شكست سناريوي مسجد ضرار
مقام معظم رهبري در مراسم حکم تنفيذ رياست جمهوري به آيه 107 سوره توبه و داستان مسجد ضرار اشاره نمودند که نکات بسيار مهمي را در برداشت. در اين نوشته به بررسي جوانب اين موضوع مي پردازيم.
معظم له با اشاره به عظمت نظام و انقلاب و تاکيد بر ايمان و هوشياري ملت بزرگ ايران فرمودند: با مسجد ضرار نميشود اين ملت را شكست داد. ما در تاريخ خودمان نمونههائى را از اين داريم:
وَالَّذِينَ اتَّخَذُواْ مَسْجِدًا ضِرَارًا وَكُفْرًا وَتَفْرِيقًا بَيْنَ الْمُؤْمِنِينَ وَإِرْصَادًا لِّمَنْ حَارَبَ اللّهَ وَرَسُولَهُ مِن قَبْلُ وَلَيَحْلِفَنَّ إِنْ أَرَدْنَا إِلاَّ الْحُسْنَى وَاللّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ (سوره توبه107) ترجمه: (گروهى ديگر از آنها) كسانى هستند كه مسجدى ساختند براى زيان رساندن (به مسلمانان)، و (تقويت) كفر، و تفرقه افكنى ميان مومنان، و كمين گاه براى كسى كه از پيش با خدا و پيامبرش مبارزه كرده بود; آنها سوگند ياد مى كنند كه: «جز نيكى (و خدمت)، نظرى نداشته ايم»! اما خداوند گواهى مى دهد كه آنها دروغگو هستند!
آيه فوق، درباره گروهى از منافقان است، كه براى تحقق بخشيدن به نقشه هاى شوم خود، اقدام به ساختن مسجدى در «مدينه» كردند، كه بعداً به نام «مسجد ضرار» معروف شد.
اين موضوع را همه مفسران اسلامى، و بسيارى از كتب حديث و تاريخ ذكر كرده اند. خلاصه جريان، به طورى كه از تفاسير و احاديث مختلف استفاده مى شود، چنين است:
گروهى از منافقان نزد پيامبر(صلى الله عليه وآله)آمده عرض كردند: به ما اجازه ده مسجدى در ميان قبيله «بنى سالم» (نزديك «مسجد قبا») بسازيم، تا افراد ناتوان، بيمار و پيرمردان از كار افتاده در آن نماز بگزارند، و همچنين در شب هاى بارانى كه گروهى از مردم توانائى آمدن به مسجد شما را ندارند، فريضه اسلامى خود را در آن انجام دهند، و اين در موقعى بود كه پيامبر(صلى الله عليه وآله)عازم جنگ «تبوك» بود.
پيامبر(صلى الله عليه وآله)به آنها اجازه داد، ولى آنها اضافه كردند: آيا ممكن است شخصاً بيائيد و در آن «نماز» بگزاريد؟
پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرمود: من فعلاً عازم سفرم، و هنگام بازگشت به خواست خدا به آن مسجد مى آيم، و در آن نماز مى گزارم.
هنگامى كه پيامبر(صلى الله عليه وآله)از «تبوك» بازگشت، نزد او آمده گفتند: اكنون تقاضا داريم به مسجد ما بيائى، در آنجا نماز بگزارى، و از خدا بخواهى ما را بركت دهد، و اين در حالى بود كه هنوز پيامبر(صلى الله عليه وآله)وارد دروازه «مدينه» نشده بود.
در اين هنگام، پيك وحى خدا نازل شد، آيات فوق را آورد، و پرده از اسرار كار آنها برداشت، و به دنبال آن پيامبر دستور داد: مسجد مزبور را آتش زده، بقاياى آن را ويران كنند، و جاى آن را محل ريختن زباله هاى شهر سازند!
اگر به چهره ظاهرى كار اين گروه نگاه كنيم، از چنين دستورى در آغاز، دچار حيرت خواهيم شد.
مگر ساختن مسجد، آن هم براى حمايت از بيماران و پيران، و مواقع اضطرارى، كه در حقيقت، هم يك خدمت دينى است و هم يك خدمت انسانى، كار بدى است كه چنين دستورى درباره آن صادر شده؟
اما هنگامى كه چهره باطنى مسأله را بررسى كنيم، خواهيم ديد اين دستور، چقدر حساب شده بوده است.
ساخت ضراربه دستور ابوعامر
طبق بعضى روايات، ساختِ مسجد ضرار در مدينه، به دستور ابوعامر بود. وى كه پدر حنظلهى غسيل الملائكه (حنظله، عاشقِ اسلام و پيامبربود که عاقبت شهيد شد) است، از عابدان مسيحى بود و در قبيلهى خزرج نفوذ داشت. با هجرت پيامبر صلى الله عليه وآله و گسترش و نفوذ اسلام، او به مخالفت با پيامبر پرداخت و نقش منافقانه د ر جنگ اُحد داشت. سرانجام به مكّه گريخت و از آنجا به روم رفت و از پادشاه روم براى براندازى اسلام كمك خواست. بر اثر اين تحريكات و كارشكنى ها، پيامبر(صلى الله عليه وآله)لقب «فاسق» را به او داده بود.
او پيش از آن كه بميرد، نامه اى براى منافقان «مدينه» نوشت، و به آنها نويد داد كه با لشكرى از «روم» به كمكشان خواهد آمد، مخصوصاً توصيه و تأكيد كرد كه مركزى براى او در «مدينه» بسازند، تا كانون فعاليت هاى آينده او باشد.
ولى از آنجا كه ساختن چنين مركزى در «مدينه»، به نام دشمنان اسلام، عملاً امكان پذير نبود، منافقان بهتر اين ديدند كه در زير عنوان مسجد، و به عنوان كمك به بيماران و معذوران، اين برنامه را عملى سازند.
سرانجام مسجد ساخته شد، و حتى گفته مي شود جوانى آشنا به قرآن را از ميان مسلمانان به نام «مجمع بن حارثه» به امامت مسجد برگزيدند.
اما وحى الهى، پرده از روى كار آنها برداشت، و شايد اين كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) قبل از رفتن به «تبوك» دستور نداد، در مقابل آنها شدت عمل به خرج دهند، براى اين بوده كه هم وضع كار آنها روشن تر شود، و هم در سفر «تبوك» ناراحتى فكرى ديگرى از اين ناحيه نداشته باشد.
هر چه بود پيامبر(صلى الله عليه وآله)، نه تنها در آن مسجد نماز نگزارد، بلكه همان گونه كه گفته شد، بعضى از مسلمانان («مالك بن دخشم»، و «معنى بن عدى»، و «عامر بن سكر»، يا «عاصم بن عدىّ») را مأموريت داد، كه مسجد را بسوزانند، و ويران كنند، آنها چنين كردند.
نخست به وسيله آتش سقف مسجد را سوزاندند، و بعد ديوارها را ويران ساختند، و سرانجام محل آن را مركزى براى ريختن زباله ها قرار دادند.
اين آيه پيام هاي مهمي در بر دارد که از بين آنها مي توان به موارد زير اشاره نمود:
1- دشمن، از مسجد و مذهب، عليه مذهب سوء استفاده مىكند، ظاهر شعارها و القاب، فريبمان ندهد!«اتّخذوا مسجداً ضراراً»
2- توطئهگران مىخواهند حتّى از نمازِ پيامبر نيز به نفع خود سوء استفاده كنند. (با توجّه به شأن نزول)
3- مسجدسازى مهّم نيست، بايد انگيزههاى بانيان و متولّيان خالص باشد.«اتّخذوا مسجداً ضراراً و...»
4- در اسلام، هرگونه ضرر، ممنوع است، گرچه تحت عنوانِ مسجد باشد. «اتّخذوا مسجداً ضراراً»
5 - احترام و قداست مسجد، در شرايطى كه مورد سوءاستفاده دشمنان باشد، برداشته مىشود. (با توجّه به شأن نزول)
6- خداوند حامى پيامبر و دين خود مىباشد و از طريق وحى توطئههاى منافقان را افشا مىكند. «و الذين اتّخذوا مسجداً ضراراً...»
7- هر مسجدى كه عامل تفرقه ميان مسلمانان باشد، مسجد ضرار است. «اتّخذوا مسجداً... تفريقاً بين المؤمنين »
8 - منافقان در خدمت كفّارند. «ارصاداً لمن حارب اللّه»
9- هنگام جنگ با دشمنان خارجى، از توطئههاى دشمنان داخلى غافل نشويم. منافقان در آستانهى جنگ تبوك از پيامبر مىخواستند تا رسماً پايگاه آنها را افتتاح كند، امّا پيامبرصلى الله عليه وآله، علىعليه السلام را در مدينه بجاى خود گذاشت و پس از بازگشت، مسجد ضرار را خراب كرد.
10- شكستن وحدت مسلمانان، همطراز كفر است.«كفراً و تفريقاً بين المؤمنين»
11- سوگند دروغ، شيوهى منافقان است. «ليحلفنّ »
12- فريب ادّعاها و تبليغاتِ حقّ به جانب دشمن را نخوريم. «انْ اردنا الاّ الحسنى»
13- دروغگويى خصلت كفّار و منافقان است. «انّهم لكاذبون»
با کمي تامل در داستان مسجد ضرار به ضرورت طرح آن در اين مقطع زماني پي مي بريم.
داستان «مسجد ضرار»، درسى است براى عموم مسلمانان در سراسر تاريخ زندگيشان، گفتار خداوند و عمل پيامبر(صلى الله عليه وآله)، به روشنى نشان مى دهدمسلمانان هرگز نبايد آن چنان ظاهربين باشند كه، تنها به قيافه هاى حق به جانب نگاه كنند، و از اهداف اصلى بى خبر و بر كنار مانند.
مسلمان كسى است كه نفاق و منافق را در هر زمان، در هر مكان، و در هر لباس و چهره بشناسد، حتى اگر در چهره دين و مذهب، و در لباس طرفدارى از قرآن و مسجد بوده باشد!
استفاده از «مذهب بر ضد مذهب»، چيز تازه اى نيست، همواره راه و رسم استعمارگران، و دستگاه هاى جبار، و منافقان، در هر اجتماعى اين بوده كه اگر مردم گرايش خاصى به مطلبى دارند، از همان گرايش براى اغفال، و سپس استعمار آنها استفاده كنند، و حتى از نيروى مذهب بر ضد مذهب كمك بگيرند.
و از اينجا پاسخ اين سؤال روشن مى شود كه چرا پيامبر(صلى الله عليه وآله) با آن عظمت مقام، دستور داد مسجد، يعنى خانه خدا را آتش بزنند؟! و مسجدى كه يك ريگ آن را نمى توان بيرون برد، ويران سازند؟! و مكانى را كه اگر آلوده شود بايد فوراً تطهير كنند، مزبله گاه شهر سازند؟!
پاسخ همه اين سؤال ها يك مطلب است، و آن اين كه مسجد «ضرار»، مسجد نبود، در واقع بتخانه بود، مكان مقدس نبود، كانون تفرقه و نفاق بود، خانه خدا نبود بلكه خانه شيطان بود، و هرگز اسم و عنوان ظاهرى و ماسك ها، واقعيت چيزى را دگرگون نمى سازد.
مسجد ضراردر واقع نمادي است براي استفاده ابزاري از مقدسات و اموري که مردم مي پسندند.
بعد از انتخابات چنين رفتاري در ميان برخي احزاب ،گروه ها و افراد صورت گرفت و برخي با شعار انقلابي به جنگ انقلاب آمدند. همان طور که در زمان پيامبر عده اي با نماد مسجد ضرار به جنگ مسجد رفتند.
سر دادن الله اکبر بر پشت بام براي مقابله با نظام اسلامي ، شعارهاي عوام فريبانه حقوق بشر که ناامن کنندگان زندگي مردم از آن دم مي زدند يا شعار آزادي توسط کساني که مي خواستند ديکتاتورانه انتخابات را به ابطال بکشند و جامعه را به سوي ناامني سوق دهند، همه از نمادهاي استفاده ابزاري از شعارهاي عوام پسند است که مي تواند نماد مسجد ضرار هم منطبق بر آن باشد.
سوء استفاده گسترده از رنگ سبز که درآئين شيعه تداعي کننده اهل بيت عصمت و طهارت است، استفاده ابزاري از شعار آرمان هاي امام و انقلاب و قانون گرايي ، استفاده ابزاري از خطبه هاي نماز جمعه براي پيشبرد اهداف و اغراض شخصي بدون توجه به موضع گيري ولي فقيه و به کام دشمن حرف زدن را مي توان از مصاديق ديگر منطبق بر داستان مسجد ضرار بر شمرد. در آن روزگار منافقين، مسجد ضرار مورد حمايت دشمنان پيامبر واقع شدند امروز نيز فعاليت منافقين ، مورد حمايت بيگانگان و دشمنان قسم خورده انقلاب است.
در آن روز ابوعامر مسيحي به جنگ و نزاع با پيامبر اکرم پرداخت ، و در اين روز ابوعامرهايي که ادعاي مسلماني و روحيه انقلابي دارند روبروي ولايت ايستاده اند.
در اتفاقات اخير ديديم که متاسفانه کساني عکس امام را در دست گرفتند اما عکس آن برخورد کردند.
تاريخ ثابت کرده که هر کس در برابر موج انقلابي مردم بايستد و قصد خيانت به آرمان هاي امام و انقلاب را داشته باشد به عاقبت ابوعامر يعني شکست و هلاکت محکوم مي شود. البته در اين اتفاقات ديديم که با تدابير و مديريت هوشمندانه مقام معظم رهبري و آگاهي مردم پروژه مسجد ضرار شکست خورد و نخبگاني که نقش ابوعامر را خوب بازي کردند در اين امتحان مردود شدند.
اتفاقات اخير و داستان مسجد ضرار درسي بزرگ براي ملت نيز در برداشت .اينکه اهميت اتحاد در ميان صفوف مسلمين در نظر اسلام به قدرى زياد است كه، حتى اگر ساختن مسجدى در كنار مسجد ديگر، باعث ايجاد تفرقه، اختلاف و شكاف در ميان صفوف مسلمانان گردد، آن مسجد تفرقه انداز، نامقدس است.
پي نوشت ها..........................................................................
سخنان مقام معظم رهبري در روز حکم تنفيذ رياست جمهوري12/5/88
تفسير نمونه
تفسيرنور مجمع البيان
وسائل الشيعه جلد 5
بحار الانوارجلد 21
/انتهای پیام/