گوهري در هدف
کد خبر:۳۸۱۸۱
غازي دحمان/مترجم: حميدرضا غريب رضا

گوهري در هدف

در دو دهه اخير، پديده اي در جهان اسلام، توجه جامعه شناسان غربي را برانگيخته است، مخصوصا انديشمنداني که به مسايل جهان اسلام به شکل ويژه توجه دارند يا جامعه شناساني که به شکل کلّي پديده هاي عمومي را تحليل مي کنند.

سرويس انديشه - در دو ده? اخير، پديده اي در جهان اسلام، توجه جامعه شناسان غربي را برانگيخته است، مخصوصا انديشمنداني که به مسايل جهان اسلام به شکل ويژه توجه دارند يا جامعه شناساني که به شکل کلّي پديده هاي عمومي را تحليل مي کنند. اين پديده، بازگشت قوي به حجاب در جهان عرب است، به ويژه در جوامعي که استعمار در آن تأثيرات اجتماعي و فرهنگي زيادي داشته است.

بازگشت به حجاب، براي مسافراني که از شهرهاي عربي در کمربند شمالي کشورهاي عربي يعني: مصر، سوريه، لبنان، تونس، الجزاير و مغرب ديدن مي کنند، غيرمنتظره است و معمايي مبهم را در برابر ديدگان تحليلگران خارجي ترسيم مي کند. اين دختران جوان در سالهاي ابتدايي زندگي قرار دارند، به نسل هاي جديد تعلق دارند و بالاتر اين که تحصيلات عاليه را گذرانده اند. مهمتر اين که آنان با اراد? آزاد خود حجاب را انتخاب کرده اند بلکه در بسياري از موارد با مخالفت پدر و مادر مواجه بوده اند!

شگفت آور اين که جامعه شناس غربي LOIS BECK معتقد است بر اساس نگاه قشري غرب، حجاب، در طول چند قرن نمادي براي ستم به زن عرب و مسلمان بوده است و جايگاه فرودستي را براي زن در جامعه فراهم کرده است.

جامعه شناس ديگر از جهان غرب به نام NIKI KEDDIE معتقد است علّت شگفت زدگي اين است که منطقه در نيم? نخست سد? پيش، شاهد پيدايش جنبشي فعال در مسايل زنان بود، با اين حال حجاب به جامعه عرب بازگشت. در دوران مذکور بي حجابي نمادي از تصميم زن براي رهايي از زنجير و اسارت بود. KEDDIE مي افزايد اين جنبش موفق شد قوانين خانواده و احوال شخصيه را در منطقه به تصويب برساند.

اين پرسش ها و سوالهاي ديگر باعث شده جامعه شناسان غربي اين پديده را با مدرنيسم به مفهوم غربي و سکولار آن مرتبط کرده، اين پرسش را مطرح کنند: آيا اين پديده به معناي عکس العملي در مقابل مدرنيسم است؟ آنها در اين تحليل به مسايلي استناد مي کنند که با چنين پديده اي بي ارتباط است و با نگاهي قشري و ظاهرگرا، مدرنيسم را بي حجابي، استفاده از پوششهاي جديد، اختلاط آزاد ميان دو جنس مخالف و ارتباط عاشقانه دختر و پسر معرفي مي کنند!

جامعه شناس انگليسي، «جودي مابرو» نگاه غرب به پديد? حجاب را در قالب خوانشي نسبتاً واقع گرا در کتاب خود تلخيص نموده است. اين کتاب «ذهنيّت جهانگردان غرب از زنان خاورميانه» نام دارد.

 

مابرو مي گويد: «زنان مسلمان در روزنامه هاي غربي، موضوع گفتگوهاي داغ هستند به ويژه وقتي که تعدادي از دختران جوان فرانسه و انگلستان حق خويش را در استفاده از حجاب در مدارس، مطالبه کردند. مناقش? طولاني فرانسه دربار? حجاب، و اتفاق مشابه در انگلستان، در حقيقت بازتاب نگاه کهن غرب نسبت به حجاب بود. غربيان اعتقاد دارند تنها علّت مظلوميّت زنان مسلمان، دين آنان است!!»

مابرو اضافه مي کند: تا وقتي اروپا معتقد باشد زنان مسلمان از ستمي که به آنان روا مي شود رنج مي برند و زنان غير مسلمان اين رنج را در زندگي ندارند، سفرنامه ها، ادبيات و چهره اي که هنر غربي در طي سالها ترسيم نموده، همين گونه خواهد بود. به همين دليل، در اين مساله شک ندارند و ظلم به زن را قطعي مي دانند. همگان مي توانند تجلي اين مساله را در دو مساله حجاب و حريم نگاه داشتن ميان زن و مرد ببينند. اين دو پديده همچنان عکس العمل هاي قوي را تا امروز مانند دوران گذشته بر مي انگيزد.

مابرو معتقد است: غرب به هر پارچه اي که سر زن را بپوشاند، حجاب مي گويد. ممکن است اين تعبير به بيراهه و تعميم هاي نادرست و مغالطه کشيده شود، به همين دليل هم به شکل سريع مجموعه تفکراتي نادرست از اسلام و زنان مسلمان در سطح جامعه مطرح گرديده است.

مابرو در اين باره مثال هايي مطرح مي کند، از جمله تحقيقي که، روزنامه نگار نشري? «گاردين» دربار? دو دانش آموز با حجاب در منطق? «التر بخشام» انجام داده است. او از پدر اين دو دانش آموز درخواست کرده بود  با او مصاحبه کند، چون اعتقاد داشت اسلام ديني مردسالار است و زنان مسلمان موجوداتي منفي هستند که هيچ اراده و تواني از خود ندارند!!

يکي از دو دختر جوان گفته بود که پدرش فرصت ندارد و پيشنهاد داده بود مصاحبه را از خود او تهيه کند. روزنامه نگار مي گويد: به همين دليل، فاطمه، 40 دقيق? کامل براي تهي? مصاحبه با من همکاري کرد. با اين که تنها 15 سال از عمر او نمي گذشت ولي شيوايي سخن و اطمينان به نفس فاطمه، اگر در شخصي با چندبرابر عمر او وجود داشت بسيار قابل توجه مي بود. او خانمي بود که خود و اعتقاد خود را خوب مي شناخت(روزنامه گارديان 19ژانويه 1990 )

مابرو مثال ديگري مي زند: در ماه مي 1980 برنامه اي تلويزيوني دربار? افغانستان پخش شد. در اين برنامه مردي با چند دختر جوان افغاني در دانشگاه کابل مصاحبه کرده بود. شهري که با جنگ ويران شده بود. وقتي دختران جوان اشتياق فراوان خود به صلح را بيان کردند و اعلام کردند حاضرند براي تحقق صلح سازش را بپذيرند، مصاحبه کنند? انگستاني شگفت زده شد. او قبل از انجام مصاحبه مطمئن بود مسايل زنان براي دختراني که در دوران حاکميت کمونيسم رشد کرده اند، بسيار مهمتر از صلح خواهد بود. وقتي از آنان پرسيد: «شما واقعاً آمادگي پوشيدن حجاب را داريد؟» همگي پاسخ دادند: « اگر حجاب باعث ايجاد صلح در کشور شود، آماده با حجاب بودن هستيم.»

 

مابرو مثال ديگري را براي توضيح نگاه غرب به حجاب و به شکل کلّي زن مسلمان، مطرح مي کند. او مي نويسد: مجلّ? «ماري کيلر» نشريه اي است که با هدف معرفي مد لباس منتشر مي شود. اين نشريه در سپتامبر 1988 مقاله اي را با عنوان «شبه جزير? عربستان در پس حجاب» منتشر کرد. مابرو مقاله را اين گونه توصيف مي کند: «اين مقاله بر اساس پيش فرض هاي پوسيد? جهانگردان غربي دربار? زنان مشرق زمين، نگاشته شده است»

در بخشي از مقاله بيان شده: «آشنايي غربيان با حجاب از ديدن برخي زنان شکل گرفته که سرتاپا را با کتاني سياه رنگ پوشانده اند. اين زنان با آسودگي در فروشگاه هاي شهرهاي بزرگ قدم مي زنند و به عنوان پديده اي غيرطبيعي و ناآشنا جلوه مي کنند. سوار ماشين هاي ليموزين مي شوند که در مقابل محله هاي ماربل آرش لمارکس و محل? اسپنسر لندن منتظر آنان هستند. شايد اين زنان در سرزمين خود، همانند صحراي نجد در عربستان، ساحراني باهيبت، زيبا و فريبا باشند!»

مابرو معتقد است نويسند? مقال? پيش گفته به اين زنان، فقط به عنوان ابزاري براي ارضاي غريز? جنسي نگاه مي کند. چنان که در جاي ديگر معتقد مي گردد اروپاييان به دليل نژاد پرست بودن و ايمان به برتري نژاد اروپايي، زنان با حجاب را عقب مانده و بيچاره توصيف مي کنند.

جامعه شناسي غربي، بر اساس اين نگاه در بسياري از موارد، اين پديده را از منظري قشري و سست بررسي کرده است و چنانکه پيشتر بيان شد، اين تحقيقات با شرايط، ابعاد و مضامين حقيقي حجاب پيوندي ندارد. انديش? غربي اين ديدگاه را در همايش هايي که براي بررسي مسايل زنان در جهان برگزار مي شود، مطرح کرده است مانند «همايش جهاني جمعيت و توسعه»  که در سپتامبر 1994 در قاهره برگزار گرديد همچنين در «همايش چهارم زن» که در سپتامبر سال 1995 در پکن برقرار شد.

انديش? غربي در اين همايش ها کاملاً از اين حقيقت چشم پوشي کرده است: بستر اجتماعي هر کشور، وضعيت ويژه اي را براي آن کشور پديد مي آورد که در آن بستر خواهد توانست برخي حقوق زن را ادا کند. شايد اين شرايط با کشورهاي ديگر متفاوت باشد و در کشورهاي ديگر بستر اجتماعي و شرايط موجود تناسب بهتري داشته باشد. به همين جهت بررسي مسال? «تمکين زن»- اصطلاحي که هم اکنون در محافل مطرح است- در کشورهاي مختلف، متفاوت مي باشد. اين تفاوت به حسب معيارهاي است که سنّت هاي هر جامعه بدان تشويق مي کند.

در اين جا به موضوع اصلي بحث برمي گرديم و همراه جامعه شناس مصري آقاي «سعد الدين ابراهيم» پرسشي را دربار? حقيقت اين پديده و ميزان تأثيرگذاري آن بر پيشرفت و عقب ماندگي زنان مطرح مي کنيم، چنانکه تأليفات جامعه شناسي غربي نيز اين مساله را اين زاويه مطرح کرده است.

سعد الدين ابراهيم در کتاب خود به نام «نظام جديد اجتماعي در کشورهاي عربي» مي نويسد: «اگر مدرنيسم به معناي بي حجابي، پوشيدن لباس هاي جديد، اختلاط آزاد ميان دو جنس مخالف، ديدارهاي عاشقانه ميان دختران و پسران باشد، حجاب شکستي براي مدرنيسم به حساب مي آيد. ولي اگر مدرنيسم را از زاوي? ديگر به تحصيل دانش جديد، فن آوري و به دست آوردن دانش هاي انساني معنا کنيم، اگر مدرنيسم به معناي پايبند بودن باشد، در چنين حالتي دختران با حجاب به تمام معنا مدرن هستند.»

دکتر «ابراهيم فژاد» حجاب را به تناسب منطق فلسفي غرب توصيف کرده، مي گويد: اين دختران بر يک يا چند مفهوم زير تأکيد دارند:

هويّت اصيل در رويارويي با روش هاي زندگي غرب؛

اعتراض به روش هايي در جامعه وجود دارد و به اعتقاد آنان منحرف يا فاسد است؛

کم کردن پيامدهاي ويرانگر بالا رفتن معدل تورّم به وسيله پرهيز از پوشيدن لباس هاي گران قيمت و حرص بر حفظ آبروي اخلاقي خود.

همچنين اين دختران در حقيقت پاسخي عميق به جهان پيچيد? پيرامون خود هستند. جهاني که نمي توانند به آساني بر آن چيره شوند و سيل خروشاني از کالاهاي مصرفي گران قيمت، تورّم بالا و مهم تر از آن شيوه هاي زندگي غربي را در خود جاي داده است.

دختران باحجاب به ميراثي تعلّق دارند که احساس کارآمدي را در آنان زنده مي کند و در برابر پديده هاي ناشناخته حامي آنان است. آنان به سادگي از چمدان مدرنيسم، کالاهايي را انتخاب مي کنند. احساس و اعتقادي عميق به آنان آرامش مي بخشد: آنها مسايل متناسب با ميراث، آموزه هاي دين حنيف و امور ناب را از اين چمدان برگزيده اند.

دکتر ابراهيم با اين ديدگاه نگاشت? خود را پايان مي دهد: اين تنها راهي است که مي توانند با پيمودنش، در جهان سرشار از هرج و مرج و اضطراب، اندکي از نظم را حاکم کنند.

مثال ديگري باقي مانده از انديشمند آفريقايي، «فرانس فانون» که دربار? زنان الجزاير در دوران استعمار فرانسه مطرح کرده است: «حجاب و بي حجابي زن الجزاير بخشي جدانشدني از تأکيد او بر هويّت قومي، فرهنگي و تمدني اوست. هنگامي که استعمارگران فرانسوي، زنان الجزاير را به بي حجابي تشويق کردند، پايبندي آنان به حجاب به عنوان نمادي براي مقاومت بيشتر شد. در مقابل وقتي که مقاومت با هدف نفوذ در استعمارگران فرانسوي و قراردادن مواد منفجره در محله هاي مسکوني بيگانه، از برخي زنان خواست بدون حجاب اين کار را انجام دهد، آنان پذيرفتند.»

البته اين کنارگذاري حجاب، موقت و از روي مصلحت براي انجام جهاد در راه خدا بود.

منبع: سايت شبکه اسلامي

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار