ميرحسين و فوتبال
وقتي که صحبت از جوامع جهان سوم مي شود معمولا اولين چيزي که به ذهن ما مي آيد بي فرهنگي، ناشي گري و غير حرفه اي بودن است. به عنوان مثال مي گويند: کشورهاي جهان سوم فرهنگ استفاده از وسايل حمل و نقل عمومي را ندارند- کشورهاي جهان سوم در زمينه دموکراسي و شعور سياسي رفتار غير حرفه اي دارند- کشورهاي جهان سو م فرهنگ استفاده از منابع تجديد ناپذير انرژي را ندارند و.. هزاران دست از اين سخنان که بعضا همچون پتکي برسر جهان سوم فرو مي نشيند که تو گويي جهان متجدد خود اسوه کامل فرهنگ و اخلاق است.
البته اين گونه اظهار نظرها معمولا از سوي کساني بيان مي شود که خود زاييده کشوري به اصطلاح جهان سومي بوده و اکنون به قول خودش دچار روشنفکري شده و سعي در تحقير مردم کشورش دارد. به ياد بياوريد اولين گروه فرنگ رفته هاي ما چه اراجيفي در مورد دين و دينداري مردم مي گفتند.
رفتار هاي سياسي نيز از اين امر مستثني نيستند. در سال هاي اوليه دهه 70به مرور شاهد ورود جدي گفتمان مبتني بر مدرنيته به فضاي ادبيات سياسي- ديني کشور مي باشيم. به خوبي به خاطر داريد که با پيروزي آقاي خاتمي در انتخابات دوم خرداد 76شاهد تقسيم بندي جناح هاي سياسي کشور به 2 گروه خشونت طلب(جناح راست) و گروه قانون مدار (جناح چپ) بوديم. جناح حاکم همواره از ضرورت حاکميت قانون سخن مي گفت و استناد آنها به قانون بود. تا جاييکه حتي قانون را برتر از دين مي دانستند و تئوريسين آنها يعني سروش رسما اعلام کرد: قوانين حقوق بشر بر قوانين ديني ارجحيت دارند.
حالا وارد بحثي به نام فوتبال مي شويم. شايد تعجب کنيد، اما در ادامه به نتايج جالب توجهي مي رسيم:
- در فوتبال حرفه اي که مخصوص کشورهاي صاحب سبک و کلاس فوتبال است، شاهد رفتارهاي اغلب حرفه اي و منطقي از جانب بازيکنان و مربيان آنها هستيم. بازي فوتبال مبتني بريکسري قوانين مي باشد و هدف از انجام بازي براي يک مربي کسب نتيجه پيروزي مي باشد. در زمين فوتبال داور حاکم و ناظر بر قانون است. تيم هايي که وارد مسابقات رسمي فوتبال مي شوند بايد التزام خود به احترام و پذيرفتن قوانين فيفا را اعلام کنند. با تيم باشگاهي يا ملي خاطي نيز برخورد قانوني مي شود.
- در کشور ايران (به هيچ وجه باتعاريف غربي ايران را کشوري جهان سوم نمي دانم. رفتارهاي جهان سومي معمولا از سوي روشنفکرنمايان بروز مي يابد) بررسي ليگ فوتبال و رفتار مربيان و بازيکنان به خوبي نشان از غير حرفه اي بودن فوتبال و فاصله ما با حرفه اي شدن دارد. رفتارهاي غير حرفه اي معمولا از سوي خواص فوتبال صورت مي گيرد. همان هايي که در مصاحبه هاي تلويزيوني و رسانه اي همواره جوانان را به رعايت اخلاق و جوانمردي دعوت مي کنند ولي در عرصه عمل شاهد حرکات سخيف و غير حرفه اي از آنها مي باشيم. تا سال هاي سال دغدغه ما اين بود که تيم هاي استقلال و پيروزي به دور از جنجال و حاشيه سازي به ارائه بازي زيبا بپردازند. در عوض بازي هاي حساس جهان فوتبال همچون بارسلون-ريال مادريد/ اينتر ميلان-آث ميلان/بايرن مونيخ-دورتموند/منچستر-چلسي و... آنقدر زيبا و دلنشين است که وجهه جهاني پيدا کرده اند. يکي از عوامل زيبايي اين بازي ها رعايت قانون از سوي هر دوتيم واحترام به راي و نظر داور است.
بارها ديده شده است که حتي از يک اشتباه بزرگ داوري که در نتيجه بازي نيز تاثير گذار است به راحتي مي گذرند و کار خود را انجام مي دهند. بازيهاي آلمان را به خاطر بياوريد که چگونه باصبر وحوصله از بازي باخته يک پيروزي دلچسب مي سازد(خودم طرفدار آلمان هستم). اما در بازي فوتبال ايران با هر به زمين افتادني شاهد هجوم بازيکنان، سرپرست، مديرعامل، تدارکات و.. به سمت داور مسابقه مي باشيم. هر کسي قانون فوتبال را تا آنجا قبول دارد که به نفع تيمش باشد و در صورتي که کوچکترين اشتباه داوري پيش بيايد داور نگونبخت را مورد شديد ترين مواخذات قرار مي دهند. اگر داور به نفع تيمي بگيرد آن تيم از داور تعريف مي کند و اگر به ضررش بگيرد بر عکس.
