شيطانهای زمینی در کمیناند!
سرشت كمالجويي آدمي اقتضاي آن دارد كه گرايش او به معنويت، عمري به بلنداي حيات بشر از آغاز پيدايش تا كنون داشته باشد. در دهههاي اخير بهويژه در 25 سال گذشته به منظور جلوگيري از گرايش جوامع به سوي اديان الهي (خصوصا اسلام) سران يهودي جهان كه مديريت افكار و انديشهها را در انحصار خود ميپندارند، 2500 فرقه و مذهب جعلي ساختهاند. يكي از اين فرقهها كه خود داراي اشكال متنوعي است، (شيطان پرستي) نام دارد كه بسيار به جادوگري نزديك است، اين مذهب بيشتر در قالب گروههاي موسيقي، ورزشهاي ذهني چون يوگا و مديتيشن به جوامع معرفي ميشوند. شيطان پرستي، دنيايي را ترسيم ميكند كه هيچ روزنه اميدي براي آن متصور نيست؛ به همين جهت شيطان پرستي را «جهان تاريك» ميگويند و خودكشي از موارد رايج اين آيين به شمار ميآيد و توجيهي اينگونه دارند، كه اگر بپرسي چرا خودت را ميكشي؟ ميگويد: ميخواهم به حقيقت برسم و حقيقت در اين دنيا به دست نميآيد.
آنها مراسمهايي ميگيرند كه در آن براي شيطان قرباني ميكنند؛ قرباني بعد از كشته شدن، خونش توسط ديگران نوشيده ميشود و بعد جسد او سوزانده ميشود، در مورد موسيقي شيطان پرستان، شنيدن آهنگهاي تند همراه با رفتارهاي خشونت آميز و اهانت به اخلاقيات مهمترين بخش اين مراسم است. دويست نوع بيماري مقاربتي در ميان مردم آمريكا به خاطر ارتباط جنسي ناشي از تأثير موسيقي شيطاني رواج دارد.
شيطان
شيطان نامي است به معناي موجودي فوق طبيعي كه در بيشتر اديان غربي، مركز تجسم بدي محسوب ميشود، كلمه شيطان ابتدا در دين يهود آمده و در مسيحيت و اسلام تكميل شده است.
مبدأ شيطان پرستي
مبدأ شيطان پرستي از قرنها پيش از ميلاد مسيح وجود داشته است و اكتشافات بدست آمده به اين نتيجه ميرسد كه يكي از قبايل موجود در آمريكاي جنوبي شيطان را پرستش ميكردند ولي مبدأ شيطان پرستي جديد را، در انگلستان ميدانند و دليل عمدهاش هم اين است كه جادوگران فراواني در آنجا زندگي ميكردهاند.
آداب و رسوم شيطان پرستي
آداب شيطان پرستي در چند زمان صورت ميگرفت اولين زمان هنگام كسوف و خسوف بود آنها تصور ميكردند كه در اين هنگام شيطان و خداي تاريكي از انسانها عصباني است و منتظر هديه ميباشد؛ از ديگر آداب آنها كه بر اجراي آن مداومت جدي دارند اعمال جنسي ميباشد؛ ديگر مراسم، عضويت يك عضو جديد است كه ميبايست مجموعهاي از كارهاي مختلف از سوي كشيش كليساي شيطان پرستان و يا همسر وي انجام شود. مراسم نماز سياه از ديگر آداب آنها است كه به هنگام بردن نام خدا يا مسيح همگي حركاتي كفر آميز انجام ميدهند آنها شورش شيطان و سجده نكردن او در برابر انسان را شورشي برحق ميدانند.
به اعتقاد كارشناسان در حال حاضر بيش از هزار فرقه شيطان پرستي در انگلستان وجود دارد كه شهرت آنها از طريق اينترنت رواج يافته است همچنان در مصر، آلمان و ايران اين فرقه فعاليت دارند.
از معروفترين نمادهاي آنها پنجضلعي وارونه ميباشد كه اين علامت در مراسم مخفيانه و جادوگري براي احضار روح شيطان استفاده ميشود و اين علامت نشانه شيطان است. صليب وارونه نماد ديگري است كه نشانه استهزا و رد كردن مسيح ميباشد.
نقد و بررسي
شيطان پرستان همانند انسان مداران و وجودگرايان براي انسان اختياري بيحد قائلند و معتقدند انسان هرگونه بخواهد ميتواند خود را تحقق بخشد. از نقطه ضعفهاي شيطان پرستان «بي دليل بودن مدعيات» آنها است زيرا آنها آنچه را كه مدعي آن بودند و هستند نميتوانند در پرتو براهين و دلايل اثبات كنند آنها معتقدند كه اين دنيا بر پايه دروغ است و همه باورهاي مردم برپايه همين دروغ شكل گرفته است. شيطان پرستي آييني است كه همه چيز را منفي ارائه ميدهد آنها مخالف تعقل و انديشه هستند. يكي از نكات قابل تأمل اشاعه همجنسگرايي در ميان شيطان پرستان است كه گاه به عنوان يك اصل محسوب ميشود.
شيطان پرستان فرمانهاي آسماني را كه رفتار و اصول اخلاقي خاصي را به ما نشان ميدهد بر هم ميزنند و واژگون ميكنند آنها ميل و هوس به ناشناختههاي بيارزش دنيوي را در ميان اعضا و پيروان خود تهييج ميكنند و ضد ارزش را ارزش ميپندارند و آن را رواج ميدهند آنها هيچ گونه ارزش و احترامي براي زندگي بشري و حتي بشريت قائل نيستند و تمام عقايد و آداب و رسومشان سراسر نفرت و اعمال پست و خوي حيواني ميباشد. آزار و اذيت و قتل و تجاوز به افراد، براي آنها بسيار معمولي و عادي است. موسيقي آنها ديوانه كننده است و باعث آسيب رساني به مغز ميشود و القاء كننده نفرت به شنونده است. امروزه گروههاي موسيقي شيطان پرست عملا پرچم جنگ با خدا را برافراشتهاند. آنها خوانندگان بسيار خشني را كه در صدايشان ميتوان غرش حيوانات وحشي را شنيد سمبل قدرت شيطان پرستي ميدانند. آنها كمبود نياز خود را با خشونت زياد رفع ميكنند. اهانت به اديان به عنوان آزادي بيان در تصنيفهاي خوانندگان شيطان پرست ترويج و تبليغ ميشود.
با مطالعه كتاب و آثار و فيلمهاي اخير صهيونيستها ميتوان به اين نتيجه رسيد كه آنها با اهداف از پيش تعيين شده، ميكوشند تا جهان را هرچه بيشتر به سمت شرارت و تباهي و فساد پيش برند.
نتيجه كلام
يكي از عوامل گرايش به اين فرقهها، ضعيف شدن هويت در جوانان است. خودباختگي انسان را در معرض ابتلاء به انواع باورهاي وارداتي قرار ميدهد فرد خودباخته ميپندارد هرچه از دنياي غرب به او داده شود نيكو، شايسته و مترقي است پس به آن ميگرود و زندگي خود را بر آن اساس پيريزي ميكند. عدم آشنايي كافي جوانان با آموزههاي اسلامي باعث فريب آنها شده و در سياه چال اين فرقهها گرفتار ميشوند؛ جوان مسلمان بايد بداند كه صاحب ذخاير گرانبهايي است كه اين فرقهها از آن محرومند، او بايد با تعقل و خردورزي در جامعه، خود را از گرايش به باورهاي سست و سخيف مصون بدارد. و با ايمان و توكل به خداوند راه درست زندگي را طي كند./انتهای پیام/