ويژه نامه «رمضان الکريم»
اخلاق
پيامبر اكرم(ص)
گرسنگى فوايد بيشمارى در جهت تكميل نفس و شناخت خداوند براى انسان دارد. روايات زيادى در فضايل گرسنگى وارد شده است كه در اينجا اشارهاى به آنها ميكنيم و سپس نيم نگاهي به فلسفه و حكمت گرسنگى خواهيم داشت.
پيامبر اكرم(ص) فرمودند: عملى دوست داشتنىتر از گرسنگى و تشنگى در نزد خدا نيست. و به اسامه فرمودند: (اگر مىتوانى در حال گرسنگى و تشنگى ملك الموت را ملاقات كن (يعني روزه داشته باش تا وقت مرگت برسد) تا به بالاترين مقامها و جاها رسيده و با پيامبران هم منزل شوى و ملائكه از ديدن روحت شادمان شوند و خداوند بر تو درود فرستد).
در حديث معراج خداوند پرسيد: (اى احمد آيا آثار روزه را مىدانى؟ پاسخ داد: خير، خداوند فرمود: نتيجه روزه، كمخورى و كمگويى است؛ و آن حكمت را به ارمغان مىآورد و حكمت، معرفت را در پى دارد و معرفت، يقين را و وقتى كه بندهاى به يقين رسيد باكى ندارد كه چگونه روزگار را سپرى كند؛ در سختى يا آسانى و اين مقام مرضيين(خوشنودها) است؛ و هر كس طبق خوشنودى من رفتار كند، سه خصلت را به او مىدهم، اول شكرى كه نادانى همراه آن نباشد، دوم يادى كه فراموشى نداشته باشد و سوم دوستيى كه دوستى من را، بر دوستى آفريدگانم ترجيح ندهد. هنگامى كه او من را دوست داشت، من هم او را دوست خواهم داشت، دوستى او را در دل بندگانم انداخته و چشم قلب او را به عظمت و جلالم مىگشايم و علم آفريدگانم را از او پنهان نمىدارم، در تاريكى شب و روشنايى روز با او مناجات مىكنم تا آنجا كه سخن گفتن و همنشينى او با بندگانم قطع شود و كلام خود و فرشتگانم را به گوش او مىرسانم و اسرارى را كه از بندگانم پنهان كردهام براى او آشكار مىكنم...، عقل او را غرق در شناخت خود كرده و درك او را بالا مىبرم، مرگ را بر او آسان مىكنم تا وارد بهشت شود و وقتى كه ملك الموت او را ملاقات كند، به او مىگويد: آفرين بر تو و خوشا به حالت، خوشا بحالت، خداوند مشتاق تو است... خداوند مىگويد: اين بهشت من است، در آن بخرام و خوش باش و در همسايگيم ساكن شو. روح انسان مىگويد: خدايا خود را به من شناساندى و با اين شناخت از جميع آفريدگانت بىنياز شدم. قسم به عزت و جلالت اگر خوشنودى تو در اين است كه قطعه قطعه شده يا هفتاد بار به بدترين شكل كشته شوم خوشنودى تو، براى من دوست داشتنىتر است... آنگاه خداى متعال مىفرمايد: به عزت و جلالم سوگند، هيچگاه مانعى بين خود و تو قرار نمىدهم، تا هر وقت خواسته باشى بر من وارد شوى، كه با دوستان خود چنين كنم).
در اين روايت به خوبي به فضيلت گرسنگى اشاره شده است، براى توضيح بيشتر به فوايد گرسنگي به صورت موردي اشاره ميكنيم:
فوايد گرسنگى
*صفاى قلب: سيرى باعث ازدياد بخار در مغز شده و مغز حالتى شبيه مستى پيدا مىكند و نمىتواند خوب فكر كند، سرعت انتقال او كم شده و قلب كور مىشود. بر خلاف گرسنگى كه باعث رقت و صفاى قلب مىشود. و قلب را آماده تفكرى كه باعث شناخت مىشود، مىكند. و نورى آشكار پيدا مىكند. از رسول اكرم(ص) روايت شده است: «كسى كه شكم خود را گرسنه نگهدارد انديشهاش تربيت مىشود».
