اين موجود را شناسايي کنيد!
پاتوق شيشه اي - طنز
اين موجود دو دست و دو پا و دو چشم و يک سر دارد ولي موجود شناسان بر وجود ماده اي به نام عقل در سرآن ترديد دارند ودليل اين ترديد نيز انتخاب شغلي است که موجود ياد شده کرده است!
موجود قصه ما در ميان بقيه ادمها زندگي مي کند و غالبا در پايين ترين نقاط شهر به حالت مستاجري به زندگي خود ادامه مي دهد ولي اکثرا احوالات بالاشهري ها را به همه بازگو مي کند!
ماشين مدل بالا و خانه هاي شيک بر اين موجود حرام بوده وفقط زماني که در محضر بالانشين ها قرار مي گيرد نشستن بر مبلهاي آنچناني و گاها سوار بر ماشينهاي اينچناني را تجربه مي کند!
امنيت شغلي براي اين قشر مثل شوخي بي مورد با جناب عزرائيل مي ماند که معلوم نيست چه نتيجه اي را در بر خواهد داشت.
شرمندگي درروز زن ومرد وخريدهاي اعياد براي خانواده به خاطر نداشتن چرک دست ! مفهومي ندارد و در روزهاي ياد شده اصلا شرمنده خانواده اش نيست چون هميشه با اين شرمندگي به همان زندگي ياد شده ادامه مي دهد. خانواده گرام نيز به وضعيت موجود عادت کرده اند.
اين موجود در ظاهر بسيار طرفدار دارد ولي در باطن خيلي ها راضي نيستند سر به تنش نباشد
هنوز به نتيجه معماي ما نرسيده ايد !؟ اگر اينگونه هست بايد در وجود همان ماده که عقل نام گرفته در سر شما هم مورد بررسي قرار گيرد.
تنها يک راهنمايي کوچ مي توانيم داشته باشيم که اگر بعد از آن باز به نتيجه نرسيديد از خودتان نا اميد شديد ايرادي ندارد.
گاهي اين موجود را خبر نگار هم مي نامند!
حالا چي؟!
علي اقبالي
/انتهاي پيام/