سند شکنجه ابطحي افشا شد!
پاتوق شيشه اي - حالا هي بگين شکنجه نکرديم شکنجه نکرديم! ما که خوب ميدونيم شکنجه کرديد اين بنده خدا را. ما که ميدانيم شکنجه هاي شما، هم جسمي است و هم روحي. شما با احساسات بازداشت شده ها بازي ميکنيد. شما انصاف که نداريد هيچي، مرام هم نداريد. شما حل جناب آقاي ابطحي عزيزتر از جان را درک نميکنيد.
ديديد بالاخره گندش در آمد؟
ديديد دستتان رو شد؟
حالا همه فهميده اند که دروغ ميگوئي اي احمدي نژاد.
بابا جان شما را به خدا يه لحظه خودتون رو جاي ابطحي بنده خدا فرض بفرمائيد . . . فرض فرموديد؟ (لطفاً خواهران عزيز هم با وجود عدم تطابق جنسي، فرض بفرمايند اشکالي ندارد. به هر حال همه ما بايد در کمک کردن به اين بنده خدا سهيم باشيم) خب حالا از همين لحظه تصور کنيد شما ابطحي هستيد! چند ماهي براي کروبي تبليغات گسترده کرده ايد. بالا و پائين پريده ايد (با آن وزن بالايتان) و هر طرف را که نگاه کرده ايد چشمتان به يکي از هواداران صديق آقاي کروبي افتاده است؛ هوادار اينجا، هوادار اونجا، هوادار همه جا! ! ! همه شب و روزتان را هواداران دو آتيشه و بلکه سه يا چهار آتيشه اي مثل عکس زير پر کرده اند:
بعدش وسط يک روياي مخملي خوشگل و در اميدواري کامل به ادامه کار تبليغاتي با هواداران محترم! يکدفعه ماموران بريزند و بگيرند و ببندند و ببرندتان! ! !
خواهش ميکنم بدون هرگونه تعصب و جانبداري از هر کسي، چهره جناب رادان را با طرفداران جناب کروبي مقايسه کنيدبگوييد جناب ابطحي ترجيح ميدهد در جوار کدام يک از اين دو گروه باشد:
کلاهتان را قاضي کنيد لطفاً! اگر هم چپ نشسته ايد تمام سعي خودتان را بکنيد که راستش را بگوئيد! با اين اوصاف به قول شاعر:
ديگه حالي به آدم ميمونه؟ . . . نه والا
احوالي به آدم ميمونه؟ . . . نه والا
اصلاً مثل اين ميماند که بنده خدا را از سناي خشک به طرفه العيني بيندازي وسط استخر يخ در بهشت! خوب آدم سنگ کوب ميکند ديگر.
حالا خودتان قضاوت بفرمائيد؛ شکنجه هاي گوانتانامو و ابوقريب و زندان بگرام و آلکاتراس و باسيل و . . . سخت تر است يا شکنجه اي که به ايشان روا داشته اند؟
با اين تفاصيل آيا باز هم فکر ميکنيد اعترافات ايشان قانوني است؟
/انتهاي پيام/