* تواضع و از بين رفتن سرمستى و ناسپاسى: سرمستى و ناسپاسى منشأ سركشى است، وقتى نفس به واسطة گرسنگي خوار شد، در مقابل پروردگارش خاضع شده و از سركشى دست برمىدارد. پيامبر اكرم(ص) فرمودند: گرسنگى بكشيد و بر بدنهايتان سخت بگيرد شايد دلهايتان خداوند متعال را ببيند.
* كاهش شهوات: گرسنگي باعث شكستن شدت شهوات ميشود و نيروهايى را كه باعث انجام گناهان كبيره ميشوند و انسان را هلاك ميكند، تقليل ميدهد. چون بيشتر گناهان كبيره از شهوت سخن گفتن و شهوت جنسى بوجود مىآيد؛ كم كردن اين دو شهوت باعث مصون ماندن از خطرهاي بسياري مىشود.
* آمادگي انجام عبادت: آمادگى براى انجام تمام عبادتها از چند جهت است، كه كمترين آنها كم احتياجى به تخلّى و بدست آوردن غذا و كمتر بيمار شدن به بيماريهاى گوناگون است، زيرا معده، خانة بيمارى و پرهيز، راز هر دارويى است. و نيز گرسنگي مانع بوجود آمدن، مشكلاتى كه از غذا خوردن بوجود آمده و انسان را محتاج مال و مقام دنيا مىكند مىگردد، مال و مقامى كه عده بسيارى را هلاك كرده است. پيامبر اكرم(ص) فرمودند: (برترين شما روز قيامت در نزد خدا كسى است كه گرسنگى بيشترى كشيده باشد و در صفات خداوند متعال تفكر بيشترى نموده باشد).
* آمادگي انجام عبادتهاي مالي: توانايى براى دادن مال، ميهمانى دادن، هديه دادن، احسان و نيكى، رفتن به حج و زيارت و بالاخره انجام تمام عبادتهاى مالي از ديگر فوايد گرسنگي ميباشد.
با توجه به اين مطالب مىفهميم كه چرا خداوند براى مهمانيش گرسنگى را انتخاب كرده است. نعمتى بالاتر و بهتر از نعمت شناخت، نزديكى و ديدار خداوند نيست و گرسنگى از راههاى نزديك رسيدن به آن است.
پس متوجه ميشويم كه روزه فقط يك تكليف نيست بلكه خداوند بوسيله آن انسان را بزرگ داشته و بخاطر واجب نمودن آن بر ما منت گذاشته و به همين جهت شكر آن واجب است. حال كه ارزش روزه مشخص شد براى رسيدن به نتيجة خوب، در جهت انجام درست و اخلاص در آن بايد تلاش كرد؛ روزه، فقط مجازات نشدن يا بدست آوردن پاداش و بهشت و ناز و نعمت نيست، گرچه با روزه اينها نيز بدست مىآيد بلكه سزاوار است هدف و نيت روزه، نزديكى انسان به خداوند و همسايگى و خوشنودى او باشد. با دقت در اين مطالب متوجه خواهيم شد كه هر كار يا حال يا سخنى كه انسان را از مقامهاى بلند حضور در درگاه خدا دور سازد، مخالف مراد خداوند از مشرّف نمودن به اين دعوت و ميهمانى است. اينها گوشهاي از فوايد گرسنگي ميباشد كه خداوند در ماه مبارك رمضان با واجب كردن روزه درك اين معارف و رسيدن به اين فوائد دنيوي و اخروي را براي انسان آسان كرده است پس قدر بدانيم و ارج نهيم.
برگرفته از: ترجمه المراقبات
*******
سراي انديشه
ترميم و قالب گيري دندان روزه دار
س: در ترميم و قالب گيرى دندان، از موادى استفاده مىشود كه قابل حل شدن با آب دهان است و مزه آن چشيده ميشود، آيا براى روزه اشكال دارد؟
ج: اگر آب دهان را بيرون بريزد اشكالى ندارد.
کشيدن دندان براي روزه دار
س: حكم كشيدن دندان، يا هرگونه اعمال جراحى لثه و دندان كه باعث خونريزى شود، در حال روزه چيست؟
ج: مكروه است، ولى باطل نيست.
