توهم سبز در وضعيت قرمز!
«آنچه جاي خرسندي و اميدواري است اينكه جريان اصلاح طلب و بويژه چهره هاي اصلي و سرشناس آن، با درك و دريافت درست و واقع بينانه از اين تحول بتدريج و همگام با روند حركت اجتماعي، هم در عرصه هدف گزيني، هم در عرصه اتخاذ تاكتيك و هم در شيوه هاي ارتباط با بدنه اجتماعي و از همه مهم تر در ايجاد هماهنگي و وحدت مديريت به موفقيت هاي مهمي دست يافته اند.
بي گمان موقعيت جريان اصلاح طلب به پشتوانه عظيم حركت اجتماعي كه عمدتاً بر محور استيفاي حق در قضيه انتخابات شكل گرفته نسبت به شرايط پيش از انتخابات، به هيچ وجه قابل مقايسه نيست، اما در جبهه مقابل، متاسفانه همان بيماري مزمن «نامعاصر بودن» و دست و پا زدن براي جا خوش كردن در گذشته، همچنان مشاهده مي شود.»
جملات فوق بخشي از يادداشت احمد پورنجاتي، از فعالان سياسي جريان اصلاح طلب است كه با عنوان «آيا وارد دنياي معاصر خواهيد شد» در ضميمه دهم مرداد ماه سال جاري روزنامه اعتماد به چاپ رسيده است.
رئيس كميسيون فرهنگي مجلس ششم در يادداشت مورد اشاره كوشيده در قالب «بازي با كلمات» وضعيت جناح و جريان سياسي متبوع خويش را در مقايسه با جبهه اصولگرايان و خاصه جريان دولت مناسب تر و اميدواركننده تر نشان دهد و البته در اين القاي رسانه اي به مخاطب، تلاش وي معطوف به اثبات اين نكته بوده كه در حال حاضر مخالفان اصلاح طلب دولت احمدي نژاد حتي پس از وقايع تلخ و اسفبار انتخابات اخير، داراي پايگاه اجتماعي و مقبوليت بيشتر و وسيع تري شده اند و در آن سو اين حاميان دولت هستند كه در عرصه حركت سياسي و اجتماعي خود به بن بست رسيده يا خواهند رسيد!
آنچه واضح و مشخص است اينكه سردمداران ناكام انتخابات دهم رياست جمهوري كه براي چندمين بار متوالي و در آزمون جدي سنجش مقبوليت در فرآيند دموكراسي – يعني انتخابات – با «نه» مردم مواجه شدند، در حال حاضر دو تاكتيك سياسي را در پيش گرفته اند؛ نخست آن كه بگويند ما در عرصه انتخابات نباخته ايم؛ چرا كه در جريان آن به طور قطع (!) تقلب شده وگرنه كانديداي مورد حمايت ما آراي بخش عظيمي از ملت ايران را با خود داشته است.
تلاش براي دامن زدن به اغتشاشات روزهاي پس از انتخابات و بزرگنمايي اعترافات صورت گرفته، دقيقاً در همين راستا بوده است، كما اينكه اعترافات اخير دستگير شدگان همين را ثابت كرد.
ديگر آن كه به خيال خود به هواداران خود تلقين كنند كه با انتخاب دوباره محمود احمدي نژاد آن هم با تقلب گسترده - البته به زعم خود - جايگاه جناح اصلاح طلب با وجود دستگيري هاي برخي سران آن، بهتر از گذشته شده است و بدين سان آينده آنان اميدوار كننده تر از رقيب است.
تاكتيك دوم اين طيف در مواضع شفاهي و كتبي آنها مشخص است و همه مي دانند جريان موسوم به اصلاحات، بويژه با قانون شكني هاي پي در پي پس از شكست در آزمون ملي انتخابات 22 خرداد، اگر نگوييم دچار مرگ مغزي شده، اما مي توان ادعا كرد كه دچار سكته قلبي شده است؛ البته آينده بيش از پيش نشان خواهد داد كه اين بيمار تا چه حد مي تواند به حيات خود در فضاي سياسي كشور اميدوار باشد يا نباشد!
نگارنده اين سطور در همين جا بر خود لازم مي داند كه نكته اي را متذكر شود و آن هم اينكه پذيرش قواعد بازي سياسي دو جناح و جريان سياسي و حرکت آنها در چارچوب قانون اساسي و منافع و مصالح ملي قطعاً به سود كشور است و كسي از اين حيث مخالف حذف يكسويه يك حزب و جريان سياسي از معادلات موجود نيست، منتها به شرط تحقق شرايط مورد اشاره.
توصيه دوستانه اي كه مي شود به سران طيف اصلاح طلب داشت اينكه؛ اولاً دچار توهم نشده و خيال نكنند برخي اختلاف نظرها در جبهه اصولگرايان مطلقاً به معناي دشمني آنها، بويژه با دولت خدمتگزار آقاي احمدي نژاد است و از سويي تلاش نكنند كه با فرافكني مشكلات عميق درون خود و به جاي پيدا كردن ريشه اصلي ناكامي هاي سياسي خود، با ادعاي دروغين تقلب در انتخابات، خود را پيروز اصلي انتخابات فرض كنند.
ثانياً اينكه اصلاح طلبان در شرايط كنوني بايد با تدبير و بر محور قانون گرايي- كه مدام دم از آن مي زدند و بر خلاف آن عمل مي كردند – بكوشند اندك وجهه سياسي خود را با مواضع و گفته هاي نادرست و نيز رفتارهاي نابخردانه و احساسي خدشه دار نكنند.
بي شك احترام به قانون و خواسته اكثريت و بويژه تبعيت همه جانبه از فرمايشات حكيمانه رهبر معظم انقلاب مي تواند تا حدود زيادي مانع از خدشه دار شدن اين وجهه سياسي براي آنان در بين مردم شود.
/انتهاي پيام/