تویی بهانه‌ام اما بهانه‌ای که ندارم
کد خبر:۳۸۱۲۱۲
وبلاگ پرسه در خیال

تویی بهانه‌ام اما بهانه‌ای که ندارم

تویی بهانه‌ام اما بهانه‌ای که ندارم/ گذاشتم سر خود را به شانه‌ای که ندارم/ مرا‌‌ رها کن و بگذار در قفس بنشینم/ که دلخوشم به همین آب و دانه‌ای که ندارم.

به گزارش گروه فضای مجازی «خبرگزاری دانشجو»، سید حمیدرضا برقعی در وبلاگ پرسه در خیال قطعه سروده خود را آورده است که در ادامه آن را می‌خوانید:

 

تویی بهانه‌ام اما بهانه‌ای که ندارم
گذاشتم سر خود را به شانه‌ای که ندارم

 

تمام عمر کشاندی مرا به سوی نگاهت
تمام عمر به سوی نشانه‌ای که ندارم

 

چگونه حرف دلم را به چشم‌هات بگویم
قصیده‌ای که نگفتم، ترانه‌ای که ندارم

 

مرا‌‌ رها کن و بگذار در قفس بنشینم
که دلخوشم به همین آب و دانه‌ای که ندارم
 

پربازدیدترین آخرین اخبار