علم خداوند
کد خبر:۳۸۱۹۵
احسان تركاشوند

علم خداوند

خداوند به ذات مقدس خودش عالم است. اگر چه تصور چنين علمي براي خداوند، براي كسي كه مجرد بودن و عدم مادي بودن خدا را درك كند بسيار آسان است،

سرويس انديشه - «علم» در لغت به معناي دانستن (معناي مصدري) و دانش (معناي اسم مصدري) به كار برده مي‌شود. در اصطلاح فلاسفه نيز واژه «علم» هم در خداوند و هم در معاليل او به همان معناي لغوي آن لحاظ مي‌شود، هر چند مكانيزم «دانستن» در علم حضوري و حصولي متفاوت است.

  از آنجا كه علم خداوند داراي مراتب و به تعبير ديگر داراي اقسامي است و نحو? استدلال بر هر يك از اقسام متفاوت است، آنها را جداگانه مورد بحث و بررسي قرار مي‌دهيم:

1-  علم خداوند به ذات خودش: به اين معنا كه خداوند به ذات مقدس خودش عالم است. اگر چه تصور چنين علمي براي خداوند، براي كسي كه مجرد بودن و عدم مادي بودن خدا را درك كند بسيار آسان است، اما اگر بخواهيم استدلال بر وجود علم به اين معنا در خداوند را به طور منطقي بيان كنيم چنين مي‌گوييم:

الف- علم به ذات، يكي از كمالات وجودي است.

ب- اين كمال وجودي در برخي از موجودات (مانند انسان) با علم حضوري و وجداني يافت مي‌شود.

 ج- خداوند متعال هم? كمالات وجودي را به نحو نامتناهي دارد.

نتيجه اينكه: خداوند داراي علم به ذات خودش به صورت نامتناهي است.[1]

نحوه وجود اين قسم علم در خداوند

از آنجا كه خداوند متعال، موجودي مجرد است و هيچ گونه تعلقي به ماده يا ماديات ندارد پس وجود چنين علمي در خداوند، عين ذات خداوند است.[2]
 
2- علم خداوند به موجودات قبل از پيدايش و خلقت آنها

 در اين خصوص استدلال فلاسفه متفاوت است، مشائين[3] به نحوي، اشراقيين[4] به شيوه‌اي و پيروان حكمت متعاليه به گونه‌اي ديگر استدلال كرده‌اند.

 از آنجا كه استدلال مشايين و اشراقين از نظر فلاسفه معاصر داراي اشكالات اساسي مي‌باشند، لذا تنها به استدلال اصحاب حكمت متعاليه اكتفا مي‌شود.

ملاصدرا با تكيه بر مباني فلسفي دقيق خود از جمله، «تشكيك در وجود» به اثبات اين موضوع پرداخته است. صورت منطقي استدلال ايشان به شكل ذيل است:

الف- خداوند متعالي به ذات خودش عالم است.

ب- خداوند علت ماسواي خود است.(بر مبناي تشكيك در وجود)[5]

ج- عليت خداوند براي ساير مخلوقات ترتيبي است. يعني عليت خداوند مستقيماً به صادر اول تعلق گرفته، پس صادر ثاني و هكذا تا ساير مراتب طولي وجود.

د- وجود معلول (طبق اصل وجود مستقل و رابط)[6]، شعاع و پرتوي از وجود علت به شمار مي رود.

هـ - علت هستي بخش در ذات خود داراي كمالات معلولات خودش هم هست.
و- پس حضور ساير موجودات در نزد خداوند عين حضور ذات خداوند براي خودش است.

نتيجه آنكه: خداوند به ساير موجودات (قبل از خلقشان) علم حضوري دارد، بلكه عين آنهاست.[7]
 
نحو? وجود اين علم در خداوند:

علم خداوند به موجودات، قبل از پيدايش آنها، عين ذات خداست به گونه‌اي كه مستلزم هيچ گونه تكثري در ذات خداوند نيست. به اين بيان علم خدا به ماسواي خودش، لازمه علم به ذات خودش است. همان گونه كه وجود ماسواي او (طبق مبناي تشكيك و وجود روابط) تابع وجود ذات خداست.[8]

لازم به ذكر است كه اين قسم از علم خداوند مانند قسم اول از سنخ علم حضوري است، زيرا علم حصولي با بساطت و تجرد خداوند سازگاري ندارد.

 علم خداوند قبل از ايجاد نظير مثالي است كه شهيد مطهري ترسيم مي‌كند؛ ايشان مي‌فرمايد طرحي كه يك مهندس براي ساختماني كه بعداً آن را خواهد ساخت ترسيم مي‌كند، اگر چه ابتدا آنرا در ذهن ايجاد كرده، بعد روي كاغذ ترسيم مي‌كند و بعد هم آنرا در عالم خارج متحقق مي‌كند، لكن بايد توجه داشت كه آن علم نخستين مهندس و بنا و طرح ذهني آنها منشأ وجود خارجي آن مي‌شود.[9] و پيش از وجود معلول و پس از آن نيز تغييري نمي‌يابد.

3- علم خداوندبه مخلوقات بعد از پيدايش و خلقت آنها:

اين قسم علم از صفات فعل خداوند محسوب مي‌شود و علمي فعلي است كه با ذات خدا يكي نيست.

استدلال براي اثبات علم خدا به موجودات (بعد از خلقت) به صورت منطقي بر اساس اصول حكمت متعاليه به اين شكل است:

الف- بر اساس قاعد? عين الربطي معلول به علت هستي بخش، معلول عين الربط و اشعه و پرتوي از وجودي علت هستي بخش خود است.

ب- علت هستي بخش احاط? كامل بر معلول خود دارد (اعم از اينكه معلول مجرد يا مادي باشد).

ج- لازم?‌ احاط? كامل بر معلول، علم داشتن به آن مي‌باشد.

د- بي اطلاعي اجزاء مكاني و زماني معلول مادي نسبت به هم نيز با حضور هم? آنها نزد علت هستي بخش منافاتي ندارد.

هـ- بنابراين خداوند علم حضوري به هم? موجودات بعد از آفرينش آنها دارد.[10]
 
نحو? وجود اين علم در خدا

چنان كه معلوم شد اين علم، غير ذاتي و به عبارتي علم فعلي خداوند است زيرا وصفي است كه در مقايسه با مخلوقات (موجودات) ديگر انتزاع مي‌شود. و اگر وجود موجوداتي ديگر را فرض نكنيم نمي‌توان گفت خداوند به آنها عالم است.[11] و به تعبير ديگر اين علم نظير ساير صفات فعلي خداست، بلكه خود يكي از همان صفات است.
 -------------------------------------------------------

[1] . مصباح يزدي، آموزش فلسفه، ج 2، ص 380 (درس 66)
[2] . همان، (براي مطالعه بيشتر استدلال فوق كه با استفاده از مباني تشكيك در وجود و وجود مستقل و رابط شكل گرفته و نيز اصل استدلال ايشان بر وجود علم درخت ر.ك الحكمه المتعاليه في الاسفار العقيله الاربعه، چ بيروت، ج 6، ص 174.
[3] . ابن سينا، الاهيات من كتاب الشفاء، با تحقيق حسن زاده آملي، ص 395-380.
[4] . شيخ اشراق، المشارع والمطارحات، مجموعه مصنفات، ج 1، ص 493-474.
[5] . ر.ك مدخل تشكيك وجود.
[6] . ر.ك مدخل وجود مستقل و وجود رابط.
[7] . ملا صدرا، اسفار، ج 6، ص 179-177 و مصباح، محمد تقي، آموزش فلسفه، ج 2، ص 381-380 (درس 66)
[8] . اسفار، ج 6، ص 179.
[9] . مطهري، مرتضي، مجموعه آثار، ج 8، ص 318.
[10] . با استفاده از آموزش فلسفه، ج 2، ص304 و 381 (درس 49و 66)
[11] . مصباح، مجتبي و عبوديت، عبدالرسول، خداشناسي فلسفي، قم، مؤسسه امام خميني، چ اول، ص 150.

منبع: پژوهشکده امام باقر (ع)

/انتهاي پيام/

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار