مصطفی فدای مصطفی(ص)
پاتوق شيشه اي - 14 مرداد، مصادف است با سالگرد شهادت شهيدي بزرگ و البته گمنام. اولين مجري فرمان امام خميني (ره) در اجراي حکم ارتداد سلمان رشدي؛ شهيد مصطفي مازح. در زير وصيت نامه و زندگي نامه اين شهيد بزرگوار را مي آورم. باشد که با صلواتي بر او، خدا ما را چون اين عزيزان برگزيند.
عجيب آنکه اولين خبري که در رسانه هاي داخل ايران از اين شهيد منتشر شد متعلق به ده سال پس از آن ماجراست.
وصيت نامه اين شهيد عزيز:
بسم الله الرحمن الرحيم
تسليت عرض مي کنم به اسلام. به رزمندگان اسلام . به مردم مظلوم مستضعف . به مجاهدان در ايران و افغانستان در لبنان و فلسطين و به هر انساني که در راه حق الهي مجاهدت مي کند .
تسليت عرض مي کنم به زنان و مردان و کودکان . آنان که بزرگترين خسارت تاريخ بر آنها وارد شده ، خسارت عظيمي است . خسارتي پر از اندوه و حسرت . خسارتي که از زمان دوازده امام نوشته شده است .
صبر پيامبران رفت … اين انسان مومن ، شجاع، مخلص براي اسلام خود ، مخلص براي مردم خود و کسي که به ضمير خود وفادار بود .
آري پدر؛ اين انقلاب از افتخارات او بود . اين امام دوست داشتني . خميني بزرگ رحمت و رضوان خدا بر او باد …
آري ؛ آسمان هنوز براي اين رهبر مخلص اشک مي ريزد . ملائکه در سوگ اين امام ضجه و فرياد مي کنند … هرگز تو را فراموش نخواهيم کرد … همانا خورشيد در آن روز خجالت زده شد و طلوع نکرد و ماه نيز ذوب خواهد شد … مردگان راه را براي تو باز خواهند کرد .
هيچ کس زندگي نخواهد کرد … هر گز هيچ کس نخواهد خنديد … و هر گز هيچ کس تو را تنها نخواهد گذاشت … هرگز روزهاي مقدس زندگي با تو را فراموش نخواهيم کرد … فرمايشات تو را در هر زمان و مکان اجرا خواهيم کرد… شجاعت تو را در هر زمان در برابر دشمنان به ياد خواهيم آورد . در روز برگزاري نماز در قدس شريف ، تو را به ياد جهانيان خواهيم آورد .
با ياد تو هر دولت و مرامي را که مقابل اسلام بايستد ،نابود خواهيم کرد . سعادتمندند کساني که تو را شناختند … سعادتمندند کساني که از راه تو پيروي کردند .سعادتمندند کساني که به کلام تو گوش فرا دادند . و سعادتمندند کساني که به نام جمهوري اسلامي شما پرچم اسلام را برافراشتند . اي امام عزيز … همانا من با تو پيمان مي بندم که هميشه در راه روشن تو خواهم بود و تحت اوامر نائب بر حقت سيد علي خامنه اي ، بر اين راه روشن باقي خواهم ماند .
فرمايشات او فرمايشات تو خواهد بود . فکر و انديشه او همان فکر و انديشه تو و نظرات او همان نظرات تو خواهد بود . به درستي که تو شجاعت را به او آموختي و ما الان سرباز او هستيم ،همانگونه که امر فرمودي . باقي خواهيم ماند بر اين جمهوري اسلامي ، جمهوري اسلامي والايي که براي حضرت مهدي (عج) ولي عصر زمان است . اي امام مهدي … آه اي آقاي من ،اي فريادرس و نجات دهنده من . آيا نمي بيني که چه حوادثي رخ مي دهد … شهدايي که بر زمين مي افتند .
همانا دشمنانمان در حال آماده باش کامل هستند و نفرين خدايي زياد شده است . و خسارت بزرگي که گمان مي کرديم . تا چه زماني اي آقاي من . تا چه زماني مي توانيم در برابر دشمن ستمگر بايستيم .
العجل … العجل… اي نجات دهنده ما … بر ما رحم نما و به فريادمان رس.
… بيا براي نجات ما …
به نام اين رهبر روحاني سفر کرده … به نام شهدا … به نام مجاهدين اسلام …
زندگي نامه شهيد مصطفي مازح:
شهيد مصطفي مازح در سومين روز ار ماه محرم سال 1347 (ه. ش) در شهر «کوناکري» پايتخت کشور آفريقايي گينه، در خانوادهاي محروم و مستضعف ديده به جهان گشود. از ميان پنج پسر و دو دختر خانواده، مصطفي کوچکترين فرزند پسر بود. در ابتداي نوجواني به دليل اوضاع نه چندان مساعد اقتصادي، به همراه ساير اعضاي خانواده، مجبور به ترک ديار و مهاجرت به شهر «آبيجان» پايتخت کشور ساحل عاج شده و در آن شهر سکني ميگزيند. هر چند که در محيطي آکنده از کفر و فساد زندگي ميکرد، اما عنايت و رحمت خداوند، چنان برکتي به وجود خانواده و جمعي از اطرافيان مومن وي عطا فرمود که از اوان کودکي با عقايد و احکام اسلامي آشنا گشته و از آلودگيها و پستيهاي موجود در جامعه، مبرّا گشت.
نزديکان «مصطفي» از مهرباني، تخلق به اخلاق اسلامي، جد و جهد در تبليغ تفکر اسلامي، علاقه عجيبش به حضرت امام خميني (ره) و اشتياق وصف ناشدني و فراوانش براي پيوستن به لشکريان بسيجي، خاطرات فراواني به ياد دارند. در سال 1362 به کشور لبنان سفر ميکند. کشوري که حدود يک سال از اشغال نظامي بخشهاي عمدهاي از آن توسط اشغالگران صهيونيست ميگذشت.
شهيد «مازح» که از نزديک شاهد جنايات ددمنشانه متجاوزين اسراييلي بود و دردها، رنجها و مصائب وارد بر مظلومين مسلمان لبناني و فلسطيني را در هالهاي از خون و آتش درک ميکرد، به وضوح ابعاد مختلف سخنان بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران در مورد آثار سوء و ذلت بار مهجور قرار دادن امانات گرانبهاي خاتم الانبيا (ص) و عليالخصوص ترک جهاد در راه خدا را ميديد. در پيدرک همين واقعيات بود که تحصيل درس را در دوره متوسطه رها کرده و براي فراگرفتن علوم و معارف اسلامي به آموزش دروس حوزوي روي آورد و با فراگرفتن زبان عربي، هر روز بيش از پيش با قرآن و احاديث نوراني چهارده معصوم (ع) انس ميگرفت.
همان سخنان حيات بخشي که جلوه همه جانبه عمل به آن را در قالب پيامها، رهنمودها و سيره زندگي حضرت امام خميني (ره) متبلور مييافت. هر گاه که ترجمه سخنان حضرت امام (ره) به دستش ميرسيد با دقت و شور و شوق زائدالوصفي، آنها را مطالعه ميکرد و تمام سعي و تلاش خود را براي تحقق کامل آن به کار ميگرفت. دوستان شهيد نقل ميکنند که وي يک عبارت از پيام رهبر کبير انقلاب اسلامي خطاب به حجاج بيت الله الحرام در سال 1366 را بعد از کشتار وحشيانه زائرين حرم امن الهي با خط خودش خوشنويسي و بر ديوار اتاق محل سکونتش نصب کرده بود:«… و به ياري خداوند تعالي از قطرات پراکنده پيروان اسلام و توان معنوي امت محمد (ص) و امکانات کشورهاي اسلامي بايد استفاده کرد و با تشکيل هستههاي مقاومت حزبالله در سراسر جهان، اسراييل را از گذشته جنايت بار خود پشيمان و سرزمينهاي غصب شده مسلمانان را از چنگال آنان خارج کرد.»
چندي بعد با دختر مومنهاي از جبل عامل عقد زناشويي ميبندد، اما اين عقد هرگز به ازدواج نميانجامد، چرا که شهيد مازح پس از صدور حکم تاريخي حضرت امام خميني (ره) در مورد واجب القتل بودن نويسنده مرتد و ناشرين کتاب موهن آيات شيطاني، شخصاً کمر به اجراي آن بسته و پس از تهيه مقدمات لازم با همسر، خانواده و وابستگان خويش وداع و به لندن مهاجرت ميکند.
عدم شباهت چهره اين شهيد عزيز به ساکنان منطقه خاورميانه و تشابه ظاهري به غربيها و نيز تسلط کامل به زبان انگليسي، دو عامل اصلي فريب خوردن مزدوران آموزش ديده دستگاه عريض و طويل امنيتي ـ حفاظتي انگليس ميگردد و نهايتاً «مصطفي مازح» در دومين روز از ماه محرم سال 1368 (ه.ش) به طبقه دوم ساختمان محل اختفاي رشدي مرتد نفوذ ميکند. با توجه به اين که سلمان رشدي در طبقه سوم ساختمان مزبور مخفي بود، بهترين و سريعترين راهکار ممکن براي عبور از آخرين حلقه امنيتي توسط مصطفي انتخاب ميگردد. بدين ترتيب که مقادير قابل توجهي از ماده شديد الانفجار سي ـ چهار را بر خود بسته و روي آنها لباس معمولي خويش را بر تن ميکند. با مطمئن شدن از درست کار گذاشته شدن چاشني انفجاري و رابط مربوطه به سمت طبقه فوقاني عازم ميشود. اما گرماي موجود در ساختمان و حرارت ناشي از پوشش و تحرک زياد شهيد، موجب عمل کردن زودتر از موعد چاشني و انفجار زود هنگام مواد منفجره، قبل از رسيدن به رشدي مرتد ميگردد.
هر چند که عليالظاهر افتخار نابود شدن عنصر خبيث دست پرورده صهيونيسم نصيب «مصطفي مازح» نشد، اما خداوند بهترين و کاملترين مزد و پاداش وعده داده شده خود يعني شهادت را به وي عطا فرمود. بقاياي مطهر پيکر پاکش، هشت ماه در انگلستان باقي ماند تا سرانجام به جنوب لبنان منتقل و در دوم رمضان 1369 (ه.ش) در يکي از روستاهاي جنوب دفن شد.
/انتهاي پيام/