راهى از دل به خدا!
کد خبر:۴۰۴۴۷
حکمت مطهر (روحانيت دعا)

راهى از دل به خدا!

هر كسى از دل خود با خدا راه دارد. درى از همه دلها به سوى خدا هست. حتى شقى‌ترين افراد در موارد گرفتارى و ابتلا، در وقتى كه اسباب و علل بكلى از او منقطع مى‏شود، تكانى مى‏خورد و به خدا التجا مى‏برد.

روح عبادت ياد پروردگار است. روح عبادت اين است كه انسان وقتى كه عبادت مى‏كند، نمازى مى‏خواند، دعايى مى‏كند و هر عملى كه انجام مى‏دهد، دلش به ياد خداى خودش زنده باشد.

 قرآن مى‏گويد: نماز را بپا بدار، براى چه؟ براى اينكه به ياد من باشى. و در جاى ديگر  مى‏فرمايد: انَّ الصَّلوةَ تَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَالْمُنْكَرِ وَ لَذِكْرُ اللَّهِ اكْبَرُ . در اين آيه خاصيت نماز ذكر مى‏شود، البته نماز حقيقى، نماز واقعى، نمازى كه با شرايط و آداب صحيح صورت گرفته باشد. مى‏فرمايد اگر واقعاً انسان نمازخوان باشد و نمازِ درست بخواند خود نماز جلو انسان را از كار زشت و منكرات مى‏گيرد.

محال است كه انسان نماز درست و مقبول بخواند و دروغگو باشد. محال است كه انسان نماز صحيح و درست بخواند و دلش به طرف غيبت كردن برود. محال است كه انسان نمازخوان درست و صحيح باشد و شرافتش به او اجازه بدهد كه دنبال شراب برود، دنبال فحشاء برود، دنبال هر كار زشت ديگرى برود. اين، خاصيت نماز است كه انسان را به سوى عالم نورانيت مى‏كشاند.

قطع نظر از اجر و پاداشى كه براى دعا هست و قطع نظر از اثر استجابتى كه بر دعا مترتب است، دعا اگر از حد لقلقه زبان بگذرد و دل با زبان هماهنگى كند و روح انسان به اهتزاز درآيد يك روحانيت بسيار عالى دارد، مثل اين است كه انسان خود را غرق در نور مى‏بيند، شرافت گوهر انسانيت را در آن وقت احساس مى‏كند.
                       
آن وقت خوب درك مى‏كند كه در ساير اوقات كه چيزهاى كوچك او را به خود مشغول داشته بود و او را آزار مى‏داد چقدر پست و ساقط و سافل بوده. انسان وقتى كه از غير خدا چيزى مى‏خواهد احساس مذلت مى‏كند و وقتى كه از خدا مى‏خواهد احساس عزت.

بنابراين دعا، هم طلب است و هم مطلوب، هم وسيله است و هم غايت، هم مقدمه است و هم نتيجه. اولياى خدا هيچ چيزى را به اندازه دعا خوش نداشتند، همه خواهشها و آرزوهاى دل خود را با محبوب واقعى در ميان مى‏گذاشتند و بيش از آن اندازه كه به مطلوبهاى خود اهميت مى‏دادند به خودِ طلب و راز و نياز اهميت مى‏دادند، هيچ گونه احساس خستگى و ملالت نمى‏كردند.

هر كسى از دل خود با خدا راه دارد. درى از همه دلها به سوى خدا هست. حتى شقى‌ترين افراد در موارد گرفتارى و ابتلا، در وقتى كه اسباب و علل بكلى از او منقطع مى‏شود، تكانى مى‏خورد و به خدا التجا مى‏برد. اين يك ميل فطرى و طبيعى‏ است در وجود انسان. پرده گناه و شقاوت گاهى روى آن را مى‏گيرد. در سختيها كه پرده زايل مى‏شود، خود به خود اين ميل تحريك مى‏شود و به هيجان در مى‏آيد.

شخصى از صادق آل البيت عليهم السلام پرسيد: چه دليلى بر وجود خدا هست؟
فرمود: آيا تاكنون كشتى سوار شده‏اى؟ گفت: بلى. فرمود: آيا اتفاق افتاده كه دريا طوفانى شود و كشتى در شرف غرق شدن باشد و اميد تو از همه جا بريده شود؟
گفت: بلى، يك چنين اتفاقى افتاد. فرمود: آيا در آن وقت دلت متوجه به جايى بود و ملجأ و پناهى مى‏جست و از يك نقطه‏اى خواهش مى‏كرد كه تو را نجات دهد؟
گفت: بلى. فرمود: او همان خداست.

مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهرى، ج‏23

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار