ادب در محضر دوست
کد خبر:۳۸۷۷۲
آداب قرائت قرآن

ادب در محضر دوست

ماه رمضان، بهار قرآن است، و معمولا از ماهاي ديگر بيشتر تلاوت قرآن مي‌کنيم، قرآن کلام خداوند است و در موقع تلاوت اين خداست که به حقيقت با انسان سخن مي‌گويد، در محضر خداوند بودن و شنيدن کلام او آداب و شرايطي دارد.

تدبر در قرآن‏

خداى متعال مى‏فرمايد:(أ فلا يتدبرون القرآن أم على قلوب أقفالها)، چرا در قرآن انديشه نمى‏كنند، يا بر دلهاشان قفلهايى است. كسى كه در قرآن تدبر و انديشه مى‏كند بايد به اندازه تدبرش، معنى كلام و بزرگى آن و عظمت گوينده را فهميده، و در هنگام قرائت با حضور قلب بوده و در آن انديشه نمايد، منظور از كلام را بفهمد و موانع فهم را از بين ببرد، احكام و مواعظ آن را مخصوص خود بداند تا از كلام الهى تأثير پذيرد، تا آنگاه انديشه و درك او بيشتر شده و به عوالم زيبا و مقامات بالايى برسد.

فهم معناى قرآن‏

منظور از فهميدن معناى كلام خدا اين است كه اجمالا بداند كه كنه قرآن از انوار خدا بوده و در عالمها مظاهرى دارد كه اين مظاهر نيز تأثيراتى دارد. در عوالم آخرت صورتى مانند صورت پيامبران، فرشتگان و بندگان صالح خدا داشته، در اين شكل سخن گفته، در پيشگاه خداوند شفاعت كرده و شفاعت او قبول مى‏شود و شافعى است پذيرفته شده و راستگوئى است كه تصديق شده است. در حقيقت جلوه‏اى از جلوه‏هاى خداى بزرگ است. هر چيزى در قرآن بيان شده، و دانش آنچه بوده و خواهد بود، در آن است، و نورى است كه خداوند بوسيله آن كسانى را كه پيرو خوشنوديش باشند به راههاى سلامتى راهنمايى نموده، و با اذن خود آنان را از تاريكيها خارج و به راه راست هدايت مى‏كند.

تمام كلام اين كه، قرآن حقيقتى دارد. و حقيقت او بگونه‏اى است كه خداى متعال فرموده است: «جز دست پاكان به آن نمى‏رسد.» درك حقيقت قرآن ملازم با شناخت عظمت آن و شناخت عظمت آن ملازم با درك عظمت گوينده آن است، بنابراين كسى كه آن را بدينگونه شناخت، بايد هنگام تلاوت آن، حضور قلب داشته و هنگام قرائت، سعى كند در آن تدبر كرده و سعى كند منظور سخن، اشارات و نكات قرآن را بفهمد. و بدين ترتيب به علم مبدأ و معاد (كه همان علم به خدا، فرشتگان، كتابهاى او و روز قيامت و شناخت حقيقت اشيا مى‏باشد) كه در قرآن هست دست يابد. از امير المؤمنين(ع) روايت شده است كه فرمودند: اسرارى كه رسول خدا(ص) با من در ميان مى‏گذاشت از مردم نمى‏پوشاندم و فقط در جايى آن را كتمان مى‏كردم كه كسى كه توان فهم كتاب خدا را داشته باشد، نمى‏يافتم.

نمونه‏اى از تدبر و فهم در قرآن‏

اكنون نمونه‏اى از تدبر و فهميدن قرآن بيان مي‌كنيم تا براى كسانى كه مى‏خواهند به اين امر بپردازند، مفيد باشد، وقتى انسان در سوره واقعه مى‏خواند: (أ فرأيتم الماء الّذي تشربون)، آيا آبى را كه مى‏آشاميد، ديديد؟ مى‏تواند فكر خود را محدود به مزه آب نكند و درباره مطالب مختلفى پيرامون آن بينديشد. از جمله درباره بوجود آمدن تمام اشياء از آن بينديشد. مثلا فكر كند كه آب چگونه در اشكال گوناگون دانه، گياه، حيوان و انسان يافت مى‏شود. آنگاه در تفكر خود به مبدأ آب باز گشته و همانگونه كه در قرآن است، بفهمد آب از آثار رحمت خداوند بوده و نيز بفهمد كه رحمت از صفات خداوند است. و بدين ترتيب آب را نعمتى از نعمتهاى خداوند بداند.
اين نوع از تدبر از چيزيهايى است كه علم مكاشفه با آن آغاز مى‏شود و اگر كسى كه تدبر مى‏كند، فكر خود را غرق در اين مطلب كند شايد چيزى ببيند كه اين فرمايش امام صادق(ع): «چيزى نديدم، مگر اين كه قبل و همراه و بعد از او خداوند را ديدم.» را تصديق نمايد.

نکاتي براي تدبر بهتر قرآن

انديشيدن درباره حالات پيامبران كه با توجه به نزديكى آنان به خداوند و داشتن مقام بالايى نزد او چرا اين همه گرفتار بلاها و مصيبت‏ها بودند، مصيبتهايى مانند فقر، بيمارى و اذيت مردم از قبيل دروغگو خواندن، تهمت، دشنام، كتك زدن و كشتن. و فكر كند كه خدا چگونه آنان را با بلاها و محنت‏ها تربيت نمود تا جايى كه سرور پيامبران(ص) با اين كه حبيب خدا بود، فرمود: «هيچ پيامبرى مانند من اذيت نشد.» و درباره هر كدام از اين مطالب بينديش تا موارد زير را از آن بفهمى.

_ بزرگى خداوند متعال را از آن بفهمى، از اين جهت كه امثال اين بزرگان تحت سيطره قدرت و حكمت او بودند. و او هرچه بخواهد انجام مى‏دهد و كسى نمى‏تواند از كارهاى او سؤال كند.

_ متوقع نباشى كه بايد در مقابل طاعاتى كه دارى خداوند نيز امور را طبق اراده تو درآورد.

_ هنگامى كه تو را در دنيا مبتلا به فقر و خوارى يا ساير بلاها مى‏كند، از فضل او مأيوس نشوى.

_ هيچ مؤمنى را بخاطر بلاهايى كه به او رسيده شماتت نكن.

_ هيچ مؤمنى را بخاطر ذلت و فقرى كه در دنيا دارد، تحقير نكن، شايد خداوند او را بجهت بزرگواريش مبتلا كرده است.

_ پستى دنيا را نزد خدا ببين، خود نيز آن را بزرگ ندانسته و كوچك شمار، و بخاطر از دست دادن آن غصه نخور.

_ رو آوردن دنيا را علامت دور شدن از خدا و پشت كردن آن را علامت صالح بودن خود بدان، همانگونه كه به حضرت موسى(ع) وحى شد: «اگر فقر آمد، بگو: آفرين بر نشان صالحين و هنگامى كه غنا آمد، بگو: گناهى است كه مجازات آن زود آمد».

يكى ديگر از چيزهايى كه براى فهم قرآن مفيد است، انديشيدن درباره مجازات و حدود و تعزيراتى است كه براى گناهان وضع شده است، و همچنين انديشيدن درباره اعمال و مجازات امتهايى است كه نابود شده‏اند. حضرت عيسى(ع) از عمل كسانى كه گرفتار نزول عذاب شده بودند سؤال كردند، و خود جواب دادند «آنان دنيا را باندازه بچه‏اى كه مادرش را دوست مى‏دارد، دوست داشتند. و با ترس اندكى از اهل گناه فرمانبردارى مى‏كردند. داراى آرزوهاى طولانى بوده و لهو و لعب آنان را غافل كرده بود».

موانع فهم قرآن‏

لازم است كسى كه مى‏خواهد قرآن را بفهمد موانع فهم را از بين ببرد تا آنگونه كه بايد، از قرآن استفاده كند.

1- تقيد به اداى دقيق حروف از مخارج آن و رعايت دقيق قواعد تجويد. اين مطلب از تدبر در آيه جلوگيرى كرده و مانع فهميدن قرآن مى‏شود.

