معارضه با حقيقت : پاسخ به شبهاتي درباره علامه مصباح يزدي
کد خبر:۳۵۳۷۸
وبلاگ

معارضه با حقيقت : پاسخ به شبهاتي درباره علامه مصباح يزدي

استاد مصباح، خود نقل مي كند كه  از حضرت امام پرسيد كه آيا لازم است در جبهه شركت كنم؟! امام در پاسخ به ايشان فرمودند: «هر موقع بر من واجب شد، بر شما هم واجب مي شود!»

پاتوق شيشه اي - ترور شخصيت حضرت آيت الله مصباح يزدي از طريق تقطيع و تحريف سخنان ايشان و يا هتاكي به اين شخصيت ارزشمند،  واقعيت تلخ و تاسف باري است . همگان به ياد دارند كه با آغاز شدن سلسله مباحث ايشان به عنوان سخنران پيش از خطبه هاي نماز جمعه تهران از اواخر سال 1377- كه به موضوع «نظريه سياسي اسلام» اختصاص داشت- شخصيت ها، گروه ها ، مطبوعات و جريان هاي سياسي غرب گرا و التقاطي، همواره سعي در تخريب شخصيت و وارونه جلوه دادن نظريات و آراء استاد در افكار عمومي داشته اند ، تا آن جا كه مي توان گفت در طول دوران حاكميت اصلاح طلبان (سال هاي 84-1376) ، هيچ انديشمند و متفكري به اندازه ايشان مورد هجوم رسانه اي و سياسي آنها قرار نگرفت. مدعيان اصلاح طلبي پنداشتند كه مي توانند با حربه «تكرار ادعا» و «ايجاد موج رسانه اي»، اكاذيب را به عنوان حقايق در اذهان عمومي، نهادينه و جاسازي كنند. در اين مجال ، به برخي از اين شبهات و دروغ پراكني ها كه توسط اينان مطرح شده است پاسخ مي دهيم .

1- « از سال 44 در تمام اعلاميه هايي كه علما و روحانيون قم و شهرستان ها امضا كرده اند، حتي يك امضا از اين آقا ديده نمي شود و چه شد كه اين افراد، اين گونه انقلابي شدند؟!»

در پاسخ بايد گفت:

الف. حضرت استاد مصباح، « هجده اعلاميه» مربوط به علما و فضلاي حوزه علميه را طي سال هاي 57-1342 امضا كرده اند كه تصاوير اصل برخي از آنها در كتاب «گفتمان دوستان» آمده است.

ب. البته فعاليت ايشان محدود به امضا كردن چند اعلاميه نيست، بلكه استاد در كنار «برنامه ها و فعاليت هاي نظري و عقيدتي وسيع» ؛ اولاً اعلاميه هاي ضد رژيم را «چاپ و توزيع» مي كردند؛ ثانياً شخصاً نشريه اي با عنوان «انتقام» را كه دربردارنده مواضع بسيار تند عليه شاه بود منتشر مي كردند؛ ثالثاً با نشريه «بعثت» كه آن نيز مخفي و محرمانه بود همكاري داشتند؛ رابعاً ساواك مدت ها در تعقيب ايشان بود و حتي ايشان چند بار مورد بازجويي ساواك قرار گرفتند؛ خامساً با گروه هاي اسلامي مبارز از جمله هيات هاي مؤتلفه اسلامي، ارتباط و همكاري داشتند و... . اسناد مكتوب تمامي اين اقدامات و مجاهدت ها، موجود و قابل دسترسي است.

2- «مصباح يزدي هيچ مسئوليتي در دوران امام نداشت.»

پاسخ مغالطه فوق اين است كه:

الف. آيا از اين مطلب كه ايشان هيچ گونه «مسئوليت حكومتي» در دوران حضرت امام (ره) نداشتند مي توان« مخالفت ايشان با امام» را نتيجه گرفت؟! مگر شرط همسويي و موافقت با امام، پذيرش مسئوليت در نظام است؟!

ب. پرسش ديگر اين است كه مگر «مسئوليت» تنها عبارت است از جايگاه ها و سمت هايي اجرايي در نظام؟! آيا فعاليت هاي طاقت فرسا و بلندمدت علمي ، پژوهشي وآموزشي و تربيت نيروي انساني كارآمد فكري براي آينده انقلاب اسلامي، «مسئوليت» نيست؟! آيا شركت در مناظره هاي سرنوشت ساز با نظريه پردازان ماركسيست، حضور در كنفرانس ها و همايش هاي علمي بين المللي به عنوان نماينده تفكر نظام اسلامي، شركت فعال و نقش آفريني كم نظير در ستاد انقلاب فرهنگي، همكاري با مؤسسه در راه حق، تأسيس بنياد فرهنگي باقرالعلوم و ده ها مورد ديگر از اين دست، «مسئوليت» و «تلاش براي اعتلاي انقلاب اسلامي» نيست؟!

