رمضان و نسبت آن با اصلاح طلبي
پاتوق شیشه ای- ادعای این را ندارم که این دستهبندی دربرگیرنده تمامی انواع کسانی است که در انقلاب وارد عرصه کار اجتماعی و سیاسی می شنوند، اما می توانم بگویم که می شود بسیاری از خواص جامعه را در این دستهها جای داد:
1. کسانی که اساساً چندان در فضای دینی زندگی نمی کنند و طبیعتاً کسانی هستند که با انگیزههای دیگری وارد عرصه کار اجتماعی کلان می شوند که می تواند این انگیزهها انسانی و یا منفعتطلبانه باشد. این دسته از موضوع بحث ما خارج اند چرا که با وجود انقلاب اسلامی، مجال کمتری برای بروز چنین افرادی پیدا شده و خوب و بدشان کمتر در میان خواصِ اثرگذار جامعه جایی پیدا کرده اند.
2.کسانی که از ابتدا منافقانه نقاب به چهره زدند و از ابتدا با نقابِ نفاق به میدان آمدند و مقاصد غیر اسلامی و غیر انقلابیشان را در زیر پوششی دینی و انقلابی پنهان کردند. برخی از ایشان در همان سالهای اول انقلاب با شهادت بزرگانی مانند بهشتی، رجایی و باهنر نقاب از چهرهشان افکنده شد و برخی دیگر سالها بعد و در جریان دولت های پس از جنگ شناخته شدند.
3. کسانی که با نیت نیکو و انگیزه خدمت به اسلام و انقلاب و کشور، پای به میدان سیاست گذاردند و تلاش در جهت اصلاح و بهبود را سرلوحه خود قرار دادند. سخن ما با این دسته است.
مهم این است که بدانیم برای ورود به عرصه خدمت احتماعی، آن هم در سطحی کلان و بزرگ و جای گرفتن در منصبِ خواصِ جامعه اسلامی، علاوه بر نیت پاک و انگیزه اولیه صحیح، توشههای بیشتری نیز لازم است تا مسافر این راه بتواند بی خطر از گردنههای سخت و دشوار امتحانات الهی بگذرد و جزای خیر خدمت خود را از پیشگاه خداوند دریافت کند و راهزنان توشه او را نربایند و و در میانه راه به درهها و پرتگاههای عمیق فرو نیافتد. اما توشه لازم این راه چیست و آیا افراد گوناگونی که با نیت خیر پا به میدان می گذارند از این توشه بهره کافی دارند؟
آنها که با نیت خیر و انگیزه خدمت، قدم در مسیر اصلاح می گذارند خود سه دسته اند:
اول آنها که از سرمایههای سه گانه «معنویت»، «علم (بینش)» و «توان به انجام رساندن مسئولیت به عهده گذاشته شدهشان»، به اندازه کافی نیاندوخته اند.
دوم آنها که حداقلی از این سه دسته سرمایه را با خود به همراه دارند. اما تکیهشان بر علم و توان خودشان است ولی پشتوانه معنویشان آنقدر هست که در لغزشگاهها ایشان را نگه دارد. نتیجه تلاشهای این افراد، اصلاحی است که ثمراتش به سود اسلام، انقلاب و مردم خواهد بود؛ اما توان اصلاحی ایشان آن قدر نیست که تحولاتی بنیادین در جانها و روحها ایجاد کند؛ چرا که سرمایه معنویشان به این اندازه نیست و رابطه شان با خداوند آن قدر عمیق نیست که او متکفل اصلاح شود و اصلاح الهی از آستین ایشان نمایان گردد. (گرچه در میان اینها نیز خوب و عالی وجود دارد.)
سوم آنها که به چنان سرمایه معنوی و ارتباط عمیق با خداوند دست یافته اند که در کنار علم کافی و توان به عهده گیری مسئولیت، آنچه در ابتدا چشمها را خیره می کند این ارتباط وثیق و الهی است که موجب می شود دست اصلاح و عنایت خداوند از آستین این مردان بزرگ بیرون آید و هدایت جامعه را بر عهده گیرد.
در خواص خوب بعد از انقلاب، کمتر از دسته سوم نمونه داشتیم گرچه امام بزرگوار ما (ره)، نمونه عالی چنین انسانهایی بود که با رهبری الهی خود جانها به سمت مبدا هستی حرکت داد و این نوع هدایت، از جنس هدایت پیامبران و امام معصوم (علیهم السلام) است.
مشکل کجاست؟
مشکل اینجاست که بسیاری از خواص سرمایههای معنوی و علمی خود همپای پذیرش مسئولیت های سنگین، بالا نبردند و در اینجاست که توشه مسافرِ سفر اصلاح، کم می آورد و او چون سربازی می شود بی سلاح و در میانه تیرهای شیطان که او را به خود می خواند و هر آن در پی به زمین زدن اوست. اگر لطف الهی شامل حال او نشود در سر پیچهای امتحان دنیاطلبی یا خودپرستی و یا ندیدن حقیقت (ضعف بصیرت) به زمین می خورد و آنچنان که پس از سالها عبادت همچون بلعم باعورا، سردسته خواص ملحد می گردد یا همچون آن شیخ فقیه مبارز در دهههای پایانی عمر، با نامه ولایت سقوط می کند و یا همچون برخی خواصِ این روزها، سرگشته در دستان دشمنان دین و ملت دست به دست می گردد.
رمضان فرصتی است برای همه خواص، خواص لغزیده و نلغزیده و همه آنهایی که گمان آن می رود که چندی بعد در جرگه خواص جامعه درآیند و باری بزرگ بر دوش کشند؛ رمضان فرصتی است برای پر کردن توشه معنویت و ارتباط با خدا و تفکر در پذیرش مسئولیتها که اگر مسئولیتی جز به انگیزه «تکلیف» پذیرفته شود و یا «اصلاح جامعه» بر «اصلاح خود» مقدم شود، باید هر لحظه منتظر سقوطی سهمگین بود؛ خدا همه ما را نگه دارد .../انتهای پیام/