خود انديشي
کد خبر:۳۹۲۳۹
وبلاگ «وب نوشته ها»/ سيد محمد حسني زاده

خود انديشي

مومن همیشه در حالت خوف و رجاست. رجایش یعنی اینکه به رحمت و مغفرت خدا امید دارد. خوفش هم از خودش و اعمال و کردار و رفتار خودش است

پاتوق شیشه ای- 1)در احادیث داریم که در آخرالزمان حفظ ایمان همچون نگه داشتن ذغال گداخته در کف دست است. سوز سوختن را درک کرده ای؟ تصور کن تکه ذغالی را بخواهی در دستت بگیری! چقدر سخت است. اما این سختی به خاطر چه است؟ به خاطر حفظ ایمان؛ باید تحملش کنی اگر می خواهی ایمانت را حفظ کنی.

مومن همیشه در حالت خوف و رجاست. رجایش یعنی اینکه به رحمت و مغفرت خدا امید دارد. خوفش هم از خودش و اعمال و کردار و رفتار خودش است.  آدم اگر انسان کامل هم باشد باز هم خود را به خدا بدهکار می داند. “ اللهم انی اسئلک برحمتک التی وسعت کل شیء و بقوتک التی قهرت بها کل شیء و …”

دعای کمیل زیبایی خاصی دارد. فرازهای اولش انسان را در خوف و رجا می برد. یک جمله امیدوارت می کند، یک جمله می ترساندت. یعنی هر کس که باشی، هر قدر بزرگ هم که باشی باید از خودت خوف داشته باشی.  نکند یک وقت غرور بگیردت و از اعمال و کردار خودت غافل شوی. یک وقت حرفی نزنی که نتوانی ازش دفاع کنی. یک وقت سخن ناحقی نقل نکنی. یک وقت کسی را مسخره نکنی. رسول اکرم(ص) بعد از فتح مکه تمام مکیانی که آزار و اذیت کرده بودند ایشان را، بخشیدند به جز سه نفر. پرسیده شد که این سه نفر را چرا نمی بخشید؟ جواب دادند اینها کسانی هستند که مرا مسخره می کردند! وای بر کسانی که هرگاه می خواهند بگو و بخندی داشته باشند، شروع به مسخره کردن دیگران می کنند!

برای ما که زبان و گوشمان چفت و بست درست و حسابی نداشته و همتی برای اصلاح خویش تا کنون به خرج نداده ایم، وقتی بخواهیم رویه‌ی خود را عوض کنیم، آن ذغال دستمان را می سوزاند! اما زمانی بیشتر می سوزیم، که بین آدمهای کج فهم و خودرأیی گیر کنیم که نه چارچوب فکری دارند و نه استقلال فکری؛ دوست داری به شان یادآور شوی روز جزا را، اما آنها که خود را علامه دهر می دانند! گاهی هم هست که حس می کنی یکی دارد ذغال کف دستت را باد می دهد! آن زمانی است که کسانی که بزرگ میداریشان را مسخره و هتک حرمت کنند. مسئله این است که اینان همان «صم بکم عمی فهم لا یرجعون» هستند؛ فایده ای ندارد هر چه که متذکر شوی به ایشان.(باد بزن!!!)

2) دیروز حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی بحث جالبی مطرح کردند. حالت های «مرار» . مرار به معنی بحث و مناظره نرم دو نفر با یکدیگر است و برای هر کدام از طرفین این حالت ها ممکن است: اول اینکه بحث کننده هم سخنش حق است و هم هدفش به حقیقت رسیدن برای رضای خداست. حالت دوم سخن حق است اما هدف نا حق. یعنی من هدفم از بحث کردن این نیست که موضوع روشن شود و از جهل خارج شوم یا خارج کنم، بلکه می خواهم بحث کنم و حرف خودم را به کرسی بنشانم. می خواهم ابراز وجود کنم. حالت دیگر این است که با سخن نا حق می خواهم به حقیقت برسم. حالت آخر این است که نه حرف حق است و نه هدف حق و رضای خداست. از بین این حالت ها، تنها حالت اول مورد پذیرش اسلام است و دیگر صور بحث باطل و حرام! حالا ما چقدر در بحث ها و گفتگوهایمان به وجه شرعی آن فکر می کنیم؟ تازه این در مورد مرار بود، جدال که جای خود دارد./انتهای پیام/ 

پربازدیدترین آخرین اخبار