3- «امام هرگز تفكر او را قبول نداشت!»

در مقابل اين ادعا بايد پرسيد:

الف. چه دليلي براي انتساب اين ديدگاه به امام راحل وجود دارد؟! آيا «دست خط يا صدايي از ايشان» در اين باره موجود است؟! اگر هست لازم است ارائه شود و اگر نيست، بنا به فرمايش خود امام در وصيت نامه اش، اين مطلب «سنديت و اعتبار» ندارد.

ب. اگر حضرت امام با نظر استاد مصباح مخالفت داشتند ، چرا ايشان پرداخت هزينه مؤسسه آموزشي استاد را پذيرفتند و حتي به وي توصيه كردند كه حجم فعاليت هاي مؤسسه را دو برابر كند؟! ايشان تا زمان حيات شان، تمام هزينه هاي مؤسسه را به حساب استاد مصباح واريز مي كردند. آيا امام براي بسط و نشر تفكري ناصواب و غيراسلامي، بودجه صرف مي كردند؟!

4- «جريان مصباحيه حتي يك روز هم به جبهه نرفت و چگونه است كه امروز داعيه دار آن شده است و در پايگاه هاي بسيج، حضور مي يابد؟!»

اين ادعا نيز باطل است، زيرا:

الف. اگر مقصود از حضور در جبهه، «شركت عملي در جنگ» است، بايد گفت كدام يك از «علماي برجسته ديني» در طول دفاع مقدس چنين كردند كه لازم آيد استاد مصباح چنين كند؟! و اگر مقصود از حضور در جبهه، نقش آفريني در آن است، بايد متذكر شد كه استاد مصباح هر از چندگاهي به جبهه رفته و در جمع رزمندگان، مباحث اعتقادي اسلام را تبيين مي كردند.

ب. استاد مصباح، خود نقل مي كند كه  از حضرت امام پرسيد كه آيا لازم است در جبهه شركت كنم؟! امام در پاسخ به ايشان فرمودند: «هر موقع بر من واجب شد، بر شما هم واجب مي شود!» روشن است كه تكليف فردي همچون استاد مصباح كه يك متفكر اسلامي طراز اول است، شركت فعال و مستمر در «جبهه اعتقادي» و «جنگ ايدئولوژيك» انقلاب اسلامي است، نه جنگ نظامي! و اگر اين حكم قابل قبول است آيا استاد در «پاسداري از سنگرهاي ايدئولوژيك» و دفاع از عقايد و ارزش هاي اسلامي، هيچ گاه سستي ورزيده اند؟!

5- «امام، جوانان را از 15 خرداد تا 22 بهمن و پايان عمر شريفش از سرمايه هاي انقلاب و كشور مي دانست و براي آنها، اهميت زيادي قائل بود در حالي كه شما آنها را افرادي منحرف، بي دين و هرزه معرفي مي كنيد.»

اين ادعا صحيح نيست، چرا كه:

الف. استاد هيچ گاه جوانان را افرادي «منحرف»، «بي دين» و «هرزه» ندانسته اند بلكه از آنجا كه جوانان را  سرمايه هاي انقلاب مي شمرند و براي آنها، اهميت و ارزش بسياري قائل هستند؛ همواره نسبت به خطر تاثيرگذاري شبهات اعتقادي بر جوانان و احتمال انحراف آنها در اثر سياست هاي ليبراليستي و اباحي گرانه دولت اصلاحات  هشدار داده اند! اين مطلب به معني حساسيت داشتن در قبال «سلامت معنوي» و «سعادت اخروي» آنهاست، نه سخيف و بي ارزش شمردن آنها!

ب. اي كاش مدعيان اصلاح طلبي، روابط سرشار از عواطف و صميميت نسل جوان را با  استاد به چشم خود مي ديدند كه با وجود تبليغات دروغين هشت ساله اشان بر ضد اين عالم راستين، جوانان در برنامه هاي طرح ولايت و محافل عمومي، چگونه از ايشان استقبال مي كنند و به ايشان مهر مي ورزند؟! نسل جوان فرهيخته و با بصيرت، «دلسوزي» و «دورانديشي» استاد را باور دارد و انذارها و هشدارهاي ايشان را به منزله آينه اي واقعيت نما مي انگارد.