کسي که بر خلاف نظر پزشکان روزه ميگيرد
س: پزشكان شخص بيمارى را از روزه گرفتن منع مىكنند، ولى او مىداند كه روزه برايش ضرر ندارد. چه بايد بكند؟
ج: بايد روزه بگيرد.
روزه گرفتن براي فوتباليستها
س: اين جانب با يكى از باشگاههاى فوتبال اروپا قرارداد امضا كرده، كه در طول يك سال در اختيار آن تيم باشم. قاعدتاً بايستى در تمام برنامههاى ورزشى وتمرينهاى سخت بدنى، كه لازمه پيروزى تيم در مسابقات آتى است، تابع باشم. از آن جا كه بخشى از تمرينات سخت بدنى در ماه مبارك رمضان واقع خواهد شد. و امكان انجام آن با زبان روزه ميسّر نيست، و از سوى ديگر مسؤول باشگاه ميگويد: «شما انسان متدين و مؤمنى هستيد، و ما ميليونها خرج شما كرده، و وقت شما را از قبل خريده ايم، و در صورت خوددارى شما از شركت در تمرينات و شكست تيم، از شما راضى نيستيم. و لهذا با توجه به اين كه شما در اين سال از ما حقوق مىگيريد، و متعهد به ما هستيد نبايد روزه بگيريد» آيا مىتوانم براساس قرار داد با آن باشگاه، و به منظور تعهد به آن تيم، براى پيروزى در مسابقات ـ كه مستلزم افطار روزه است ـ روزه نگيرم، و سال بعد قضا كنم؟
ج: در شأن يك مسلمان نيست كه اقدام به عقد چنين قرار دادى كند، زيرا اين قرار داد شرعاً باطل است، و بايد به ديگران گفت كه عقيده مذهبى ما چنين اجازهاي نمىدهد. و اگر راهى نداريد، مىتوانيد روز اول را به مسافرت مثلا يك ساعته برويد و برگرديد، و بازهم قبل از ده روز سفرى مانند آن انجام دهيد. البتّه به شرط اين كه بخواهيد مدت طولانى مثلا يكسال، در آن محل بمانيد.
اهداء خون در حال روزه
س: اهداى خون در حال روزه چه حكمى دارد؟
ج: انجام كارهايى كه باعث ضعف مىشود، مانند خون گرفتن و حمام رفتن كراهت دارد.
حکم روزه بيماراني که از دارو استفاده مي کنند
س: حكم روزة بيمارانى كه از دارو استفاده مى كنند، در فروض زير چيست؟
س: تزريق آمپول يا سرم كه از طريق رگ انجام مىشود با فرض موارد زير:
1- فقط جنبه تقويتى داشته باشد.
2- جنبه درمانى و تقويتى داشته باشد.
3- جنبه غير تقويتى داشته باشد.
ج: تمام تزريقات مذكور براى روزهدار اشكال دارد، ولى تزريق در عضله مانعى ندارد.
س: استفاده از قطره، در سه فرض فوق نسبت به دارو، از طريق چشم، گوش، يا بينى چه حكمى دارد؟
ج: اگر به حلق وارد نشود، يا شك داشته باشيم، اشكالى ندارد.
س: وارد كردن دارو از طريق سوند معده (لولهاى كه از طريق دهان يا بينى وارد معده بيمار مىشود) چه حكمى دارد؟
ج: جايز نيست، مگر در مواقع ضرورت كه آن نيز موجب بطلان روزه است.
آيتالله مكارم شيرازي(مدظله العالي)
*******
پيك حق
شَهْرُ رَمَضانَ الَّذي أُنْزِلَ فيهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَ الْفُرْقانِ فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَ مَنْ كانَ مَريضاً أَوْ عَلى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُريدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لا يُريدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَ لِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ وَ لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلى ما هَداكُمْ وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ (بقره/185)
ماه رمضان ماهى است كه قرآن در آن نازل شده براى هدايت بشر و براى راهنمايى و امتياز حق از باطل، پس هر كه دريابد ماه رمضان را بايد آن را روزه بدارد، و هر كه ناخوش يا در سفر باشد (به شماره آنچه روزه خورده است) از ماهاى ديگر روزه دارد، كه خداوند براى شما حكم را آسان خواسته و تكليف را مشكل نگرفته، و خواسته تا اينكه عدد روزه را تكميل كرده و خدا را به عظمت ياد كنيد كه شما را هدايت فرمود، باشد كه (از اين نعمت بزرگ) سپاسگزار شويد.
ماه رمضان، نهمين ماه از ماههاي قمري و تنها ماهي است كه نام آن در قرآن ذكر شده است. از مهمترين فضايل ماه رمضان اين است كه كتابهاي آسماني تورات، انجيل، زبور و قرآن در اين ماه نازل شده است. نقل شده كه پيامبر اكرم(ص) در آخرين جمعة ماه شعبان يكي از سالها، به منظور آماده كردن اصحاب خود براي استقبال از ماه رمضان خطبهاي خواندند و اهميت اين ماه را چنين بيان كردند: (اي مردم، ماه خدا همراه با بركت، آمرزش و رحمت به سوي شما روي آورده اين ماه نزد خدا بهترين ماههاست. روزهاي آن، بهترين روزها و شبهاي آن، بهترين شبهاست و ساعات اين ماه، بهترين ساعات است. ماهي است كه به ميهماني خدا دعوت شدهايد و از كساني هستيد كه مورد اكرام خدا هستيد. نفسهاي شما در اين ماه، ثواب تسبيح حق دارد و خوابتان ثواب عبادت. اعمالتان در آن مقبول و دعاهايتان مستجاب است... بدبخت كسي است كه از آمرزش الهي در اين ماه بزرگ محروم گردد).
*******
باشگاه جهاد با نفس
به روزة خود نگاه كنيد
اگر بخواهيد به روزة خود امتياز دهيد، چه امتيازي ميدهيد؟ براي اين كار ابتدا بايد شرايط صحت و درجات روزه را بدانيد.
شرايط روزة صحيح
در روايات آمده است: (غيبت، دروغ، نگاه (حرام) پىدرپى، دشنام دادن و ظلم - كم باشد يا زياد -، باعث باطل شدن روزه مىشود، و روزه، فقط خوددارى از خوردنى و آشاميدنى نيست، هنگام روزه گوش، چشم، زبان، فرج و شكمت نيز بايد روزه بگيرند. دست و پايت را نگهدار و بسيار سكوت كن مگر از خير، و با زير دستت رفق و مدارا نما، هنگام روزه بايد گوش و چشم تو نيز از حرام و زشتى روزه بگيرد؛ از جدال و آزار رساندن به زير دستان خوددارى كن و وقار روزه را داشته باش و روزى كه روزهاى با روزى كه روزه نيستى بايد با هم فرق داشته باشند). رسولخدا (ص) فرمودند: «آسانترين چيزى كه خداوند در روزه بر روزهدار واجب نموده، خوددارى از خوردنى و آشاميدنى است.» با روايتى كه از رسول اكرم(ص) وارد شده و سخن فقها بهتراست بگوييم منظور از صحت اين است كه چنين روزهاى مورد قبول خداوند است.
خلاصه اين كه روزه صحيح و كاملى كه خدا براى كامل نمودن روزهدار مقرر فرموده است، قطعا روزهاى است كه شامل خوددارى اعضاى بدن از گناه مىباشد، و روزه كاملتر اين است كه علاوه بر آن، قلب را از ياد غير خدا باز داشته و از هر چه غير اوست روزه بگيرد. و هنگامى كه انسان ماهيت روزه، درجات و فلسفه تشريع آن را فهميد، ناچار بايد از هر گناه و حرامى، بخاطر قبول روزهاش خوددارى كند.
درجات روزه
1- روزة عوام: اين روزه با خوددارى از مبطلات روزه كه فقهاء در رسالههاى خود نوشتهاند، تحقق مىيابد.
2- روزة خواص: با انجام امورى كه در روزه عوام گفتيم و جلوگيرى اعضاى بدن از مخالفت با خداوند، روزه خواص تحقق پيدا مىكند.
3- روزة خواصّ خواص: اين روزه با خوددارى از امور حلال يا حرامى كه انسان را از ياد خدا باز مىدارد تحقق مىيابد.
اقسام روزهداران
تقسيم بالا از حيث چيزهايى بود كه از انجام آن خوددارى مىشود؛ ولى از حيث نيت روزه نيز، روزهداران به چند نوع تقسيم مىشوند:
1- عدهاى براى غير خدا روزه مىگيرند، مثلا بخاطر ترس از مردم، يا براى رسيدن به نفع آنان، يا فقط بخاطر اين كه عادت مسلمين است.
2- بعضى نيز در نيت خود موارد فوق را با ترس كمى از مجازات خدا و اميد به پاداش آميختهاند.
3- عدهاى فقط بخاطر ترس از مجازات يا رسيدن به پاداش روزه مىگيرند.
4- گروهى علاوه بر نيت رهايى از مجازات و رسيدن به پاداش با روزه خود قصد رسيدن به نزديكى و رضايت الهى را دارند.
5- دستهاى فقط براى رسيدن به رضايت و نزديكى به خداوند روزه مىگيرند.
انواع تغذيه روزهداران
روزهداران بلحاظ تغذيه نيز به چند دسته تقسيم مىشوند:
1- عدهاى تغذيه آنان از راه حرام است. اين گروه مانند باربرهايى هستند كه بار مردم را به منزلشان مىرسانند. به همين جهت پاداش روزه براي صاحب مال بوده و روزهدار فقط از گناه ظلم و غصب خود بهرهمند مىگردد، و به عبارت ديگر كار اين دسته مانند كار كسى است كه سوار بر چهارپاى غصبى شده و خانة خدا را با آن طواف كند.
2- عدهاى تغذيه آنان شبههناك است، كه اين دسته به دو گروه تقسيم مىشوند: دسته اول كسانى هستند كه اين مشتبه بحرام واقعى، در ظاهر براى آنان حلال است و دسته دوم حتى در ظاهر نيز براى آنان حلال نيست. دسته اول حكم كسى را دارد كه تغذيه او حلال است گرچه يك درجه از او پايينتر است. و دسته دوم حكم كسى را دارد كه غذاى حرام مىخورد، گرچه يك درجه از او بالاتر است.
3- دستهاى تغذيه آنان حلال است ولى سفره آنان رنگين بوده، از چند نوع غذا استفاده كرده و پرخورى مىكنند. اين دسته مانند انسانهاى كم ارزشي هستند كه در حضور دوست خود به كارهايى مىپردازند كه او خوشش نمىآيد، و دوست انتظار دارد كه آنان از چيزى جز ياد و نزديك شدن به او لذت نبرند. چنين بندهاى لياقت مجلس دوستان را نداشته و بايد او را با چيزى كه دوست دارد تنها گذاشت. و شايسته است او را بندة شكمش بدانيم نه بندة پروردگارش.
4- عدهاى نيز از دستة فوق تجاوز كرده و كارشان به اسراف و ريخت و پاش و تلف كردن رسيده، حكم اين دسته مانند كسانى است كه غذايشان حرام است، و بهتر است او را گناهكار بدانيم تا مطيع.
5- عدهاى هم كسب و كار و هم تغذيه آنها حلال بوده، و از خوشگذرانى و اسراف دور هستند، براى خدا تواضع كرده و در مقدار خوردنى و آشاميدنى بمقدار حلال و غير مكروه بسنده مىكنند، غذاى خوشمزه نخورده و به يك خورش اكتفا نموده، يا بعضى از چيزهاى زيادى و لذتها را ترك مىكنند. درجات آنان پيش پروردگارى كه ناظر تلاشها و مراقبتهاى آنان است، محفوظ مىباشد، خداوند پاداشى بهتر از عمل آنها به آنان داده و بىحساب و با فضل خود به آنان مىبخشد. و كسى نمىداند چه نعمتهاى گرانقدرى براى آنان ذخيره شده كه به ذهن كسى خطور نكرده است.
حال در تشنگي و گرسنگي خود دقت كنيد و بيانديشيد جز كدام دسته هستيد و براي رسيدن به روزهاي بهتر تلاش كنيد.
**********
آزادراه بندگي
رسول خدا(ص) با يك شربت افطار ميكرد و يك شربت نيز در سحر ميخورد و چه بسا در افطار و سحر يك شربت بيشتر نداشته و اكثر اوقات غذايش نان خيس خورده، بوده. و هنگامي كه ماه مبارك رمضان فرا ميرسيد، تمام اسيران را آزاد ميفرمود و به هر سائلي چيزي ميبخشيد. و هنگامي كه ماه رمضان فرا ميرسيد، رنگ چهرة مباركش تغيير ميكرد و نمازش بيشتر ميشد و به حالت ابتهال و تضرع دعا ميخواند و از خدا پروا داشت.
سنن النبي
**********
پيرطريقت گفت
استاد شهيد مطهري(ره)
اساساً يك فلسفه روزه اين است كه انسان را از نازپروردگى خارج مىكند. شما روزهاى اولى كه روزه مىگيريد چون ابتداى آن است كه مىخواهيد از قانون نازپروردگى خارج بشويد خيلى بىحال مىشويد، ضعف شما را مىگيرد. ولى روزهاى آخر ماه مىبينيد با روزهايى كه روزه نگرفتهايد هيچ فرقى نكردهايد.
بسيارى از اين خيالاتى كه ما مىكنيم اشتباه است. بعضى از افراد عذرهاى بسيارى از كسانى را كه روزه مىخورند قبول ندارند، مىگويند روزه خورهايى كه به بهانه اينكه مريضند روزه نمىگيرند، چون روزه نمىگيرند ضعيف مىشوند و چون ضعيف مىشوند اين ضعفشان را مانع روزه گرفتن مىپندارند.
اين حماقت است كه كسى بگويد روزه از نيروى كار مىكاهد. مگر بشر فقط بايد كار بكند؟ مگر بشر يك ماشين است كه حداكثر استحصال را بايد از اين ماشين كرد؟ مگر حيوانِ باركش است؟ مگر بشر دل ندارد؟ گر بشر روح ندارد؟ مگر بشر احتياج به تقوا ندارد؟ آيا بشر فقط احتياج به يك چيز دارد و آن كار است؟ ديگر احتياج به آدميت ندارد؟ احتياج به اينكه طبيعت سركش را رام كند ندارد؟ احتياج به اينكه شهوات خودش را بشكند ندارد؟ احتياج به اينكه اراده عقلانى و انسانى خودش را تقويت كند ندارد؟ همه چيز را بايد از دريچه كار ببينيم و كار فقط؟! برويد از ادارات راهنمايى و شهربانى بپرسيد كه در ماه رمضان آمار جرم و جنايت چقدر كاهش پيدا مىكند. ببينيد در ماه رمضان چاقوكشى، آدمكشى، خرابكارى، قماربازى چقدر كمتر مىشود و در مقابل، اعمال انسانى چقدر مضاعف مىشود، انسانيت چقدر بالا مىرود، احسان چقدر بيشتر مىشود، صله ارحام چقدر زياد مىشود! اينها را هم بايد در نظر بگيريم، فقط نگوييم نيروى كار.
اينهاست كه ما نامش را افراط يا جهالت مىگذاريم. اينجور دخل و تصرفهاست كه بايد جلو آن گرفته بشود. معلوم شد اينهايى كه اين حرفها را به حساب مقتضيات زمان و انطباق با زمان و احتياجات روزگار مىزنند و مىگويند اگر در زمان پيغمبر مردم روزه مىگرفتند اينقدر احتياج به كار نبود و امروز جامعه احتياج زيادى به كار دارد پس زمان فرق كرده است و حالا كه زمان فرق كرده است مقتضيات زمان عوض شده پس بايد روزه را برداريم، افراطى و جاهل مىباشند.
********
ساير
اندكي از گرمي صحرا بخور
خرما از بهترين ميوههاي گرمسيري است كه طبيعت گرم و خشك دارد. خرما ميوهاي خوشطعم، شيرين و داراي انواع ويتامينها و املاح معدني مختلف شامل فسفر، كلسيم و غيره... ميباشد. خوردن چند عدد خرما در روز آهن مورد نياز بدن را تأمين ميكند، براي پيشگيري از سرطان خرما بهترين دارو محسوب ميشود، زيرا حاوي مقادير فراواني منيزيم است.
در روايات سفارش بسياري به خوردن خرما شده است مخصوصا در زمانهاي خاصي مانند زمان افطار و وقت سحر و از جمله ميوههاي بهشتي ميباشد.
