کسي به داد شيخ برسد!؟
کروبی در شرايطي پا به عرصه انتخابات دهم گذاشت که هم حزب تشکيل داه بود و هم چندين سايت و يک روزنامه در اين چند سال بطور مداوم براي او تبليغ مي کردند، اما چه شد که او اينچنين و بدين شدت مورد بي توجهي مردم قرار گرفت. دلايل زيادي براي اين حادثه تامل برانگیز مي توان تصور کرد که از حوصله اين مقاله خارج است.
کروبي تا مي توانست چهره هاي تندرو و افراطي و حتي به لحاظ فکري و انديشه التقاطي با خود همراه کرد، با اين تحليل که اگر خود او فرد چندان محبوب و چهره مورد توجهي براي مردم نيست ولي با استفاده از اين چهره ها بتواند راي براي خود دست وپا کند.
گروهي همراه کروبي شده بودند که پيش از اين شايد تصور و توهمشان بيش از اين راي بود ولي ميزان وزن مقبلويت اجتماعيشان به نيم ميليون نفر نيز نرسيد.
شايد اين تعبير درست باشد که کروبي براي آنکه در ميان زبان ها بيافتد و نگاه ها به سمت او جلب شود دست به هر نوع شعار تبليغاتي و افراطي دست زد تا شايد از طرف جامعه جدي گرفته شود ولي نشد.
شيخ يکبارحتي نامه اي خنده دار نوشت و بيانيه داد که اعدام کودکان را متوقف کنيد و بارها حرف هايي را زد که اپوزسيون نظام و ضد انقلاب از خوشحالي در پوست خود نمي گنجيدند. شيخ اصلاحات بارها نيز بعد از انتخابات با صدور بيانيه ها و نوشتن نامه به شخصيت ها و مسوولان نظام به تيتر يک رسانه هاي بيگانه تبديل شد.
نامه ها و بيانيه هاي که ادبيات نوشتنشان گاها اتفاق افتاد که از بيانيه هاي ضد انقلاب نيز تندتر بوده و باب ميل مخالفان جمهوري اسلامي مي باشد. کروبي بعد از انتخابات نهم متوسل به چنين شيوه اي – دادن بيانيه ها و نامه هاي افراطي و جمع کردن افراد تندرو و افراطي و گاها ضد انقلاب و حمايت از آنها – شد و استراتژي حضور خود را درعرصه سياست براين پايه بنا گذاشت و ديده شد که در انتخابات دهم ضعيف ترين نتيجه ممکن را گرفت.
مسيري که کروبي در حال ادامه دان آن هست به نظر مي آيد کمتراز بعضي از شخصيت هاي با سابقه گذشته انقلاب که مطرود امام و امت شدند،نباشد. با اين وجود نامه نوشتن ها و بيانيه هاي پي در پي کروبي براي چيست ؟ و چرا به لحاظ محتوا اينقدر افراطي و دور شده از ادبيات يک چهره انقلابي و متعهد به نظام جمهوري اسلامي است .
در اينباره به چند نکته ذيل قابل مي توان اشاره کرد.
1- ايجاد فضايي براي جدي گرفته شدن!! بي شک امروز براي کمتر کسي اين قضيه پوشيده است که کروبي با وجود همه تلاش ها و هزينه هاي سرسام آور فاقد شخصيتي محبوب و مورد توجه براي جامعه ايران مي باشد. خود او نيز با سفرهاي استاني که قبل از انتخابات دهم انجام داده بود به اين نتيجه رسيد . به همين دليل بود که وي براي پر کردن اين خلاء با همراه کردن افرادي – که بي شک در ميزان مقبوليتشان در ميان مردم دچار اشتباه استراژيک شده بود- از جريانات تندرو اصلاحات قصد جمع آوري آراء را داشت. اما با وجود پخش بنرهاي فراوان در سطح کشور که عکس کروبي با اين افراد را نشان مي داد کروبي آخرين نفر در انتخابات شد.بعد از انتخابات نيز حتي جمعيت معترض به نتيجه انتخابات نيز تمايلي به کروبي نشان نمي داد و کروبي خود به داخل جمعيت معترضان مي رفت و با آنان همراه مي شد. حتي رسانه هاي بيگانه که بيانيه ها و نامه هاي کروبي را تيتر هاي اول خود انتخاب مي کردند در تحليل ها يشان مي گفتند و مي نوشتند معترضان نياز به رهبر دارند و کروبي فاقد شخصيتي محبوب و کامل براي رهبري معترضان مي باشد. بدين ترتيب به نظر مي ايد کروبي و مشاورانش براي پر کردن اين خلاء- عدم محبوبيت و جدي گرفته شدن از طرف مردم- سعي دارند با بيانيه هاي و موضع گيري هاي افراطي و غير متعارف سعي در جلب افکار عمومي معترض به نتيجه انتخابات – که البته با روشن شدن روز به روز حقيقت در حال تبديل شدن به اقليت قابل توجهي مي باشند- دارند. شيوه اي که نشان داده است که در جامعه انقلابي و معتدل ايران جواب نخواهد.
2- ساده لوحي يا کم اطلاعي بيانيه ها و نامه هاي کروبي نشان مي دهد که وي گاهي از ساده ترين امور نيز اطلاع کافي ندارد . بعضي از استدلال هاي وي براي تقلب در انتخابات که به نوعي طنز شباهت داشت حاکي از کمي اطلاعات کروبي مي باشد.. حتي مشاهده مي شود که کروبي در آخرين نامه اش به هاشمي که مدعي شده بود به بازداشت شدگان تجاوز جنسي شده است ، براي اثبات اين موضوع دليل عجيبي را مطرح کرده و گفته اين را خوانندگان اعتماد ملي به ما اطلاع داده اند. اين مسايل حاکي از ان هست که شيخ اصلاحات –با عرض معذرت- ساده لوح مي باشند و يا بسياري مواقع کم اطلاع مي باشند. کم اطلاعي که بايد در اخبار گزينش شده اي که از طريق نزديکانش به او داده مي شود جستجو کرد. 3- نزديکان ناخلف از مدت ها قبل بسياري از آگاهان به کروبي هشدار دادند که اطرافياني امروز در کنار خود جمع کرده اي که از جريانات افراطي اصلاحات و حتي ضد انقلاب مي باشند. اطرافياني که هر کدام سوابقي را در کارنامه خود دارند که نشان مي دهد در مواجه با مباني فکري و سياسي نظام جمهوري اسلامي و ولايت فقيه داراي افکار تندرويانه و التقاطي مي باشند. موضوعي که کروبي هيچگاه به آن توجه نکرد و همين که در کنار خود چند تن آدم با سابقه سياسي داشته باشد، کفايت کرد و انگار رضايت داشت و حاصلش آن شد که امروز اپوزسيون ضد انقلاب کروبي را بيشتر ازنظام ومردم از آن خود مي دانند.
در پايان آنکه کروبي متاسفانه سير قهقرايي را آغاز کرده است که آينده روشني از باب عاقبت بخيري براي او قابل تصور نمي توان شد و بايد گفت که کسي بيايد و به داد شيخ برسد!؟
مهدي جهانتيغي
/انتهای پیام/