كدام اصلاح! كدام اصلاح طلبي؟!
سرویس اندیشه - سيد حسن مرعشي، از اعضاي منتفذ حزب كارگزاران در آغازين روز از هفته جاري طي يادداشتي با عنوان «اصلاح ، هدف نهادي منتقدان » كه در ضمينه روزنامه اعتماد منتشر شد ضمن دفاعي قاطعانه و قابل توجه از جريان به اصطلاح اصلاح طلب، در جهت تطهير اين جريان در وقايع اخیر كوشيده و در يادداشت خود چنين مدعي شده است كه:« جريان اصلاحات جرياني است كه در حال حاضر با توجه به شرايطي كه اكنون وجود دارد مي تواند در پايداري و ثبات نظام و كشور تاثير بسزايي داشته باشد.»
وي در ادامه مطلب با بيان اينكه: «جريان اصلاح طلب تنها جرياني است كه مي تواند در پايداري و ثبات نظام موثر باشد.» به دولت احمدي نژاد توصيه اي هم دارد و مي نويسيد: « بدون فعاليت هاي سياسي اصلاح طلبان نظام و كشور با مشكل مواجه خواهد شد بنابر اين بهتر است دولت از گسترش فعاليت هاي سياسي اصلاح طلبان حمايت كند چرا كه اگر اين چنين نكند خطرات زيادي آينده كشور را تهديد مي كند».
ادعاهاي آقاي مرعشي در زماني مطرح مي شود كه بسياري از سران جريان اصلاحات و همفكران ايشان در دادگاه پرده از فعاليت هاي شوم صورت گرفته شان برداشته و صراحتا از اهداف ناكام پروژه براندازي نرم- يا در حالت خوشبينانه اش ايجاد التهاب و آشوب در كشور به بهانه تقلب- درقالب اعترافات خود، سخن گفته اند.
خوب بود آقاي مرعشي قبل از طرح چنين ادعاهاي مضحكي صرحتا اعلام مي داشتند منظورشان از اصلاح و اصلاح طلب چيست و كيست؟!
آيا اصرار بر وقوع تقلب گسترده درانتخابات با وجود همه واقعيت ها و مستندات خلاف آن، تهييج و تحريك هواداران به تجمعات غير قانوني و آشوبهاي خياباني در قالب بيانيه ها و موضع گيري هاي سياسي پس از انتخابات، رواج شايعات بر پايه و اساس در مورد شكنجه و محاكمه عوامل اغتشاشات و ... به معناي اصلاح طلبي است و آيا هدف اصلي منتقدان- بخوانيد مخالفان احمدي نژاد- چنين اصلاحي بوده است؟!
در اينكه وجود دو جناح سياسي پويا و فعال كه در چار چوب موازين قانوني و اوامر ولايت رهبري معظم انقلاب فعاليت مي كنند، براي يك نظام سياسي همچون جمهوري اسلامي مفيد و سازنده است شكي نيست اما اين ادعاي آقاي مرعشي كه جريان اصلاح طلب كشور با پيشينه و سوابق و كارنامه موجود درعرصه فعاليت هاي سياسي و انتخاباتي، تنهاترين جريان موثر در پايداري و ثبات نظام محسوب مي شود بنابر عقل و منطق و واقعيت هاي كنوني برملا شده، بی پايه و اساس و خنده آور است!
بله! كسي نمي گويد انتقاد به معناي براندازي است و منتقد در پي آن ، اما احزاب وجريانات سياسي بايد بگويند درانتقاد وابراز مخالفت چه حد و مرزي را براي خود قايل هستند؟ به ويژه تصريح كنند در انجام فعاليتهاي خود چه نسبتي با اقدامات دشمنان انقلاب و نظام دارند و اينكه چرا در جريان وقايع اسف بار پس از انتخابات اخير، دشمنان قسم خورده ملت ايران براي سران اصلاحات، سوت و كف زده ودايه دلسوزتر از مادر شده بودند؟
آقاي مرعشي البته در جايي از يادداشت خود مي پذيرد كه بخش وسيعي از مردم با حاكميت و دولت اعتماد دارند با اين پرسش را داشت كه به راستي چرا در روزهاي ملتهب پس از انتخابات، دم از عدم مشروعيت دولتد كتر احمدي نژاد مي زدند و بدين سان خوراك تبليغاتي مناسبي براي رسانه هاي خارجي مخالف نظام همچون بي بي سي فارسي، العربيه و ... فراهم ميكردند؟!
پاسخ به سوالات فوق از سوي مدعيان جرايان به ظاهر اصلاح طلب ضمن آن كه به شفافيت بيشتر قضايا كمك ميكند، بزرگترين حسنش اين است كه به خوبي مشخص مي كند غايت اصلاح طلبان امروز كدام اصلاحات است؛ اصلاحات مبتني بر اموزه هاي اسلامي، اصلاحات آمريكايي و يا اصلاحات متنج به انقلاب هاي رنگين؟! كدام يك ؟!
مهدی مرادی
/انتهاي پيام/