اي كه در كشتن ما هيچ مدارا نكني...
تجميع اين نعمات و صفات پاك و نيكو و صف آرايي اين تدارك عظيم و خجسته و جامع و مانع در تلاطم اين روزها، عجيب به كار دل آدميان اين روزگار مي آيد.
ستر و عفت، قناعت و كفاف، عدل و انصاف و ايمني از هرچه ترس و ناايمني است، تجميع آراستگي و آرامش و مسكنت و التيام است، هم آنچنان كه در دعاي زيباي روز دوازدهم ماه رمضان مي خوانيم كه:
اللهم زيني فيه بالستر و العفاف و استرني فيه بلباس القنوع و الكفاف و احملني فيه علي العدل و الانصاف و امني فيه من كل ما اخاف بعصمتك يا عصمه الخائفين.
اي خدا در اين روز مرا به زيور ستر و عفت نفس بياراي و به جامه قناعت و كفاف بپوشان و به كار عدل و انصاف بدار و از هرچه ترسانم مرا ايمن ساز به نگهباني خودت اي نگهدار و عصمت بخش خدا ترسان عالم.
روزگار ما زمانه ناآرامي ها و بي قراري هاست، زمانه تشويش ها و التهاب ها و پريشاني ها و در اين ميانه، رسيدن به اين همه مسكنت و نقطه اتكا و توكل، غنيمت بي نظير است، چيزي كه مردمان اين روزگار بي آنكه بدانند چرا و چگونه به دنبال آنند و نمي رسند و در تلاطم اين موجا موج نابود كننده، به جاي دست يازيدن به حبل المتين الهي و متمسك قرار دادن نشانه هاي آسماني و فطري شان از اين و آن آويزان مي شوند و از آنجا كه اين اشياء زميني و مادي را ياراي رسانيدن انسان به آن آرامش و صبور حلم و شعور نيست، در مي مانند كه چه كنند و از خود مي پرسند، چرا نمي توانند و در اين ترديد و تردد، از ميان آن همه خاك و خاطره با چشماني تر و تيره، دست به گريبان روزمرگي هاي نشان دار و بي نشان خود ميشوند و ...
راهي نيست راهي جز بازگشت به سوي آسمان نيست.
راه، تو را مي خواند ...
بيا ره توشه برداريم
قدم در راه بي برگشت بگذاريم...
محمدرضا محقق