ملاک داور قانون خوب خود مربيان و بازيکنان هستند نه اصل قانون و قضاوت. بيشترين عامل بروز رفتارها و شعارهاي غير اخلاقي در ورزشگاه همين قانون گريزي مربيان و بازيکنان مطرح مي باشد. اگر تيمي ولو با نتيجه شش بر صفر هم ببازد، مربي تيم به جاي بررسي نقاط ضعف تيم و ضعف در تاکتيک تيم، در اقدامي فرافکنانه و فرار به جلوبه انتقاد از زمين مسابقه، آب وهوا، هتل اسکان، برق ورزشگاه و...و بيشتر از همه داور و قاضي مسابقه را به باد انتقاد مي گيرند.
خوشبختانه با ساخت و پخش برنامه نود شاهديم که بسياري از ادعاهاي مربيان در خصوص باختشان و مقصر بودن داور بي پايه واساس است واساسا مدرکي براي متهم نمودن داور مسابقه به عامليت باخت در تصاوير آهسته و بررسي مدارک و ادعاهاي بازنده يافت نمي شود. حتي مواقعي مشخص مي شود که قصور داور در باخت تيم مقابل بي تاثير بوده است و بهتر است تيم بازنده عوامل باخت را در خود تشکيلات تيم جستجو کند و بس.
اينگونه رفتارها باعث مي شود که همواره فوتبال ما دچار مسائل حاشيه اي بماند و نتواند براي رفع و جبران عقب ماندگي خود اقدام جدي کند. (البته نبايد منکر وجود مربيان وبازيکنان اخلاقي وحرفه اي باشيم). اين مطلوب در درجه اول بستگي به قانونمداري بازيکنان و مربيان و درجه دوم نيز داشتن روحيه خودانتقادي وقبول شکست محقق مي يابد.
آيا فضاي سياسي ايران در روزهاي اخير گرفتار اين گونه رفتارهاي غير حرفه اي نبوده است؟ جايي که آقاي کروبي که حضور ايشان هيچ تاثيري بر درصد حضور مردم نداشته است ادعاي تقلب کند (به يادبياوريد بازي 6برصفر را)؟. به يا داشته باشيم چند سال پيش نيز در انتخابات امريکا با وجود تفاوت بسيار اندک جرج بوش و الگور و در حالي که الگور مدارکي جهت تقلب و ضايع شدن حق خود داشت در نهايت به امر دادگاه قانون اساسي گردن نهاد.
آقاياني که سال هاي سال غرب را مدينه فاضله مي دانستند و ما را به تقليد والگو گيري از رفتارهاي غرب توصيه مي کردند اينک چه شده که اين گونه نداي وا تقلبا سرمي دهند؟ چه تفاوتي ميان مهندس موسوي و مربي تيمي که عادت دارد بعد از هر باخت داور رامقصر جلوه دهد و در برنامه نود نيز هيچ دليلي جهت مقصربودن داور ندارد؟ چرا مهندس موسوي حاضر نشد در برنامه گفت وگوي خبري به عنوان نودسياسي شرکت کند و از اتهامات خود دفاع کند؟
آيا در حالي که مربيان جناح دوم خرداد اينگونه داور اين رقابت سياسي را مورد نکوهش قرار مي دهند از هواداران اين تيم مي توان انتظار داشت که جو اخلاقي و آرام جامعه (به مثابه استاديوم) را حفظ کنند؟ آيا اين رفتارها نماد بي تجربگي و ناشي گري سياسي نيست؟ بهتر نيست به جاي اينکه حجاب، فرايض و قوانين ديني، غيرت و عفت و... را نماد عقب ماندگي بناميم اينگونه رفتارها را نشان عقب ماندگي سياسي و ناشي گري بناميم؟ آيا جامعه سياسي ما تاوان ناپختگي و رفتارهاي غير حرفه اي ايشان را بايد پس دهد؟ آيا اين رفتارهاي ايشان شبيه تماشاگراني نيست که متاسفانه بعد از هر باخت تيمشان بايد به جان اموال بيت المال و وسايل حمل و نقل عمومي مي افتند؟
ايشان بي شک وارد مسابقه اي شدند که توان رقابت با حريف خود را نداشتند. وقتي ايشان به خوبي مي دانست که تيم حريفش از هر لحاظ در موقعيت بهتري قرار دارد پس بهتر بود همچون يک مربي حرفه اي پس از پايان بازي با اعضاي تيم و کادر فني به سمت نيمکت حريف رفته و پيروزي آنها را تبريک بگويند./انتهاي پيام/