6- «فردي مطرح مي كند كه اين جمهوريت كه امام از آن دم مي زند بر اساس مقتضيات قبل از انقلاب مطرح شده است وگرنه رأي مردم، ملاك نيست و در اسلام، جمهوري نداريم؛ يعني اين آقا كه در رأس فرقه مصباحيه قرار گرفته است، به دنبال ريشه كن كردن افكار امام است.»

حال آن كه حقيقت اين نيست :

الف. تنها و تنها كافي ست گوينده اين مطلب، يك سند و يك عبارت از مجموعه آثار استاد مصباح كه دربردارنده چنين مضموني باشد ارائه دهد، آن گاه ما نيز بر بطلان تفكر استاد مصباح صحه مي گذاريم! اما استاد در كدام يك از آثار مكتوب يا سخنراني هاي خود منكر «جمهوريت» شده است؟! تفكر سياسي ايشان از اوايل دهه شصت تاكنون، مضبوط و مكتوب است: «حقوق و سياست در قرآن»، «حكومت اسلامي»، «نگاهي گذرا به نظريه ولايت فقيه»، «نظريه سياسي اسلام»، «انقلاب اسلامي؛ جهشي در فرآيند سياسي جهان» و... . در كدام يك از اين كتاب ها، ايشان مدعي «نفي جمهوريت» شده اند؟! يك نمونه بياوريد كافي ست.

ب. بحث استاد مصباح درباره «جمهوريت» مربوط به تفكيك «مشروعيت» از «مقبوليت» است؛ بدين معني كه ايشان معتقدند مشروعيت حكومت اسلامي ناشي از «خداوند» است و مقبوليت آن ناشي از «مردم». ناگفته پيداست كه براي تحقق حكومت ديني، وجود هر دو شرط لازم است. مگر حضرت امام خميني تصريح نكردند كه رئيس جمهور منتخب «مردم»، اگر مورد نصب «ولي فقيه» قرار نگيرد «طاغوت» است (صحيفه نور، ج9، ص 251) و ولايت فقيه ناشي از اراده خداوند است نه خبرگان (همان، ج 1، ص 26) .

7- « آيا مثل اينان مثل خوارج نيست كه تفكر همه را به غير از تفكر خود ، تكفير مي كنند و امروز شخصيت هاي انقلاب توسط همين افراد تكفير مي شوند!»
در مقابل بايد پرسيد:

الف. استاد مصباح كدام يك از «شخصيت هاي انقلاب» را تكفير كرده است؟! يك نفر را نام ببريد! آيا مطرح كردن انتقاد نسبت به افكار التقاطي و بررسي انديشه ها و تحليل ميزان مطابقت آنها با معيارها و موازين اسلامي، «تكفير» نام دارد؟! آيا اگر كساني از «مرزهاي تفكر اسلامي» عبور كردند و «التقاطي» انديشيدند نبايد به آنها هشدار داد و آنها را از خطر «انحراف فكري» برحذر داشت؟! مگر استاد شهيد مطهري (ره) با همين خصوصيت ممتاز، شناخته شده نيست؟! رسالت و تكليف ديني متفكراني همچون استاد مصباح اين است كه نسبت به «رصد ايدئولوژيك و اعتقادي» شخصيت ها، جريان ها و روند عمومي جامعه اهتمام  ويژه اي داشته باشند و چالش ها و تهديد هاي فكري و فرهنگي را از مدت ها قبل، پيش بيني و براي آنها چاره انديشي كنند.

ب. آيا اگر فرد يا گروهي ، ضروريات دين را انكار كرد و يا به ارزش ها و مقدسات ديني اهانت نمود ، نبايد «حكم الهي» را درباره اش بيان كرد  ؟! آيا امام خميني در رابطه با اظهارات سلمان رشدي ، جبهه ملي و ... طريق «تساهل و مداهنه» را در پيش گرفتند و يا اين كه به شديدترين صورت ، دست به افشاگري و تهديد زدند؟! البته پر واضح است كه از مدعيان اصلاح طلبي كه قصد داشتند «امام» را به موزه تاريخ بسپارند نبايد انتظار داشت كه به «خط امام» ، وفادار و متعهد باشند !

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار