ديگر علي تنها نيست...
کد خبر:۴۰۳۲۱
سجاد نجفي*

ديگر علي تنها نيست...

مي گفت اين سيد اولاد پيغمبره نبايد تنها گذاشتش ، ريختند به خيابان ، از ژاله گرفته تا 24 اسفند ، شمال و جنوب شهر همه ميگفتند سيد اولاد پيغمبر تنها نيست . آقا روح الله در تاريخ تنها نشد انقلاب شد .

سرويس انديشه - همراه با سيده زنان جهان به در تک تک خانه هاي انصار و مهاجر رفت . مي گفتند اگر زودتر مي آمدي در رکابت بوديم.  انگار عذر تراشي از همان آغاز بهانه ي خوبي براي ترس بوده است . فرمود سرها را بتراشيد و فردا منزل ما تجمع کنيد . فردا مي شد سر تراشيده ها را با انگشتان دست شمرد . صداي حضرت بلند شد . علي تنهاست......

40 منزل تا رسيدن به مقصد راه بود ، سه هزار تن همراهش در رکاب بودند ، از مدينه تا مکه از مکه تا کربلا . به کربلا که رسيد ، ياران در خيمه جمع فرمود ، ياران را شمرد 72 نفر . هر چند از 50 سال پيش بيشتر بود اما صداي بانو بلند شد . حسين تنهاست .....

حضرت فرموده بود ، براي شناخته نشدن در شهر به هم سلام نکنيد ، گفته بودند اگر فرزندش را بيابيم ، سر از تنش جدا خواهيم کرد . حضرت براي آخرين نايبش نوشت تا زمان معلوم خداحافظ . وقتي نامه بين شيعيان پيچيد ، مردم ميگفتند مهدي تنهاست .....

شيخ صدايش بلند شد، اين ها که شما نقل مجلستان شده، هلاک مسلمين بلاد ايران را به دنبال دارد، اين مشروطه بنا شده پي حريتي است که با اسلام ناسازگار است ، من نه به خاطر روس ضد انگليسم نه به خاطر مشروطه ضد اسلام ، زير پرچم کنسولگري که لواي کفر بر بام آن آويخته باشد هم نمي روم ، مردادماه که به دار آويختندش ، آنان که پرچم بر بام خانه خويش آويخته بودند در گوش هاي هم زمزمه ميکردند ، شيخ تنهاست ......

خانه اش شده بود قلعه خرابه هاي جنگل ، رفيقش اسلحه بود و همدمش جنگلي هاي حريت طلب ، چند وقتي رضا پالوني دنبالش بود، روسيه که باج حمايت مي خواست فروختش، رعيت شمال هم که به سنار سه شاي قذاق ها راضي شدند و سينه سپر قذاق ها کردند، خالو قربان که سرهنگي گرفته بود ميرزا را به عمارت پهلوي فروخت، صداي مردم بلند شد ميرزا تنهاست......

تير که به مغز منصور خورد، گفتند بيا فرار کن از اين مملکت برو جاي ديگه ، ميگفت کار ما تمام نشده ، اينها خلاف شرع ميکنند و بايد بروند ، شب هنگام وقتي به سمت دار ميرفت با هم اذان ميگفت ، الله اکبر قبل از شهادت ، وقتي تنش با چوبه دار يکي شد صداي مردم بلند شد سيد تنهاست .....

ميگفت اين سيد اولاد پيغمبره نبايد تنها گذاشتش ، ريختند به خيابان ، از ژاله گرفته تا 24 اسفند ، شمال و جنوب شهر همه ميگفتند سيد اولاد پيغمبر تنها نيست . آقا روح الله در تاريخ تنها نشد انقلاب شد .

هجمه ها که شروع شد ، سپرها که به زمين انداخته شد ، آنها که کم آوردند از ميدان فرار کردند ، آنها که از فحش خوردن ميترسيدند اعلاميه و بيانيه دادند ، آنها که فکر کردند دنيا همين بورژواي بام تهران است ، آنها که فکر کردند حريت روشنفکري همان است که امام فرياد ميزد ، آنها که گفتند اگر کمي زود مي آمديد ما بوديم ، آنها که گفتند نه علي نه معاويه ، آنها که تا فتنه اي شد فکر کردند آخر الزمان شده و چه خونها که اسلام ريخته و چه ظلم ها که اينها ميکنند، آنها که فکر کردند ظاهر همه مانند باطنشان است ، آنها که فريب دادند و فريبکار خواندند ، آنها که تاريخ را به مصاف خودشان کشيدند خبر نداشتند که چند دهه اي شده که ديگر علي تنها ...........

*سجاد نجفي - عضو شوراي مرکزي بسيج دانشجويي دانشگاه تهران

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار