چيستي تجربه ديني
کد خبر:۳۶۳۳۶

چيستي تجربه ديني

برخي از نويسندگان، وحي را از سنخ تجربه ديني شمرده اند(سروش، عبدالکريم، بسط تجربه نبوي) و از اين رو مدعي شده اند که وحي پديده اي است که با محيط منطبق مي شود و کاملا رنگ محيط را به خود مي گيرد.

سرویش اندیشه - تجربه ديني در حقيقت شهودي دروني است که در اثر تزکيه و رياضت از درون آدمي مي جوشد. برخي ويژگي هاي تجربه ديني عبارتند از:

1. تفسير تجربه ديني توسط شخص تجربه گر صورت مي پذيرد.

2. تجربه ديني محدود به شخصيت تجربه کننده و در تناسب با شخصيت اوست؛ به عبارت ديگر، تابع شخصيت تجربه گر است.

3. تجربه ديني هم در مقام کشف و هم در هنگام تعبير، مصون از خطا و لغزش نيست.

برخي از نويسندگان، وحي را از سنخ تجربه ديني شمرده اند(سروش، عبدالکريم، بسط تجربه نبوي) و از اين رو مدعي شده اند که وحي پديده اي است که با محيط منطبق مي شود و کاملا رنگ محيط را به خود مي گيرد. در حالي که بررسي ماهيت وحي مي تواند  روشن کند که آيا وحي با تجربه ديني تفاوت دارد يا خير؟

چيستي وحي

1. واژه وحي و مشتقات آن در لغت داراي معاني مختلفي است مانند اشاره، الهام، رسالت، تفهيم، القاي پنهاني  و...( لسان العرب،ج15،ص240 ذيل واژه وحي؛ مفردات، ذيل واژه وحي،ص552،مقائيس اللغه، ذيل واژه وحي،ج6.ص93)

جامع معاني و استعمالات واژه وحي در لغت عبارت است از تفهيم والقاي سريع و نهاني ( التحقيق في کلمات القران،ذيل واژه وحي،ج3،ص55)

2. کاربرد وحي در قرآن

وحي در معاني ذيل به کار رفته است: تقدير و تدبير عام نظام هستي ( فصلت،آيات9-12)، تدبير غريزي حيوان(نحل، آيات 67-68) اشاره( مريم،آيات10-11)، وحي تسديد ( اين نوع وحي براي تشريح نيست که رسولان دريافت مي کنند بلکه توفيق انجام کارهاي نيک است، الميزان، ذيل آيه شريفه73،سوره انبياء)، الهام (قصص،آيه7)، وحي تشريعي(شورا آيه3)

3.کاربرد اصطلاحي وحي

همان گونه که شيخ مفيد از متکلمان برجسته شيعه گفته است: در فرهنگ اسلامي وحي فقط مختص پيامبران است( تصحيح الاعتقاد،ص120) و همان طور که علامه طباطبايي فرموده است:

ادب ديني در اسلام اقتضاء مي کند که وحي بر غير از رابطه اي که ميان خداوند متعال و فرستادگان او وجود دارد، اطلاق نگردد.(الميزان، ج12،ص292)

4. حقيقت وحي اصطلاحي

در طول تاريخ براي وحي پيامبران تفاسير مختلفي صورت گرفته است. برخي آن را نوعي بلوغ و نبوغ عقلي شمرده اند( آراء اهل المدنيه الفاضله، ص67.) يا وحي را تبلور شخصيت باطني پيامبر ذکر کرده اند.( وجدي، فريد، دايره المعارف، ج10 ذيل عنوان وحي) و يا وحي را نوعي الهام دروني و تجربه ديني تفسير کرده اند.( مجتهد شبستري، کيان، ش28،ص13) که در اين ديدگاه اخير، وحي از ذات و درون پيامبر در اثر رياضت متبلور مي شود.

اشکال تمامي اين تفاسير آن است که وحي را امري زميني و اکتسابي فرض کرده اند، در حالي که وحي، مائده اي آسماني است که از سر لطف و هدايت گري الاهي به سوي بشر نازل مي شود. حقيقت وحي از آن رو که از دسترس انسان ها به دور است، جز از راه خود وحي قابل کشف نيست. آيات قراني که پرده از حقيقت وحي برداشته اند، تمامي اين تفاسير را مردود مي شمارند. از اين رو براي روشن شدن حقيقت وحي و بطلان تاثير شخصيت پيامبر در وحي، بهترين روش مراجعه به قران است.

5. وحي از ديدگاه قران

الف. و انک لتقلي القران من لدن حکيم و عليم ( نمل،آيه6)

اين آيه نشانگر آن است که پيامبر وحي را از خزانه علم الهي دريافت مي کند نه اينکه با رياضت ها و نبوغ علمي آن را کسب مي کند.

ب. انا سنلقي عليک قولا ثقيلا (مزمل،آيه5)

 اين آيه بيانگر آن است که خداوند وحي را بر پيامبر القا مي کند نه اينکه ازدرون پيامبر سرچشمه بگيرد.

ج. تنزيل من رب العالمين و لو تقول علينا بعض الاتاويل الاخذنا منه باليمين ثم لقطعنا منه الوتين فما منکم من احد انه حاجزين.( حاقه،42-47)

اين آيه ويژگي آسماني بودن وحي را متذکر مي شود و مصونيت الهي آن را ثابت مي کند. اين مصونيت را مي توان در آيه انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون به صراحت دريافت

د. و کذلک انزلنا اليک الکتاب..(عنکبوت،آيات47-48)

اين آيه شريفه نشان مي دهد وحي الهي به صورت کتاب بر پيامبر اسلام(ص) نازل شده است.

ه. و نزلنا عليک الکتاب تبيانا لکل شيء(نحل،آيه 89)

اين آيه بيانگر تبيان و روشنگري کتاب و حياني براي امور است و حداقل ثابت مي کند که صراط هدايت و باورها و ارزش هاي مورد نياز کمال آدمي در قران بيان شده است.

و. آياتي مانند ان هو الا ذکر للعالمين( تکوير،آيه 27)، و ما ارسلناک الا کافه للناس بشيرا و نذيرا( سبأ،آيه 28) و تبارک الذي نزل الفرقان علي عبده ليکون للعالمين نذيرا( فرقان،آيه 1) بر جهاني بودن وحي اسلامي دلالت مي کند و پيراستگي آن را از بندهاي فرهنگي عصر و مکان نشان مي دهد.

ز. يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته الايه( مائده،آيه 67)

و يا: اليوم اکملت لکم دينکم و اتمت عليکم نعمتي و رضيت.(مائده، آيه 3)

آيه هاي فوق بيانگر آن است که وحي اسلامي به طور کامل ابلاغ شده است. بر اساس اين آيات مي توان گفت از ديدگاه قران:

1. وحي بازتاب دروني پيامبر نيست تا تابع شخصيت او باشد، بلکه امري آسماني و پيام الهي است که از جانب خداوند براي هدايت انسانها نازل مي شود.

2. نه تنها حوادث جامعه در وحي هدايت گرانه نقشي ندارند، بلکه حتي پيامبر نيز توان و اجازه تغيير وحي را ندارد، چرا که خداوند حافظ وحي است.

3. از آن رو که وحي اسلامي براي هدايت عالميان و تمامي جهانيان نازل شده، ازهرگونه تقيدعصري و مکاني پاکيزه است و تعاليم آن همچون اصولي فراگير براي تمامي جوامع و انسان ها مي باشد.

4. وحي اسلامي به طور کامل ابلاغ شده و آن چه پيامبر بايد ابلاغ مي کرد به مردم رسانده است. بنابراين طول عمر پيامبر خدشه اي در کمال وحي و جامعيت آن ايجاد نکرده است.

لذا کساني که وحي را از سنخ تجربه ديني شمرده و آن را تابع شخصيت پيامبر دانسته اند، نه تنها دليلي براي اثبات مدعاي خود ارايه نداده اند، بلکه اين ادعا نه با رسالت وحي- که هدايت گري معصومانه است- و نه با تبييني که قران از وحي نموده سازگار نمي باشد.

منبع: کانون انديشه جوان

/انتهای پیام/

پربازدیدترین آخرین اخبار