شایعه؛ دام صهیونیستی برای مردم ایران
کد خبر:۳۷۹۷۷
ردپای پروتکل‌های24گانه یهود در وقایع اخیر ایران؛

شایعه؛ دام صهیونیستی برای مردم ایران

روزي اين شايعات مربوط به ندا آقا سلطان، روزي ديگر قتل نوجواني دوازده ساله، اختلاف بين رهبري و رياست جمهوري، تجاوز به ترانه موسوي، نامه کروبي به هاشمي و... است، اما پاسخگويي به تک تک اين شبهات اين ذهنيت را در مردم ايجاد مي کند که حکومت فقط در مقام توجيه برآمده است و پاسخ ندادن به آنها نيز به معني تصديق آنهاست! اما چه با يد کرد؟

شايد برا ي بسياري از خوانندگان جالب و حتي شگفت انگيز به نظر آيد هنگامي که بدانند خيل کثيري از مردم امريکا نمي دانند عراق- کشوري که با آن در حال جنگ هستند- در کدام قاره واقع شده و يا حد اقل اينکه از موقعيت نسبي جغرافيايي اين کشور آگاهي ندارند.

حتي برخي از آنها به سبب قرابت تلفظ لاتين ايران و عراق (IRAN & IRAQ) هردو را يک کشور مي دانند.

علت چيست؟ بي شک يکي از پارامتر هاي اساسي اين مسئله، سياست زدگي و سياست گريزي مردم ايالات متحده است که طي يک پروسه هدفمند و چند ده ساله پي‌ريزي، اجرا و بالاخره نتيجه داده است.

اين مسئله نه يک امر نوظهور، بلکه براي اولين بار در اوت 1897 در اولين‏ كنفرانس جهانى رهبران يهود در شهر بال سوييس تحت عنوان «پروتکل‌هاي 24 گانه يهود» تبيين شد که پيش‌تر توسط شبکه مخوف و مخفي "فراماسونري" شالوده آن بنا نهاده شده بود.

بنيان فکري که مردم جهان را به سان گوسفنداني ترسيم مي کرد که قدرت تحليل هيچ مسئله اي را نداشته و مسحور و مقهور پروپاگانداي تبليغاتي صهيونيسم هستند.

براي نمونه به پروتكل دوازدهم اين مقاوله نامه توجه کنید:

«ما مى‏توانيم هر وقت كه لازم باشد، افكار عمومى را درباره يك موضوع سياسى‏ تهييج يا آرام كنيم و يا آن را به او بقبولانيم، يا ذهن او را درباره آن موضوع دچار شك‏ و تشويش سازيم، امروز مطلب درست و حق را منتشر مى‏كنيم و فردا مطالب كذب و باطل و بهتان آميز را، گاه واقعيت‏ها را و زمانى مطالب ضد و نقيض آنها را؛ و در اين‏ ميان، همواره مواظبيم كه پايمان نلغزد...»

و همچنين در پروتکل پانزدهم مي خوانيم:

«ملت‏ها و نيز حكومت‏هاى آنها از لحاظ ميزان آگاهى بر اسرار حكومت ما در طول تاريخ، همچون كودكى نابالغ بوده‏اند...»

در واقع صهيونيزم هيچگاه صورت مسئله را پاک نمي کند بلکه با ارائه داده هاي غلط و ضدو نقيض و سر در گم کردن مردم ، علاقه و امکان حل آن مسئله را از بين مي برد.

صاحبان اين تفکر با پيريزي نقشه اي شيطاني در صدد آن هستند با ايجاد احساس سياست زدگي در بين مردم و در مقابل تهييج و تشويق آنها به سمت وسوي مسائل کاذبي همچون شو تي وي ها ، مدل ها، الگوهاي کاذب رسانه اي و... توجه به مسائل سياسي را کمرنگ گردانند .

اتفاقي که اخيرا در ايران به وضوح شاهد آن هستيم. شايد شما هم ديگر با افزايش هر روزه شايعات گسترده ،پيچيده و در موضوعات مختلف از پيگيري و تحليل مسائل سياسي عاجز و خسته شده باشيد. همان گونه که مي بينيد حکومت بايد بخش عمده اي از توان خود را صرف پاسخ دادن به شبهات و شايعات مطروح گرداند.

روزي اين شايعات مربوط به ندا آقا سلطان، روزي ديگر قتل نوجواني دوازده ساله ، اختلاف بين رهبري و رياست جمهوري ، دستگيري و تجاوز به ترانه موسوي و سوزاندن آن، نامه کروبي به هاشمي رفسنجاني و غيره و غيره است.

پاسخگويي به تک تک اين شبهات اين ذهنيت را در مردم ايجاد مي کند که حکومت فقط در مقام توجيه برآمده است و پاسخ ندادن به آنها نيز به معني تصديق آنهاست! خوب چه با يد کرد؟

در واقع اين بهترين سلاح براي برخورد و در هم کوبيدن مردمي است که نزديک به 85% آنها در انتخابات شرکت مي کنند.

از ديدگاه صهيونيسم مردم ايران سياسي هستند و عموما قدرت تحليل درست مسائل را دارند، لذا برايشان دشمناني بالقوه محسوب مي شوند.

به ياد دارم در جريان جنگ سي وسه روزه اسرائيل عليه حزب الله لبنان، با يک استاد دانشگاه اسرائيلي که به دليل ترس از جنگ و کشته شدن، به واشنگتن دي سي رفته بود، در بخش "religion" چت مي کردم. در جريان بحث هايي که با هم داشتيم و عموما مربوط به هولوکاست، اسرائيل، ايران و حزب ا... بود، وي مدام ناسزاهاي گوناني به آقاي احمدي نژاد مي داد و ايشان را مسبب آوارگي خود به واشنگتن مي دانست و وي را با هيتلر مقايسه مي نمود. در خلال بحث هنگامي که مسئله هولوکاست مطرح شد در پاسخ به اين سوال بنده که : "چرا در غرب مي توان به همه چيز شک کرد حتي خدا، ولي کسي حق ندارد به هولوکاست شک کند؟"، پاسخ بي ربط وي خيلي برايم جالب بود"شما ايراني ها خيلي سياسي هستيد پس خطرناکيد!"

در واقع حکومتي از سياسي بودن مردمش در هراس است که موضعش بر حق نباشد، وگرنه به قول معروف کسي که پاک است از محاسبه چه باک است.

مگر نه اينکه مقام معظم رهبري فرمودند: «خدا لعنت کند آنکسي را که مي گويد دانشگاه ها سياسي نباشند.»

خطري که امروز و در اين بازار مکاره همچون سمي مهلک تمام ايرانيان علي الخصوص قشر فرهيخته و دانشگاهي را تهديد مي کند، سياست زدگي و و ايجاد حس بي نتيجه دانستن مشارکت مردم در تعيين سرنوشت خودشان است که به شدت بايد با آن مقابله نمود.

پيگيري مسائل سياسي نه تنها کشوري را با مشکل مواجه نمي سازد بلکه جلوي تفاسير کوچه بازاري سياسي را گرفته و موجب مي شود مسئولان نسبت به تمامي اقدامات خود حساس باشند لذا روشن است چنين کشوري راه پيشرفت و توسعه را در پيش خواهد گرفت و هرگونه انحراف از اصول اساسي خود را در نطفه خفه خواهد کرد.

علي اکبر رائفي پور

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار