دم خروس در معرفي 72 شهيد سبز
پاتوق شیشه ای- سایت نوروز، ارگان رسمی حزب مشارکت که این روزها در بی آبرویی بی سابقه خودش غوطه ور است و اعضایش در اعتراف کردن به اشتباهاتشان از یک دیگر سبقت می گیرند، در خبری جالب به معرفی 72 شهید سبز پرداخته است. در ابتدای این خبر دقیقا با ادبیات بی بی سی و روزآنلاین و ... مقدمه ای برای خبر آورده شده و بعد هم چنین توضیح داده شده که 72 شهیدی که معرفی می شود شامل 2 لیست است. 25 نفر اول همگی احراز هویت شده اند و خانواده هایشان هم به ستاد موسوی و کروبی اطلاع داده اند که فرزندانشان کشته شده اند، اما 47 نفر باقی مانده کشته شدگانی هستند که خانواده های آنها هنوز جرات نکرده اند به ستاد موسوی یا کروبی اطلاع دهند فرزندانشان کشته شده اند اما سایت نوروز این اسامی را اعلام می کند! اگر برایتان سوال پیش آمده که سایت نوروز چگونه این اطلاعات را بدست آورده و همپای خانوده آنها می داند چه کسانی کشته شده اند و خانواده هایشان هم از ترس! به ستاد موسوی و کروبی اطلاع نداده اند ادامه مطلب را بخوانید تا ببینید مدیران این سایت چقدر راحت کنار هم نشسته اند و با بلغور کردن تعدادی اسم، به زور آن را به 72 رسانده اند تا پس از ساخت مسجد ضرار و فریاد ا... اکبر از پشت بام های آن در ایام بعد انتخابات، از این به بعد بازی مضحکی به نام شهدای 72 تن به راه خواهند انداخت تا این بار نوبت به یکی دیگر از مقدسات شود که ملعبه دست دجالان عصر حاضر می گردد...
با توجه به اسناد و مدارک موجودی که توسط رسانه ها اعلام شده، من به عنوان تنها یک دانشجو توانستم تعدادی از دروغ های این خبر را تشخیص دهم. بماند چقدر دروغ هایی که سندی برای عیان کردن آن وجود ندارد ...
1. در میان نام کشته شدگانی که نوروز مدعی است خانواده آن شهید! کشته شدن فرزند خود را به ستاد موسوی و کروبی نیز اطلاع نداده است، نام "محسن ایمانی" به چشم می خورد. کسی که مدعی هستند در حادثه کوی دانشگاه کشته شده است. اما حتما به یاد دارید محسن ایمانی همان کسی است که در اواخر خردادماه و همان ابتدا که خبر فوتش، تیتر یک رسانه های داعیه دار فضای شفاف و آزادی اطلاعات را از آن خود کرده بود در مقابل دوربین تلوزیون حاضر شد و با نشان دادن کارت دانشجویی خود گفت اصلا ساکن کوی دانشگاه نیست که حالا بخواهد در اثر حادثه کوی کشته شده باشد!
2.شهید سبز بعدی! ترانه موسوی است. همانی که در حال حضار در کاناداست و مادر و خواهر او گفتند از این خبر خنده شان گرفت و فکر کردند کسی دارد آنها را دست می اندازد!
3. اما ندا آقا سلطان لایه دروغ دوم سایت نوروز است. لایه اول کسانی بودند که اصلا کشته نشده اند! مثل محسن و ترانه. اما لایه دوم کسانی هستند که متاسفانه در حوادث اخیر -که شروع کننده آن نیز موسوی بوده است و باید پاسخگو باشد- کشته شده اند اما ارتباط آن با جنبش سبز همانند ارتباط آن با پیدا کردن پرتقال فروش است!
در حالی که هزار و یک دلیل و قرینه برای مرگ مشکوک مرحوم آقا سلطان وجود دارد، (دوری از محل درگیری، نوع تیر اصابت شده به او، کیفیت و سرعت فیلم برداری از صحنه حادثه و پخش سریع آن در اینترنت و ...) اما اینکه چطور او را به عنوان شهید سبز! معرفی می کنند، از همان نکاتی است که در نوع خود بی بدیل است.
4. محسن روح الامینی. محسن همان کسی است که رای اش محسن رضایی بوده است. رای خانوداگی اش نیز محسن رضایی بوده است. محمد، برادر او که مدتی نیز مسئولیت بسیج دانشجویی دانشگاه تهران را برعهده داشته، به همراه پدر و مادرش بارها از اینکه سبزینه ها سعی در مصادره او را دارند اعلام انزجار نموده اند. حال ربط مرحوم محسن که هیچ ارتباطی با جنبش سبز و موسوی نداشته و این عدم علقه و ارتباط را در رای ندادن او و خانواده اش به موسوی نیز می توان دید، چه کسی می تواند تبیین کند؟ جز سایت نوروز و خبرنامه امیرکبیر و رادیو فردا و بی بی سی و ... که باید به زور 72 اسم را پشت سر هم ردیف کنند؟!
یکی دیگر از راه هایی که دروغ بودن بسیاری از اسامی را نشان می دهد سرچ آنها در گوگل است. پس از جستجوی بسیاری از این اسامی در گوگل متوجه می شوید که این اسامی برای بار اول فقط در خبر سایت نوروز درج شده و به تبع آن در دیگر سایت ها و وبلاگهایی که این خبر را از نوروز کپی کرده اند.
درحالی که کسانی که تا قبل از این ترانه و محسن را به زور اخبار جعلی کشتند تا عدد 72 را تکمیل کنند! چطور ممکن است تا کنون پیرامون کشته شدن بسیاری از این نام های جعلی سکوت کرده باشند؟!
اما این مطلب نباید موجب یک سو برداشت شود و آن هم اینکه در هر صورت چه یک نفر و چه 1000 نفر، برای اجرای عدالت اگر کسی واقعا مظلومانه و بی گناه در درگیری ها به شهادت رسیده (از هر طیفی) جدای از آنکه باید ضاربان او شناسایی و طبق قانون مجازات شوند، باید مسببین اصلی این اغتشاشات نیز محاکمه شوند. خواه موسوی و کروبی یا مهدی هاشمی و هر فردی دیگر که مستقیم و غیر مستقیم چه در جایگاه نماز جمعه و چه در جایگاه دیگر در برافروختن شعله های این فتنه نقش داشته اند. فراموش نکنیم که رهبری عزیز نیز همین نکته را در دیدار با دکتر روح الامینی پدر مرحوم محسن و هم چنین دیدار با دانشجویان یادآور شدند:
در دیدار با اساتید دانشگاه ها و دکتر روح الامینی: (8 شهریور 88)
در طول اين سالها گاهي اتفاق افتاده كه از كسي تخلفي سر زده؛ يك قول و يك نظر اين بوده كه به خاطر خدماتي كه اين شخص كرده، از آن تخلف بگذريم! يك حرف ديگر اين بوده كه ما تخلف را در وزن خودش و اندازه خودش محاسبه كنيم؛ به معناي واقعي كلمه؛ آثار تخلف را هم بر آن بار كنيم؛ به جاي خود از خدمات هم تقدير كنيم. بنده به اين نظر دوم هميشه معتقد بودم و الآن هم معتقدم.
اين را هم اين برادر عزيزمان و خانواده محترمشان، هم همه كساني كه در اين قضايا يك آسيبي بر آنها وارد شده- به هر نوعي، از سوي هر كسي- بدانند كه بناي نظام و تصميم نظام بر مجامله كردن نيست. همانطور كه ما با كساني كه با نظام صريحاً معارضه ميكنند، بناي بر مجامله نداريم، معتقد به ايستادن در موضع قانون و موضع حق هستيم، عيناً همانطور، اگر چنانچه در مجموعه منتسب به نظام، تخلفي انجام بگيرد، كار بدي انجام بگيرد، خداي نكرده جنايتي انجام بگيرد، باز هم اعتقاد من همين است. ما در موضع قانون، در موضع حق بايد بايستيم. خداي متعال كمك كند بتوانيم اين چيزي را كه ميخواهيم، انجام بدهيم. مسؤولين دارند تلاش ميكنند در اين زمينه؛ إنشاءالله كه همين خواهد شد.
در دیدار با دانشجویان: (4 شهریور 88)
موضوع ديگرى كه در بيانات دوستان مطرح شد، تخلفات يا حتّى جناياتى است كه در خلال اين حوادث از سوى نيروهاى ناشناس انجام گرفته. شما اشاره كرديد به مسائل كوى دانشگاه يا از اين قبيل مسائل - حالا كوى دانشگاه را چند نفر از دانشجويان عزيز تكرار كردند؛ شبيه كوى دانشگاه، مسائل ديگرى هم در اين مدت اتفاق افتاده - يا مثلاً قضيهى كهريزك را گفتند. اين قضايا واقعاً يكى از آن مشكلات و معضلات كار دستگاههاى اجرائى است. اولاً اين را به طور قاطع بدانيد كه با اينها برخورد خواهد شد. حالا نميخواهيم جنجال بكنيم كه دستور بدهيم، اين دستور توى رسانهها پخش بشود، باز يك پيوست زده بشود، باز يك پيرو زده بشود؛ من دوست ندارم كار تبليغاتى انجام بگيرد؛ اما از اولين روزها دستور داده شده و كسانى دنبال هستند؛ منتها كارها بايد درست با دقت و با مراقبت پيش برود.
در كوى دانشگاه، در آن شب معين، قطعاً تخلفات بزرگى انجام گرفته، كارهاى بدى انجام گرفته. ما گفتهايم پروندهى ويژهاى براى اين كار تهيه شود و به طور دقيق دنبال بگردند و مجرمان را پيدا كنند و وقتى پيدا كردند، به وابستگىهاى سازمانى آنها هم هيچ نگاه نكنند و بايد مجازات شوند؛ اين را من به طور قاطع گفتم.
من از فعاليتهاى پليس امنيتىمان، پليس انتظامىمان، دستگاه بسيجمان تشكر ميكنم؛ اينها خيلى كارهاى بزرگى كردند، كارهاى خوبى كردند؛ ليكن اين يك بحث جداست. اگر كسى در وابستگى به هر كدام از اين سازمانها يك تخلفى انجام داده، يك جرمى انجام داده، او هم بايد جداگانه بررسى شود. نه خدمت اينها را به حساب جرم آنها نديده ميگيريم، نه جرم آنها را به حساب خدمت اينها نديده ميگيريم؛ حتماً بايد دنبال بشود و دنبال خواهد شد. همين طور قضيهى كهريزك، كه حالا آن اعلام شد، پخش شد. قضيهى كوى دانشگاه هم دنبال ميشود؛ حتّى افرادى كه كسانشان در اين قضايا يا به قتل رسيدند - تعداد معدودى هستند - يا آسيب ديدند، آسيب مالى ديدند. بنا شده براى هر كدام اينها پروندهى جداگانهاى تشكيل بدهند. دستور دادهايم، گفتهايم و اين قضايا را دنبال خواهيم كرد؛ منتها توجه كنيد كه اين مسائل هيچكدام نبايد با مسئلهى اصلى بعد از انتخابات خلط شود. حادثهى اصلى نبايد تحتالشعاع اين حوادث قرار بگيرد.
يك عدهاى آنچه را كه بعد از انتخابات اتفاق افتاد، آن ظلمى كه به مردم شد، آن ظلمى كه به نظام اسلامى شد، آن هتكى كه از آبروى نظام در مقابل ملتها به وسيلهى بعضى انجام گرفت، اينها همه را نديده ميگيرند، فرضاً مسئلهى فلان حادثه را، زندان كهريزك را، يا قضيهى كوى را قضيهى اصلى دوران بعد از انتخابات تا امروز قلمداد ميكنند؛ اين خودش يك ظلم ديگر است. مسئلهى اصلى، مسئلهى ديگرى است. مسئلهى اصلى اين است كه مردم در يك حركت عظيمى، در يك انتخابات پرشورِ خوبِ كمنظيرى حضور پيدا كردند و اين رأى بالا را توى صندوقها ريختند. هشتاد و پنج درصد شوخى است؟ اين انتخابات، نظام را كه در اين يكى دو سال اخير همين طور پىدرپى پيشرفتهاى اقتصادى و علمى و سياسى و امنيتى و بينالمللى براى خودش كسب كرده بود، در يك مرحلهى عالى از امتياز و آبرو قرار ميدهد، بعد ناگهان مشاهده ميكنيم يك حركتى صورت ميگيرد براى نابود كردن اين حادثهى افتخارآميز! مسئلهى اصلى اين است./انتهای پیام/