چگونه مي توان اسم اعظم را پيدا کرد؟
حقيقت اين است که تأثير اسماء الهي و مخصوصا اسم اعظم او در عالم، بخاطر حقايق آنها است نه به الفاظشان و نه به معاني که از الفاظ فهميده ميشود، بلکه معناي اين تأثير اين است که خداي تعالي که پديده آورنده هر چيزي است، هر چيزي را به يکي از صفات کريمهاش که مناسب آن چيز است و در قالب اسمي است، ايجاد ميکند، نه اينکه لفظ خشک و خالي اسم، و يا معناي آن و يا چيز ديگري غير از ذات متعالي خداوند چنين تأثيري داشته باشد.
و اينکه در روايات آمده است که خداوند اسمي از اسماء خود و يا چيزي از اسم اعظم خود را به پيامبري از پيامبران خود آموخته است معنايش اين است که راه انقطاع وي را به سوي خود، به او آموخته است، پس اگر واقعا آنپيغمبر دعا و الفاظي داشته و الفاظش معنايي را ميرسانده، باز هم تأثير آن دعا از اين باب است که الفاظ و معاني، وسائل و اسبابي هستند که حقايق را به نحوي حفظ ميکنند.
پس آنچه در استجابت دعا مؤثر است کيفيت دعا است به اين نحو که از هر آنچه غير خداست دست و دل را بشويد و تنها به پروردگارش متصل شود که اگر چنين شود متصل به حقيقت اسمي شده است که مناسب با حاجتش است و در نتيجه آن اسم نيز به حقيقتش تأثير کرده و دعاي او مستجاب ميشود.
اين است حقيقت دعاي به اسم و به همين جهت عموميت و خصوصيت تأثير بحسب حال آن اسمي است که حاجتمند به آن تمسک جسته است.
پس اگر اين اسم، اسم اعظم باشد يعني در همه حوائج اش به خداوند متصل شده باشد، در حقيقت خدا را به حقيقت اسمي خوانده است که مناسب با تمام حوائجش، اين دعا اثر کرده و تمام حوائجش برآورده ميشود.[1]
________________________________________
[1] بر گرفته شده از : تفسير الميزان جلد 8 از ص 465 تا ص 467
منبع: پايگاه حوزه/انتهاي پيام/