به عمل کار برآيد
پاتوق شیشه ای- به سخنرانی نیست، به سخندانی هم نیست.
آقای هاشمی گفتار شما در مجمع تشخیص چرخشی 90 درجه نسبت به گذشته پیدا کرد. بیشتر از 90 درجه نبود که اگر بود با عمل شما همراه میشد.
هنوز هستند کسانی که علت اصلی مخالفت شما با احمدی نژاد را نمیدانند؟ آیا علت اصلی این اختلاف که بعدها گسترش پیدا کرد اقتصاد جیب مردم ویا تورم و اینها بود یا مسائل ….؟
شما خود رهبری طیف “نه احمدی نژاد” را بر عهده داشتید و از زمانی که کلید انتخابات 88 خورده شد،فرزندان شما (محسن،مهدی،فائزه) شهریه دانشجویان بی گناه دانشگاه آزاد (ثروت شما ) را صرف دوخت لباس برای دختران طیف سبز کردند ویا انها را در ستادهای آقای موسوی برای حذف احمدی نژاد خرج کردند ، که بعدها معلوم شد چه کسانی در این ستادها رفت آمد داشته اند و در آن زمان شما هیچ نگفتید.
خواستید سخن بگویید، نامه بدون سلام و والسلام به قول خودتان به یار و همسنگر قدیمی تان(معظم له) نوشتید آنهم از نوع سرگشاده ، که خوب میدانید برای شما که آزاد بودید هر وقت میخواهید به دیدار معظم له بروید چه معنایی دارد.
انتخابات برگزار شد،احمدی نژاد پیروز شد، شایعه تقلب از سوی نزدیکان شما در جامعه پیچید و شما باز هم سخنی نگفتید.
موسوی سرخورده شد ، عده ای را به طرفداری خود به خیابان فراخواند ، عوامل آشوبگر از این فرصت استفاده کردند و جان و مال مردم و آبروی نظام را به بازی گرفتند و شما متاسفانه هیچ نگفتید.
با اینکه میدانستید ممکن است چه رخ دهد ، موسوی و کروبی را به نماز جمعه فراخواندید ( گفته بهشتی) تا بعضی تندروهای طیف سبز حتی در نماز جمعه شعار سردهند “هاشمی سکوت کنی ، خائنی” تا در آنجا به مثابه پدری روحانی تقدس نماز جمعه را با یاد آنان آوردید و عنوان دارید ” نمازجمعه که جای این کارها نیست”
از آن جا بود که اقلیت را اکثریت جلوه دادید و آنها را بی اعتماد نسبت به کارهای انجام شده خواندید.
احمدی نژاد رئیس جمهور شد، مراسم تحلیف انجام شد ،حمکش تنفیذ شد ( بدون حضور شما ) ، همه او را به عنوان رئیس جمهور پذیرفتند و پیام تبریک فرستادند و شما سکوت کردید.
گفتید نباید تیترهای جنجال ساز رسانه ای ساخت ، چرا آن زمان که سخن گفتن و نگفتن های شما جنجال به پا میکرد هیچ سخنی نگفتید.
چگونه است که حال شما حرف تبعیت از ولایت فقیه و قانون را بر زبان می آورید وهمه را به آن ملزم میکنید ؟، آن هم از محفل مجمع تشخیص مصلحت. البته جای شکرش باقی است.
آقای هاشمی آیا تریبون نماز جمعه رساتر است یا کرسی ریاست مجمع تشخیص مصلحت؟
آقای هاشمی آیا اطاعت از ولی فقیه و قانون به زمان خاص یا مزاج افراد بستگی دارد یا یک تکلیف بلکه مهم تر یک وظیفه شرعی برای هر فرد است؟
چرا شما از تریبون نماز جمعه به پشتیبانی ولایت فقیه بر نخواستید تا راه را بر افراد بی بصیرت که خود را نزدیک به شما میبینند ببندید؟
هنگامی که سخنان شما در مجمع تشخیص را به یاد می آوریم و به آن عقبه شما بر میگردیم پارادوکسی در ذهن یجاد میشود که آیا این ندای شما ،از سر وظیفه بوده است یا از سر سیاست بازی ؟
به هرحال مسلمان شیعه به حال افراد مینگرد و ملاک اصلی که عمل آنان است را ارجح تر از سخن می داند.
باشد که ان شاء الله شما را عملگرا تر از قبل ببینیم./انتهای پیام/