاب ها ماهيت حكومت مستقر به صورت عريان وتند ( به اصطلاح ) بر ملا مي شود و با تندترين ادبيات درباره آن افشاگري صورت مي گيرد .
نكته ديگر در فضاي بعد از برگزاري انتخابات حضور گروه هاي پيدا و پنهان است كه ابتكار عمل در تجمعات را بر عهده مي گيرند . اين گروههاي 15 نفري به سرعت جابجا مي شوند و با تغيير ظاهر و لباس تجمعات را رهبري مي كنند ، آنها بعد از حضور پليس به سرعت از غائله اي كه ايجاد كرده اند بيرون مي آيند و مردم تحريك شده را در برابر پليس قرار مي دهند.
وي افزود : فصل مشترك ديگر انقلاب هاي مخملي تعدد رهبران آن است ، در واقع وظايف و مسئوليت هاي رهبري بين چند نفر تقسيم مي شود تا انقلاب با دستگيري يك رهبر به چالش برخورد نكند ، البته در تقسيم مسئوليت ها رهبران از وظايف همديگر بي خبرند .
دكتر خرمشاد گفت: « آموزش نحوه اداره ترس » نيز يكي ديگر از مواردي است كه براي ايجاد شور و همبستگي و كاستن از ابهت و اقتدار پليس با هم صدايي و آواز خواندن صورت مي گيرد . تحصن در برابر مراكز دولتي و پارلمان براي فشار به حكومت جهت پذيرش ابطال انتخابات از موارد ديگر است ، همچنان كه در گرجستان ، اكراين و قرقيزستان مي بينيم پارلمان ، ساختمان رياست جمهوري و ايستگاه راديو و تلويزيون به تصرف مخالفان در مي آيد.
اما در ادامه اين نشست معاون فرهنگي وزارت علوم به سوالات دانشجويان در تطبيق انقلاب هاي مخملي با شرايط ايران پاسخ داد .
دكتر خرمشاد در پاسخ به اين سوالات كه آيا انقلاب هاي مخملي يا رنگي در ايران قابليت تحقق دارند يا نه و آيا تلاش هايي در اين زمينه صورت گرفته است ،گفت : در حال حاظر سه نظر در اين زمينه وجود دارد . نظر اول معتقد است غرب از فرداي روز پيروزي انقلاب هاي مخملي در جمهوري هاي استقلال يافته تلاش كرد اين مدل را با تغييراتي در كشورهاي ديگر از جمله جمهوري اسلامي ايران و لبنان پياده كند . طرفداران اين نظريه مي گويند غرب از دهه هاي پيش ميل به تغيير در نظام ايران را با كودتاي نوژه ، حمله نظامي از طريق طبس ، سازماندهي جنگ هشت ساله و تحريم ها دنبال كرده است ، از سويي در 18 تير سال 78 و تحصن نمايندگان رد صلاحيت شده در مجلس هفتم نشانه هايي از اين انقلاب به چشم مي خورد .
وي افزود :گروه دوم وقوع انقلاب هاي مخملي در ايران را توهم توطئه مي دانند و معتقدند طرح موضوع انقلاب مخملي ،محملي براي برخورد با معترضان است ، البته اين گروه شواهد و قرائني را در اين زمينه مطرح نمي كنند و به ابزار كلي توهم توطئه بسنده مي كنند .
معاون فرهنگي وزير علوم در ادامه خود را جزء طرفداران نظريه سوم دانست و گفت: من وقوع انقلاب هاي مخملي در ايران را امكان ناپذير مي دانستنم به دليل اين كه ريشه ها و عمق نفوذ انقلاب اسلامي ايران با جمهوري هاي استقلال يافته اروپاي شرقي متفاوت است ، از سوي ديگر براي توفيق اين انقلاب سه پيش شرط ضعف امنيتي ،ضعف اقتصادي و اپوزيسيون فعال لازم است كه هيچ كدام در ايران مصداق ندارد . در واقع غرب ، انقلاب اسلامي ايران را نشناخته و به همين خاطر در جهل و تاريكي رفتار مي كند و دائم شگست مي خورد .
وي در تشريح چرايي شكست طرح هاي غرب در برابر ايران افزود: غرب بر خلاف آنچه كه ادعا مي كند پديده ها را بايد آنچنان كه وجود دارد شناخت تا بتوان بر آن غلبه كرد ، در مواجهه با ايران تلاش مي كند ايران را آنچنان كه مي پسندد و دنبال آن است بشناسد نه آنچنان كه وجود دارد .
دكتر خرمشاد جدي شدن موضوع انقلاب مخملي در ايران را به حوادث بعد از انتخابات مربوط دانست و گفت: روز چهارم و پنجم بعد از برگزاري انتخابات آنچه در ايران اتفاق مي افتاد شباهت بسيار عجيبي با مراحل انقلاب هاي مخملي داشت ، من در همان روزها با تطبيق حركت هاي گام به گام انقلاب هاي مخملي با وقايع ايران حدس مي زدم كه آن روز بايد تحصن ها به سمت صدا و سيما باشد كه همان روز خبرهايي مبني بر حركت جمعيت به سمت ساختمان صدا وسيما به گوش رسيد .
وي افزود: بسيار دور از ذهن است كه نامزدهاي معترض در انتخابات به دنبال انقلاب هاي مخملي باشند ، اما مي توان گفت: با وجود لينك نشدن حركت داخلي و آنچه غرب به دنبال آن است شاهد نزديكي دو جريان به همديگر بوديم .