2- يكى از صفات و اخلاق رذيله سبب مى‏شود كه قلب نتواند معانى قرآن را بفهمد چنانچه مفاد بعضى از آيات نيز همين است مانند: «و خدا اينچنين بر دل هر منكر ستمكارى مهر بدبختى مى‏زند.» و «بجز كسانى كه دائم رو به درگاه خدا دارند، كسى آن را نمى‏فهمد.» اين صفات باعث كدورت قلب شده و مانع فهميدن حقيقت اشياء مى‏شود، مانند آينه‏اى كه زنگار گرفته و شكلها را بخوبى منعكس نمى‏كند.

3_ اعتقاد به مطلبى باطل و درست پنداشتن آن و اعتقاد به اين كه خلاف آن كفر يا گمراهى مى‏باشد، نيز از موانع فهم است. زيرا قبل از اين كه قلب بتواند حق را ببيند و با آن روشن بشود، آن را كفر پنداشته و آن را توجيه و تأويل مى‏كند. و تا زمانى كه چنين تعصب باطلى در شخص باشد، هيچگاه توانايى رسيدن به حق را نخواهد داشت.

4- هنگام تفسير آيه تفسير ظاهر و آشكارى را ببيند و خيال كند تمامى مراد آيه همين است و برداشتى غير از اين، تفسير به رأى و حرام مى‏باشد.

زمانى كه خواننده قرآن حقيقت و بزرگى قرآن را دريافت، بايد در آيات او تدبر كند، و وقتى تدبر كرده و موانع فهم را از سر راه برداشته و در صدد فهميدن آن برآمد، طبيعتا منظور خدا در كلامش براى او آشكار مى‏شود. (البته به مقدار ايمان خود) و آنگاه كه از اين آبشخور جامى نوشيد، مست مى‏شود. و زمانى كه از جلوه‏هاى معارف الهى مست شد، قلب او از آيات مختلف، كه هر كدام اثر مخصوصى دارند، تأثير پذيرفته و با هر معنايى حال و سرورى براى او پيدا مى‏شود. به اين دليل كه نگرش او به هر آيه بگونه‏اى است كه گويا خود مخاطب آن آيه بوده، يا براى او نازل شده و اين آيه فقط براى اوست. آنگاه حالت غم يا خوشحالى، ترس يا اميدوارى، توكل يا تسليم و يا خوشنودى يا يكتا دانستن خدا به او دست داده و سپس بحسب حالى كه از تأثيرات قرآن پيدا كرده، با پناه بردن و استغفار، اعتراف و توبه، دعا و شكر، تسبيح و حمد نمودن و يا با گفتن«لا اله الا اللّه»يا «اللّه اكبر» به آيات جواب مى‏دهد.

زمانى كه ترس او را فراگيرد، فكر مى‏كند كه از تمام خيرات و سعادتهايى كه در آيات، براى بندگان صالح خدا آمده محروم شده است. و در اين حال براى رفع بدبختى خود به پروردگارش پناه مى‏برد. و هنگامى كه اميدوار شد، آرزوى رسيدن به مقامات بالاى كاملين، عارفين و مقربين را مى‏نمايد و از خدا مى‏خواهد او را نيز از آنان بگرداند. و هنگامى كه اين تأثرات براى او كامل شد، با بركات وحى و عطاياى خداوند، يقينا ترقى كرده تا جايى كه گويا خدا را مى‏بيند كه با او سخن گفته و او را مخاطب قرار داده است و گويا با دل مى‏بيند كه خداوند با الطافش به او خطاب و با نعمت بخشيدن و نيكى كردن با او مناجات مى‏كند، و در اين صورت حال تعظيم، گوش فرادادن، فهميدن و حيا در او پيدا مى‏شود. اگر موفق شد شكر اين نعمت را آن طور كه سزاوار است، بجا آورد و با اين عطيه الهى آن طور كه بايد، روبرو شد، خداوند مقام بهتر و بالاترى به او عنايت مى‏فرمايد، بگونه‏اى كه گوينده را در سخنش و صفات او را در كلماتش مى‏بيند، چنانچه امام صادق(ع) بنابر روايتى در مى‏فرمايد: «خداوند در كلامش براى بندگانش آشكار مى‏شود، ولى آنها نمى‏بينند.» در اين حال او فقط متوجه گوينده است و به خود يا قرائتش يا چيزهاى ديگر اصلاا توجهى ندارد. 

برگرفته از المراقبات

 

 

پربازدیدترین آخرین اخبار