مراتب معرفت به قرآن و جايگاه ما
پاتوق شیشه ای- کتاب الله عزوجل على ربعة إشیاء: على العبارة و الاشارة و اللطائف و الحقائق. فالعبارة للعوام و الاشارة للخواص و اللطائف للإولیاء و الحقائق للإنبیاء1.
یکی از اعمالی که در ماه رمضان انجام میدهیم؛ خواندن قران است. شکی نداریم که کار پسندیده و با اجری است. منتهی بیشتر ما زبان عربی را متوجه نمیشویم. در حقیقت خیلی از عرب زبانها هم توانایی نه تنها فهم که حتی روخوانی قران را هم ندارند، ما که جای خود داریم.
خیلی از ما، فقط متن قران را روخوانی میکنیم و توجه درخوری را به معانی آیات نمیکنیم. خیلیها اقدام به حفظ و خواندن با نوای زیبا میکنند، و بعضیها هم کارهای فوقالعاده مثل نوشتن قرانهای با دستخط خیلی بزرگ و خیلی کوچک و با جوهر طلا و اینها میکنند، که خوب البته تاکید میکنم که ثواب همهی اینها در نزد خدا محفوظ است، ولیکن به نظرم اصل؛ چیز دیگریاست…
طبق حدیث بالا معارف قرانی چهار مرتیه دارد؛ عبارت، اشاره، لطائف، و حقائق، و چهار مخاطب کلی؛ عوام، خواص، اولیاء، و انبیاء.
1. قران مجیدفردی مثل من حتی از فهم ظاهر عبارات قران هم عاجز است. ما اگر بتوانیم دقیقترین ترجمه را هم بخوانیم تازه میشویم جزو گروه اول که عوام باشند، “فالعبارة للعوام”.
2. اگر شروع به تأمل و تفکر کنیم و طالب معارف آن باشیم مثل طلاب و روحانیون، آن وقت برخی اشارات را هم متوجه خواهیم شد، “والاشارة للخواص”.
3. اگر سالها عمرمان را صرف قران و تهذیب نفس کنیم میشویم اولیاءالله، “و اللطائف للإولیاء“، افرادی مثل امام خمینی، علامه طباطبائی، آیتالله جوادیآملی.
4. اما در نهایت هم کلید رمز حقایق قران در نزد پیامبر و اهلبیت محفوظ است، “والحقائق للإنبیاء”، چرا که تنها آنانند که به “مقام مکنون” راه دارند. از همین باب هم هست که احادیث و روایات ائمه معصومین جایگاه ویژهای دارد.
در کنار ضعف شناخت زبانی، عوامل مهمتر دیگری از قبیل گناه و تبهکاری، الحاد و تقلید باطل از دیگران هم هست که باعث عدم توفیق بهرهگیری همگان از قران میشود و قفل قلب انسان می شود و از تدبیر در معرفت و اسرار قران باز میدارد: “آیا به آیات قرآن نمىاندیشند یا بر دلهایشان قفلهایى نهاده شده است2”.
“ای مردم! اندرزی از سوی پروردگارتان برای شما آمده، و درمان آنچه در سینههاست، و هدایت و رحمت برای مؤ منان3”. گرچه قران برای هدایت همگان است، ولی انسانهای پارسا و بیداردل از آن بیمناک میشوند، از این روست که در کنار “انما إنت منذر من یخشیها4” سخن از “و تنذر به قوما لدا5” و جهانى بودن اصل انذار دارد؛ زیرا قرآن به عنوان “للعالمین نذیرا6” نازل شد و کسانى که از انذار بهره مى برند بیدار دلان خدا ترسند و کسانى که از آن پند نمى گیرند و به سوء عاقبت گرفتار و مشمول وعیدهاى الهى مى شوند افراد لدود و لجوجند و مطالب فوق از آیاتى که به نمونه هاى آنها اشاره شد استفاده مى شود7.
ان شاء الله بتوانیم با خودسازی و اعمال نیک، توفیق تامل در قرانی که شفای دردهای روحی و عامل هدایت و رحمت مومنان است، را داشته باشیم. پارسا باشید…
مأخذها:
1/ مجلسی، محمدباقر، قرن 11 ه.ق.، بحارالانوار، جلد 75، صفحه 278/
2/ قران کریم، سوره محمد، آیه 24، “إفلا یتدبرون القران إم على قلوب إقفالها”، ترجمه محمدمهدی فولادوند.
3/ قران کریم، سوره یونس، آیه 57، “یا إیها الناس قد جاءتکم موعظة من ربکم و شفاء لما فى الصدور و هدى و رحمة للمؤمنین”، ترجمه ناصر مکارم شیرازی.
4/ قران کریم، سوره نازعات، آیه 45/ (“تو فقط کسى را که از آن مىترسد هشدار مىدهى”، ترجمه محمدمهدی فولادوند.)
5/ قران کریم، سوره مریم، آیه 97، “فإِنما یسرناه بلسانک لتبشر به المتقین وتنذر به قوما لدا”. (“در حقیقت ما این [قرآن] را بر زبان تو آسان ساختیم تا پرهیزگاران را بدان نوید و مردم ستیزهجو را بدان بیم دهى”، ترجمه محمدمهدی فولادوند.)
6/ قران کریم، سوره فرقان، آیه 1، “تبارک الذی نزل الفرقان على عبده لیکون للعالمین نذیرا”. (“بزرگ [و خجسته] است کسى که بر بنده خود فرقان [=کتاب جداسازنده حق از باطل] را نازل فرمود تا براى جهانیان هشداردهندهاى باشد”.)
7/ جوادیآملی، عبدالله، 1384، تسنیم، جلد 1، صفحه 38، چاپ 5/ قم: اسراء. /انتهای پیام/