وقايع حادث شده اخير حاصل همان عقايد التقاطي دهه 60 بود
به گزارش خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، در ادامه همايش سه روزه اي كه با عنوان «چگونه يك روزه منافق شويم» از سوي بسيج دانشجويي دانشگاه تهران برگزار شد، حسين صفار هرندي با بيان اينكه سازمان مجاهدين خلق يك تفكر كاملا ليبرالي داشت، اظهار داشت: پس از گذشت مدت زماني از گردش ايدئولوژيك سازمان، ماهيت سازمان را شاخه ايي از جوانان نهضت آزادي فرا گرفت كه پس از سال 44 با اعلام برائت از پدرانشان فاصله گرفتند و به اين اعتقاد رسيده بودند كه بايد به يك روند ماركسيستي همچون مبارزات مردم كوبا، كره و ... وارد شويم.
وي در ادامه افزود: اين افراد بايد كتاب هاي ماركسيستي را مي خواندند و اين به عنوان مقدمه اي براي عضو شدن جوانان مسلمان به سازمان بود و اين افراد پايبند به مبناي ديالكتيكي بودند و تحليل هاي خود را بر مبناي تحليل هاي طبقاتي قرار داده بودند.
وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي همچنين اظهار داشت: آنها با سرهم كردن قرآن به اين نتيجه مي رسيدند كه اسلام و ماركسيسم اشتراك دارند و به همين طريق جوانان شاخه نهضت آزادي را فريب مي دادند كه تعارضي ميان مبارزه اسلامي و اعتقادي با پيگيري آرمان هاي سوسياليستي وجود ندارد.
صفارهرندي در ادامه سخنان خود گفت: اين نفاق در سازمان مجاهدين در حالي اتفاق افتاد كه آنها پاي درس هاي اعتقادي آيت الله طالقاني رشد كرده بودند اما عده اي در اين فرآيند تحليل رفتند و اسلام را فداي ماركسيست كردند و سخن از نقص اسلام زدند و مكتب ماركسيسم را در پيش گرفتند.
صفارهرندي از شكاف عميق ايجاد شده در سازمان مجاهدين خلق سخن گفت و تصريح كرد: زماني انشقاق وسيع در سازمان به وجود آمد كه ديگر آنها نمي توانستند پاسخگوي نيازهاي افراد باشند و به تنهايي مبارزه كنند و آنجا بود كه نفاق اصلي شكل گرفت و احساس كردند كه چيزي غير از خدا مي تواند به آنها كمك كند.
وي اظهار داشت: كساني كه خيال مي كنند براي پيشبرد اهدافشان ديگر نياز به اهداف اسلامي نيست، سخن از رسيدن به يك جامعه دموكراتيك مي زنند و من معتقدم كساني كه اين مطالب را بازگو مي كنند تنها نوشخواركننده حرف هاي پدرانشان است كه در دوره هاي قبل آنها را بيان مي كردند و متاسفانه جوان هاي ما چون اطلاعات كافي ندارند فكر مي كنند كه اين حرف ها سخنان نويي است و دچار يك دلبستگي كاذب مي شوند.
وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي با ابراز تاسف از شرايط آن روز اظهار داشت: عده اي فرصت طلب جوانان را گوشت دم توپ كردند و براي اينكه اهداف پليد و شيطاني خود را پياده كنند جوانان را پيشقدم نيازهاي خود مي كنند و ما مصداق آن را در 18 تير كه بسياري جوانان غافل، قرباني زياده خواهي هاي برخي سياسيون پشت پرده شدند، ديديم و اين همان جريان نفاقي بود كه در ابتداي انقلاب وجود داشت.
صفارهرندي در ادامه سخنانش گفت: متاسفانه يكي از چهره هاي شاخص اصلاحات نيز سخن از جامعه ليبرال دموكراتيك به زبان راند و اظهار داشت: براي رسيدن به جمهوري دموكراتيك كمك گرفتن از نيروهاي اجنبي مجاز است و به همين دليل كمك گرفتن از آمريكا و غرب را مجاز دانست.
وي همچنين گفت: در وقايعي كه در اين ايام حادث شد نيز وقتي اردوكشي هاي خياباني بالا گرفت عده اي مي خواستند آمريكايي ها به كمك آنها بيايند و تهران و دفاتر بسيج را بمباران كنند و حتي زماني كه آمريكايي ها به عراق حمله كردند برخي در سرمقاله روزنامه هاي خود نوشتند كه ما خواهان دخالت آمريكا هستيم تا اينكه نظام را از بين ببرند و اين همان محصول تفكر التقاطي است.
صفارهرندي خاطرنشان كرد: البته من همه كساني كه در جبهه اصلاحات هستند را محكوم نمي كنم ولي اين تفكري است كه از درون جبهه اصلاحات شكل گفت و جا دارد كساني كه مخالف اين تفكر هستند اعلام برائت كنند و جلوي انديشه هايي كه موجب آتش زدن مسجد مي شود، بايستند.
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي دولت نهم در بخش ديگري از سخنان خود اظهار داشت: محوريت جامعه ديني ولي جامعه و رهبر آن است و كسي كه از مدار ولايت امر جامعه سالم ديني خارج شود به طبع در مدار شيطاني وارد خواهد و همان گونه كه در زمان حيات امام حسن و امام حسين(ع) زماني كه امام حسن(ع) در مقام امامت بودند امام حسين(ع) در ذيل ايشان حضور داشتند.
وي تاكيد كرد: امت اسلامي يك ولي دارد و اگر كسي از دايره ولايت او خارج شود باطل عمل كرده است و در مورد سازمان نيز اينچنين بود و از ولايت حضرت امام(ره) خارج شدند و نوكري صدام و غرب را به جان خريدند.
صفارهرندي در پايان ابراز اميدواري كرد: از قصه هاي تلخ نفاق عبرت بياموزيم و باعث آن نشويم كه ديگر نسل جوان طعمه بيگانگان شوند و جوانان ما هم اگر نقصي در اداره كشور مي بينند در همين سرزمين فرياد بزنند و هيچگاه هيزم آتش دشمنان نشوند. /انتهاي پيام/