رمضان در کلام شهيد مطهري
شهيد مرتضي مطهري نگاه جالبي به مقوله روزه و ماه رمضان دارد. ايشان معتقد است:
اساساً يك فلسفه روزه اين است كه انسان را از نازپروردگى خارج مىكند. شما روزهاى اولى كه روزه مىگيريد چون ابتداى آن است كه مىخواهيد از قانون نازپروردگى خارج بشويد خيلى بىحال مىشويد، ضعف شما را مىگيرد. ولى روزهاى آخر ماه مىبينيد با روزهايى كه روزه نگرفتهايد هيچ فرقى نكردهايد.
بسيارى از اين خيالاتى كه ما مىكنيم اشتباه است. بعضى از افراد عذرهاى بسيارى از كسانى را كه روزه مىخورند قبول ندارند، مىگويند روزه خورهايى كه به بهانه اينكه مريضند روزه نمىگيرند، چون روزه نمىگيرند ضعيف مىشوند و چون ضعيف مىشوند اين ضعفشان را مانع روزه گرفتن مىپندارند.
اين حماقت است كه كسى بگويد روزه از نيروى كار مىكاهد. مگر بشر فقط بايد كار بكند؟ مگر بشر يك ماشين است كه حداكثر استحصال را بايد از اين ماشين كرد؟ مگر حيوانِ باركش است؟ مگر بشر دل ندارد؟ گر بشر روح ندارد؟ مگر بشر احتياج به تقوا ندارد؟ آيا بشر فقط احتياج به يك چيز دارد و آن كار است؟ ديگر احتياج به آدميت ندارد؟ احتياج به اينكه طبيعت سركش را رام كند ندارد؟ احتياج به اينكه شهوات خودش را بشكند ندارد؟ احتياج به اينكه اراده عقلانى و انسانى خودش را تقويت كند ندارد؟ همه چيز را بايد از دريچه كار ببينيم و كار فقط؟! برويد از ادارات راهنمايى و شهربانى بپرسيد كه در ماه رمضان آمار جرم و جنايت چقدر كاهش پيدا مىكند. ببينيد در ماه رمضان چاقوكشى، آدمكشى، خرابكارى، قماربازى چقدر كمتر مىشود و در مقابل، اعمال انسانى چقدر مضاعف مىشود، انسانيت چقدر بالا مىرود، احسان چقدر بيشتر مىشود، صله ارحام چقدر زياد مىشود! اينها را هم بايد در نظر بگيريم، فقط نگوييم نيروى كار.
اينهاست كه ما نامش را افراط يا جهالت مىگذاريم. اينجور دخل و تصرفهاست كه بايد جلو آن گرفته بشود. معلوم شد اينهايى كه اين حرفها را به حساب مقتضيات زمان و انطباق با زمان و احتياجات روزگار مىزنند و مىگويند اگر در زمان پيغمبر مردم روزه مىگرفتند اينقدر احتياج به كار نبود و امروز جامعه احتياج زيادى به كار دارد پس زمان فرق كرده است و حالا كه زمان فرق كرده است مقتضيات زمان عوض شده پس بايد روزه را برداريم، افراطى و جاهل مىباشند./انتهاي پيام/