گزيدهاي از وصيتهاي اميرالمومنين(ع) به فرزندش امام حسن(ع)
فهميدم که من پيش و بيش از آن که مسئول مردمان باشم، وظيفهدار خودم هستم. و براي دريافت و دغدغهام، عقل نيز صحه گذاشت و از افتادنم به دام هاي نفس، بازداشت. و تکليفم را روشن ساخت.
و مرا به کاري سترگ واداشت که بازي و شوخي برنميدارد؛ و با حقيقتي مواجه ساخت که هيچ دروغي از راستياش نميکاهد.
و ديدم که تو پاره تن مني، و بلکه بيشتر از آني، تو برايم همه روح و جاني!
هر بد و خوبي که سوي تو آيد، نصيب من شده است، و اگر مرگ، نشان از تو بگيرد، جان مرا نشانه گرفته است.
پس کار تو را خودم دانستم و هر چه براي خودم ميخواهم، برايت خواستم.
اين مکتوب را برايت نوشتم تا همواره تکيه گاه تو باشد و اسباب پشتگرميات، چه من بمانم برايت، چه نمانم.
فرزند جانم!
وصيت و سفارش من به تو:
• پرواي از خدا
• پايبندي به دستورات او
اشارت: اهل معرفت معتقدند که همين دو جمله، در مسير سلوک و سعادت، کاملترين و تمامترين حرف است؛ 1- پروا از خدا 2- پايبندي به دستورات او.
اين دو کلام، دو کليد است که قفل تمام گنجهاي عافيت و سعادت در هر دو جهان با آن باز ميشود./انتهاي پيام/