عقد الچريکين
کد خبر:۳۵۹۹۷
وبلاگ «کتاب چريک»

عقد الچريکين

آهای چریکان! با کسی عقد ببندید که فرمانده را دوست بدارد!

پاتوق شيشه اي - ازدواج و دختر و پسر و معامله و عشق

در قانون ازدواج می خوانی که پاکان برای پاکان و ناپاکان برای ناپاکان. آری چریک برای چریک، مردان چریک لایق زنان چریک اند و تو می اندیشی آن چه کلام و صیغه ای است که چریک را بر چریک محرم می کند؟ آن چه صیغه ایست که علاوه بر جسم دو چریک، روح آنها را به هم محرم می کند؟ آری نام فرمانده را می گویم ...

ای کاش می توانستم ترسیم کنم قیامتی را که در دل چریک بر پا می شود وقتی که عقدش را فرمانده می خواند اما حیف که قیامت ترسیم شدنی نیست و فقط باید خود پا به آن بگذاری!

می خواهم از ازدواج چریکان بگویم

آنجایی که دو چریک دست به معامله ای بزرگ می زنند. اما نه معامله با یکدیگر که معامله ای با فرمانده! هر دو چریک هم عهد می شوند که یکدیگر را در راه فرمانده یاری کنند! این سوی معامله دو چریکند و آن سوی دیگرش فرمانده! خجسته باد دوستم که می گفت چریکی، در رسیدن نیست بلکه در راه بودن است و این را چریک به خوبی می داند پس در انتخابش در جستجوی کشف یک چریک کامل نیست بلکه به دنبال یک زمین حاصلخیز است تا بعد از ازدواج به آبادانی برساند فقط همین!

قسم به اول بار که صیغه عقد بر روح دو چریک نازل می شود دستان دختر و پسر چریک در هم آرام می گیرد و یکدیگر را می فشرد!

قسم به آن نگاه اول که دختر و پسر چریک بعد از عقد آسمانی با آن در چشمان یکدیگر غرق می شوند!

قسم به جوشش و قلیان عشق دو چریک!

که عقد چریکان را فرمانده پاس خواهد داشت که فرمانده بهترین معامله گر است!

آهای چریکان! با کسی عقد ببندید که فرمانده را دوست بدارد!

آنگاه فرمانده را به مجلس عقد خود دعوت کنید!

خدا را چه دیدید! شاید آمد ...

شاید عقد شما را خواند،

شاید شما را با خود برد ...

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار