آيا درخواست شفاعت در ميان صحابه پيامبر گرامي اسلام پيشينه دارد؟
سرويس انديشه - به هنگام بررسي تاريخ، موارد پرشماري از درخواست شفاعت صحابه پيامبر مشاهده مي گردد که به نمونه هايي از آنها اشاره مي کنيم:
الف. در منابع اهل سنت، از انس ابن مالک، چنين نقل شده است:
سالت النبي ان يشفع لي يوم القيامه فقال انا فاعل قلت فاين اطلبک فقال علي الصراط...( کشف الارتباب، ص263، نقل از : سنن ترمذي)
از پيامبر خواستم که در روز قيامت در حق من شفاعت کند. وي پذيرفت و گفت: شفاعت خواهم کرد . گفتم : کجا تو رابيابم؟ فرمود: کنار صراط.
تقاضاي انس از پيامبر(ص) و اين که پيامبر، او را از اين گونه در خواست، نهي نمي کند و بلکه به او نويد عمل مي دهد، نشان از آن دارد که شفاعت، اصل پذيرفته شده اي در عصر رسول خدا بوده است.
ب. سواد ابن عاذب، از ياران پيامبر(ص) است. او در ضمن اشعاري از پيامبر (ص) در خواست شفاعت مي کند و مي گويد: اي پيامبر گرامي، روز رستاخيز شفيع من باش؛ روزي که شفاعت ديگران براي سواد ابن عازب سودي نخواهد داشت.( الاصابه، ج2،ص96)
ج. مردي به نام تبع، از قبيله حمير، پيش از تولد پيامبر(ص) شنيده بودکه به همين زودي پيامبري از سرزمين عربستان از سوي خدا بر انگيخته خواهد شد. وي پيش از مرگ، نامه اي نوشت و از نزديکان خود خواست اگر ورزي چنين پيامبري به رسالت برخاست، نامه مرا به او برسانيد. او در آن نامه چنين نوشته بود: اگر عمرم وفا نکرد و پيش از درک تو در گذشتم، در آخرت مرا شفاعت کن و فراموشم مکن. هنگامي که نامه به دست پيامبر رسيد، سه مرتبه فرمود: آفرين بر تبع، برادر صالح.( تفسر قرطبي،ج16، ص146.)
بنابراين اگر درخواست شفاعت از پيامبر شرک بود، هرگز رسول گرامي اسلام، او را برادر خود نمي خواند و بر او آفرين نمي گفت.
د. ابن تيميه که از مخالفان سر سخت درخواست شفاعت از شافعان راستين است، در کتاب زيارة القبور حديثي از پيامبر گرامي به شرح زير نقل مي کند:
عرب بياباني حضور رسول خدا رسيد و گفت: جان ها به لب آمده و گرسنگي ما را فرا گرفته و چهارپايان نابود شده اند. سپس اين دو جمله را گفت: فادع لنا فانا نستشفع بالله عليک؛ برايمان دعا کن، خدا را به سوي تو شفيع مي آورم. و بک علي الله. و تو را نيز شفيع خود به درگاه الهي قرار مي دهم.
رسول الله(ص) پس از تسبيح خداوند فرمودند:
و يحک ان الله لا يستشفع به علي احد من خلقه شان الله اعظم من ذلک؛(زيارة القبور في الکتاب و السنه، ص155.)
واي بر تو، شان خداوند بالاتر از آن است که پيش کسي شفيع قرار داده شود.
از اين پيامبر (ص) دريافته مي شود که پيامبر گرامي تنها جمله نخست تخطئه کرده، ولي جمله دوم را که از پيامبر(ص) خواست در حق او شفاعت کند، درست و پاي بر جا دانسته است؛ چرا که معنا ندارد خداوند را نزد پيامبر شفيع قرار دهيم ؛ زيرا هرگز خداوند چيزي از بندگان خود درخواست نمي کن، بلکه بايد مخلوق خدا را شفيع خود به درگاه الهي قرار دهيم.
ه. در منابع اهل سنت، از عثمان ابن حنيف، صحابي پيامبر(ص)، نقل است که مردي مبتلا به درد چشم بود و به حضور پيامبر رسيد. درخواست دعا کرد و به پيامبر چنين گفت:
از خدا بخواه مرا عافيت بخشد.
پيامبر(ص) او را ميان دعا و صبر بر بلا مخير ساخت و به او دستور داد که وضوي درستي بگيرد و با دعاي مخصوص خدا را بخواند. او انجام داد و گرفتاريش بر طرف گرديد.(مسند احمد،ج4، ص138؛ صحيح ترمذي، کتاب دعوات،ص118.)
اگر در خواست دعا از پيامبر جايز نبود، نبايد پيامبر در برابر گفتار اعرابي سکوت کند. اين بخش از احاديث، حاکي از آن است که درخواست شفاعت از شفيع راستين در دوران زندگاني او اشکالي ندارد. از يک رشته روايات و احاديث استفاده مي شود که صحابه پيامبر پس از وفات اشان، از روح پاک او درخواست شفاعت مي کردند. در زير نمونه هاي از اين روايات آمده است.
1. هنگامي که امير مومنان(ع) از غسل و کفن پيامبر (ص) فارغ گرديد، چشم به چهره او دوخت و گفت:
بابي انت و امي طبت حيا و طبت ميتا... واذکرنا عند ربک...،(نهج البلاغه، خطبه 23.)
پدر و مادرم فداي تو، در دوران زندگي و پس از مرگ، پاک و پاکيزه هستي...، از ما نزد پروردگار خود ياد کن.
2. پس از درگذشت رسول گرامي اسلام(ص) ابوبکر پارچه از چهره او کنار زد و صورت مبارکش را بوسيد و گفت:
پدر و مادرم فداي تو باد، در دوران زندگي و پس از مرگ، پاک و پاکيزه هستي از ما نزد پروردگار خود ياد کن و ما را به خاطر داشته باش.( کشف الارتباب، ص265)
اين ها همگي بيانگر آن است که در شفاعت خواهي، فرقي ميان وضعيت زندگي و مرگ شفاعت کننده نيست و اگر درخواست شفاعت از او، پس از مرگ شرک باشد، بايد در دوران زندگي نيز شرک شمرده شود. گذشته از اين، عالمان بزرگ اسلام در کتاب هاي آداب زيارت پيامبر يادآور مي شوند که بگوييم:
جئناک لقضاء حقک... والاستشفاع بک فليس لنا يا رسول الله شفيع غيرک فاسغفرلنا واشفع لنا،( کشف الارتباب، ص265)
اي پيامبر خدا، به زيارت تو شتافتيم تا حق تو را ادا کنيم... و از تو شفاعت بخواهيم. اي رسول خدا، ما شفاعت گري جز تو نداريم، پس براي ما آمرزش بخواه و در حق ما شفاعت بنما.
با توجه به اين آيات و روايات، و با توجه به سنت جاري در ميان مسلمانان در تمام دوران ها، موضوع درخواست شفاعت، امري روشن است و شک و ترديدي در آن راه ندارد.
/انتهاي پيام/