وداع با خواص!!
مروري بر تاريخ اسلام به خصوص بعد از رحلت پيامبر (ص) ما را با حوادثي تلخ روبه رو مي سازد، بي شک در کالبد شکافي حوادثي همچون خانه نشيني اميرالمومنين (ع)، حادثه عاشورا و.. نمي توان از نقش خواص و برخي صحابه چشم پوشي کرد.
1- خواص کيستند و چه خصوصياتي دارند؟
علما از جمله خواصند، آنجايي که گناه علما بيش از گناه افراد عادي محاسبه ميشود، زيرا اينان آگاهانه و عامدانه مرتکب گناه شدند، زنان پيغمبر (ص) نيز مورد توجه هستند و گناه آنان بيش از گناه افراد عادي است.
خواص نقش موثري در پيشبرد اهداف وبرنامه هاي ائمه داشتند، حضرت محمد (ص) پشتوانه مهمي همچون عموي گراميشان داشتند که از خواص قريش بود همچنان که دشمنانش نيز از خواص قريش بودند.
اميرالمومنين (ع) به پشتوانه مالک اشتر عازم جهاد مي شد و دشمنان به خوبي به اهميت مالک اشتر، ابوذر و... براي اميرالمومنين (ع) آگاه بودند، اباعبدالله تا هنگام حضور حضرت عباس (ع) راست قامت ايستاده بود، اينان نيز نوعي از خواص هستند.
خواص معمولاً در برپايي و تشکيل حکومت صدر اسلام نقش داشتند، خواص هميشه در معرض امتحان الهي هستند و آنجا که شيطان حتي براي اغواي خواص قسم ياد مي کند اگر پاي عالمي بلغزد عالمي را مي لغزاند.
2-لغزش خواص زمينه ساز لغزش جامعه مي شود.
خواص نقش به سزايي در جهت گيري رفتارهاي جامعه دارند، امام خميني (ره)مظهر ساده زيستي اول انقلاب و حاکميت کارگزاران مظهر بروز تجمل گرايي و اشراف سالاري در جامعه شد، راست گفته اند که: الناس علي دين ملوکهم. شيعيان لبنان به پشتوانه خواص خود همچون سيد حسن نصرالله در مقابل رژيم اشغالگر ايستاده اند و خواص دنياي عرب ديگر حرفي براي گفتن ندارد.
در حادثه عاشورا شاهد بوديم بسياري خواصي که خاطرات دوران پيامبر (ص) را افتخار مي دانستند چگونه فرزند پيامبر (ص) را تنها گذاشتند و حفظ مال و منال و مقام را به حفظ دين ترجيح دادند... امامان معصوم ما هيچ کدام به دست يهودي، مسيحي، کافر و.. کشته نشدند اما در شهادت آنها ردپاي سهل انگاري خواص ديده مي شود.
انقلاب اسلامي ايران در دوران امام راحل به منزله دوران تنزيل بود، آنجا که اميرالمومنين (ع) در برابر فتنه برخي خواص در جنگ صفين مي فرمايد: پيامبر (ص) به تنزيل و من به تاويل مي جنگيدم، همه خط امام بودند ولي بعد از امام شاهد بوديم که برخي خواص پشتيباني از ولايت فقيه را برنتافتند همانگونه که عده اي از خواص به ولايت علي تن در ندادند، اشراف سالاري خواص در دوران بعد از رسول خدا عامل انحراف در اسلام بود، در دوران بعد از جنگ و رحلت امام (ره) نيز اشراف سالاري برخي خواص خط امامي!!
تاريخ تکرار مي شود، اينک يادگار امام و جانشين امام (ره) مورد بي مهري خواصي قرار گرفته که مشي اشرافي گري و ادعاي خط امامي بودنشان زبانزد عام و خاص است، همانگونه که سخنان اميرالمومنين (ع) و امام حسين (ع) در روز عاشورا مورد بي مهري خواص قرار گرفت و جانباز رکاب امام علي (ع) به قاتل فرزند علي(ع) تبديل شد، اينک نيز شاهد اين جبهه بندي ها هستيم، اينک ببينيم سردمدار آشوبهاي اخير چه کساني هستند؟ کساني که خود را خط امامي (پيروان عکس امام (ره)) مي نامند ولي در برآورده کردن کمترين خواسته و وصيت امام راحل ماندهاند.
خودخواهي خواص و قدرت طلبي آنها از ديگر زمينه هاي فساد و انحراف در اسلام است، اينک نيز ببينيد نمونه هايي از قدرت طلباني که قدرت را براي قدرت ميخواهند نه قدرت را براي خدمت.
رهبر معظم انقلاب بارها نسبت به لغزش و تساهل خواص هشدار داده بودند، اينک حوادث پيش آمده بعد از انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري، بهترين ملاک براي ارزيابي پايبندي خواص به قانون گرايي و ارزش مداري خواص است، بي شک بسياري حرکات و حوادث خشونتبار بعد از انتخابات به واسطه اين صورت گرفت که خواص جامعه و جناح مقابل خود سردمدار قانونگريزي و غوغاسالاري بودند.
شعور سياسي جامعه و عوام در بسياري موارد از خواص بي مصرف جلوتر بوده است، وقتي ملت ايران در 2 انتخابات اخير به انتخابي از سر شناخت خود دست زدند و هيچ اهميتي به دغدغه ها و احساس خطرهاي خواصي که موجوديت انقلاب را بر باد رفته!!! مي دانستند ندادند، وقتي برايشان اصلاً اهميتي نداشت که عبدالکريم سروش از کروبي حمايت مي کند يا هاشمي رفسنجاني حامي مهندس موسوي است يا اينکه جمعي از دلسوزان نظام و ياران امام نگران!!! وضعيت 4 ساله اخير هستند، اين انتخابات به اعتقاد من عرصه مردودي و سقوط خواص بي خواص (بي خاصيت) بود، عرصه تشخيص خواص صالح و دلسوز از خواص بي درد و مرفه، عرصه پيروزي ولايتمداران بر صحابه مداران.
رفتار خواص نيز در اين انتخابات قابل توجه بود، بنده در شهر شيراز در کليه شبهاي انتخاباتي در ستادي که واقع در شمال شهر شيراز بود به فعاليت مشغول بودم، طرفداران ما و طرفداران مهندس موسوي کمترين تنش و برخورد را با يکديگر داشتند و حتي جاهايي بود که طرفداران 2 گروه با هم به بحث و جدل ميپرداختند بدون درگيري و خشونت (البته خشونت هايي نيز اتفاق افتاد که در جاي خود قابل بررسي است) اما از زماني که خواص جناح مقابل به اردوکشي خياباني و قانونگريزي روي آوردند شاهد گرايش جمع محدودي از طرفداران آنها به تبعيت از دين ملوکهم به اغتشاشگري و آشوب بوديم، بي شک جرم و لغزش خواص در اين مساله بسيار بيش از عوام مي باشد، انهايي که آگاهانه و عامدانه قانون شکني کردند و آنهايي که به واسطه اعتماد به آنها قانون شکني کردند، يعني يک حرکت عقلاني و منطقي از جانب خواص جناح مقابل مي توانست اين محدود آشوبها را نيز ايجاد نکند، در اين انتخابات همچنين نقاب از چهره قانونمدار، متساهل و متسامح ليببراليسم خواص کنار رفت و مردم با دستهاي خود باعث سقوط خواصي بودند که بدون داشتن ملاکهاي لازم جهت شانيت خواص در جامعه اسلامي، به لطف رسانه هاي زرد خواص شده بودند.
در اظهارات يکي از کارشناسان سياسي جهان آمده است: يک قدرت وقتي در آخرين لشکر کشي خود شکست بخورد، نشان دهنده سقوط و زوال آن است، سقوط هيتلر را به خاطر بياوريد، در اين دوره نيز خواص اشرافيت گرايي و ولايتگريز نيز با تمام قوا به صحنه آمدند اما در اثر غرور بي جا و ضعف در تحليل و درک صحيح از مسائل جامعه (به خاطر دوري از بطن مردم و جامعه و زندگي مرفه) دچار شکست سنگيني شدند كه اين شکست مقدمه شکست فکري آنها در برابر مباني فلسفي اعتقادي انقلاب اسلامي است، اينک با اين لشکرکشيها و بيانيهها همچون بيماري شيمي درماني شده هستند که مي خواهند مرگ خود را چند روزي به تاخير بياندازند.
اگر قبلاً مي گفتند انقلاب فرزندان خود را مي خورد، در ايران اسلامي شاهد بوديم که انقلابيون در حال حذف ضد انقلابها و و آماندهها است، قطار انقلاب با سرعت در حال حرکت به سوي موعود قرآني خود (ان الارض يورثها عبادالصالحون،حزب الله هم الغالبون، فالعاقبه للمتقين) مي باشد و امثال هاشمي، خاتمي، کروبي، موسوي و ... در حالي که از اين قطار پرشتاب جا مانده اند سعي دارند با سر و صدا و بلوا، مسافران و راننده قطار را متوجه بازماندن خود کنند.
نقش خواص به منزله نقش نمک در جلوگيري از فساد و پوسيدگي مي باشد، در حال حاضر و با توجه به شرايطي که برخي خواص به مثابه دوران بعد از رحلت پيامبر اکرم (ص) و حادثه عاشورا دارند بايد گفت:
هرچه بگندد بزنندش نمک واي به روزي که بگندد نمک
/انتهاي پيام/