اعتراف تحت فشار يا فشار ناشي از اعتراف
انديشه - اعترافات متهمان حوادث اخير -که قسمتي از آن توسط صدا و سيما پخش شد- مطرح گرديد. اما آنچه در ميان اظهارنظرها عجيب مينمايد، اظهارات و فتاواي حضرات آيات صانعي و موسوي اردبيلي در اين باب است. لذا لازم است قسمتهايي از تاريخ معاصر را که ظاهرا به فراموشي سپرده شده، يادآوري کنيم.
دهه شصت در تاريخ ايران سالهاي پر فراز و نشيبي را شامل ميشود که در آن کشور علاوه بر جنگ با عراق، درگير فتنههاي بسياري بود که با هوشمندي تمام خنثي شد. در ادامه به صورت مختصر به سه مورد از اين فتنهها خواهيم پرداخت و در آخر به ارتباط بين موضوع روز و اين قضايا اشاره خواهيم نمود.
1) فاش شدن طرح کودتايي عليه نظام جمهوري اسلامي توسط حزب خلق مسلمان در تبريز و با حمايت آيت ا... شريعتمداري و با همکاري صادق قطب زاده که با اعتراف آيت ا... شريعتمداري به آگاهي از وجود کودتا و اعتراف ساير اعضاي کودتا در تلويزيون و اعدام صادق قطب زاده پايان گرفت. شريعتمداري در 12 ارديهبشت 1361 در سيما ظاهر شد و به اطلاع از كودتايي عليه جمهوري اسلامي اعتراف كرد اما هرگونه تأييد كودتا را انكار كرد. با پخش اعترافات تلويزيوني احمد عباسي (داماد شريعتمداري و از سران حزب خلق مسلمان) و باقي سران اين حزب و انتشار پارهاي از اسناد سفارت آمريكا در تهران، شريعتمداري بار ديگر با محمدي ريشهري (وزير اطلاعات وقت و كاشف كودتا در فروردينماه 61) ديدار كرد و در مصاحبهاي به اطلاع از كودتا و پرداخت پول (به عنوان خريد خانه و نه براي انجام كودتا) اعتراف كرد.
2) انحلال رسمي حزب توده در کشور پس از يک سلسله دستگيري سران حزب توده در سال 62 و اعتراف بسياري از آنان از جمله نورالدين کيانوري (دبير اول حزب)، محمدعلي عمويي (عضو ارشد شاخهي نظامي حزب)، محمود اعتمادزاده(مشهور به آذين) از روشنفكران حزب، احسان طبري(ايدئولوگ اصلي حزب و مغز دينامك تودهايها) و ناخدا ابراهيم افضلي فرمانده نيروي درياي ارتش در تلويزيون به تلاش براي براندازي.
3) سيد مهدي هاشمي در هيجدهم آذر ماه 1365 در تلويزيون جمهوري اسلامي ظاهر شد و اعتراف كرد. او گفت«انگيزه من از اين مصاحبه كه به پيشنهاد و رضايت خودم انجام ميگيرد، اولاً روشن كردن اذهان نسبت به عملكردهاي خلاف خودم و همفكرانم و ثانياً پرده برداشتن از يك سير تصاعدي لغزشها» اشتباهات و انحرافاتي است كه متاسفانه بعد از انقلاب تا لحظه باز داشت در وجود من بوده است.
بايد به اين نکته اشاره کرد که پخش اعترافات پس از دهه شصت نيز ادامه يافت و اين امري معمول است ولي بناي ما يادآوري وقايع همان سالهاست. چنانچه ديديم در دهه شصت، پخش اعترافات اعضاي گروههايي که به مبارزه با جمهوري اسلامي رو آورده بودند، از برنامه دائمي سيماي جمهوري اسلامي بوده است. و موضوع اعتراف متهمان و پخش آن روال عادي در اين سالها بوده است.
نکته جالب در اين باب اينست که کساني امروز اعترافات برخي شخصيتهاي سياسي را بيارزش مينامند و در محکوميت بازداشت آنان بيانيه صادر ميکنند و نامهها مينويسند که خود در دهه شصت در موضع ديگري بودند و بر اساس همين اعترافات حکم صادر ميکردند و در دفاع از اين کار خطابه ميراندند.
موارد اشاره شده در بالا که فقط چند مورد از موارد بيشمار دستگيري و اعتراف جريانهاي مخالف نظام است که در دوران زعامت آيت الله موسوي اردبيلي بر دستگاه قضا (شوراي عالي قضايي) و دادستاني کل کشور آيت الله صانعي (61 تا 64)، انجام گرفت. حال سوال اينجاست که چرا دستگيري و اعتراف در زمان زمامداري اين آقايان روشي قابل قبول و مورد استناد است ولي حال که عدهاي از جريان مورد حمايت اين عزيزان در جايگاه متهم نشستهاند، مطرود و بيارزش و فاقد وجاهت قانوني خوانده ميشود؟! اصلا مگر فشار و آزار زنداني- بر فرض صحت ادعاها- ميتواند سند بسازد و استدلال ايجاد كند؟!
به ضرس قاطع ميتوان گفت، اعترافات و اسناد منتشر شده در دادگاه روز شنبه، از چنان استحكامي برخوردار است كه نفي و انكار آن براي سران اين جريانات امكانپذير نيست و به وضوح نشان ميدهد كه سران فتنه در تماس مستقيم با سرويسهاي اطلاعاتي بيگانه دست به فتنه انگيزي زده و بسياري از هواداران را با سوءاستفاده از صداقت و اعتماد آنان فريب داده و اعتماد آنها را پاي منافع آمريكا قرباني كردهاند.
در پايان بايد گفت که از علما و مراجع انتظار ميرود که با بينش سياسي عميق و مبتني بر واقعيت در مسير حق قدم بردارند و وارد جناحبنديهاي سياسي و بازيهاي سياسي نشوند چرا که مسئوليت عظيمي متوجه اين بزرگواران است و در پيشگاه خداوند متعال بايد پاسخگو باشند.
/انتهاي پيام/