امام صادق(ع) ميفرمايد: در دنيا پنج ميوه از ميوههاى بهشت است، انار ملس، سيب، به، انگور، خرما و خرما درمان سم است و در آن بيمارى و ضرر وجود ندارد، و در جايي ديگر فرمودند: رسول خدا(ص) زمانى كه رطب(خرماى تازه) وجود داشت اول چيزى كه با آن افطار مىكرد رطب بود و در زمان تمر(خرماى خشك) با تمر افطار مىفرمود.
در مورد ارزش غذايي خرما همين بس كه هيچ خوراكي ديگري نميتواند جايگزين آن باشد.
پيامبر(ص) ميفرمايند: خانهاى كه در آن خرما نباشد، در واقع طعامى در آن نيست؛ و چه خوب است كه مؤمن سحرى خرما بخورد.
و فرمودند: هر كس خرما داشته باشد، با آن افطار كند و اگر خرما نداشته باشد با آب افطار كند كه آن پاككننده است.
و همچنين فرمودند: بهترين چيزى كه روزهدار با آن افطار مىكند، كشمش و خرما و يا يك چيز شيرين است.
خواص درماني خرما
خرما تأثيرات بسيار مفيدي بر روي موي سر دارد و باعث تقويت سر ميشود، خوردن خرما يا مرباي خرما هر روز صبح به مدت يك ماه از زودرس سفيد شدن موها جلوگيري ميكند.
درمان سرمازدگي
براي درمان سرمازدگي خفيف كه علائم آن ظاهر شدن لكههاي قرمز تيره بر روي پوست صورت و دستها و بيحس شدن آنها و به دنبال آن احساس درد در دستها است، بهترين دارو خوردن خرماي پخته است.
رفع زمختي صدا با خرما
اگر زمختي صدا(خشن شدن صدا) به علت بدي مزاج به وجود آيد، براي بهبودي آن ميتوان مقداري خرما مصرف نمود.
جايگزيني خرما به جاي قند براي افراد ديابتي
مبتلايان به ديابت ميتوانند به جاي قند، خرما استفاده كنند زيرا منيزيم موجود در اين ميوه كار كليه ولوزالمعده را آسان ميكند وخوردن آن براي افراد ديابتي هيچ ضرري ندارد.
مضرات خرما
خوردن خرما با ماست بسيار مضر است همچنين براي اشخاصي كه دهانشان زخم است زيان آور است.
نكتههايي در مورد خرما
* خرماي خشك نيازي به يخچال ندارد.
* اگر ميخواهيد خرما را بيرون از يخچال نگه داريد بهتر است نوع خشك آن را بخريد.
* چنانچه به خرماي نيمه خشك علاقه نداريد و رطب را بيشتر ميپسنديد جالب است بدانيد كه رطب دشتستان(كبكاب) هر چند ظاهرش خيلي زيبا و شكيل نيست و له شده به نظر ميرسد اما ارزش غذايي بالايي دارد و خارج از يخچال هم تا مدتها قابل نگهداري است.
* برخي از انواع خرما در رطوبت بالا و هواي خشك شكرك ميزنند. مصرف خرماي شكرك زده هيچ ضرري ندارد، اما اگر دوست نداريد كه خرمايتان شكرك بزند در زمستان آن را داخل يخچال نگذاريد.
* بهتر است رطب را پس از شستن ميل كنيد.
* خرماي خشك معمولاً در كارخانهها شسته به روشهاي نوين ضدعفوني شدهاند به همين خاطر خرماي خشك را نشوييد.
* خرما را پس از شستن براي مدت طولاني نگه نداريد، زيرا ترش خواهد شد.
* بهتر است خرما را به اندازة مصرف و با ريختن مقداري آب داغ روي آن بشوييد.
* چنانچه برايتان از جنوب سوغات خرما يا رطب فراوان آوردهاند و ميترسيد ترش شود، پيش دستي كنيد و پس از گرفتن هستهها، چنانچه پوست ضخيمي دارند، آن را بگيريد و با آنها انواع شيرينيهاي خرمايي مانند حلواي خرما و رنگينك درست كنيد.
منابع:
- الخصال
- طب النبى(ص)و طب الصادق(ع)، روش تندرستى در اسلام، يعقوب مراغي
- آداب و سنن، ترجمه جلد ششم بحارالانوار، محمد باقر كمرهاي
- ميوه درماني، مريم دوستي