نفرين امير المومنين(ع)
« فقر» با «فرهنگ» درگير است، اين عالم، عالم حمله يک جانبه نيست! درباره نماز فرمود: «ان الصلاه تنهي عني الفحشاء والمنکر» يعني اگر ان الصلاه تنهي عني الفحشاء والمنکر، ان الفحشاء والمنکر، هم ينهيان عن الصلاه! چون درگيري و چالش و زد و خورد است، اينطور نيست که نماز جلوي بدي را بگيرد و بدي جلوي نماز را نگيرد؛ اين نيست! آدم تبهکار توفيق خواندن نماز مستحب را اول از دست ميدهد، بعد کم کم نماز واجبش هم ضعيف ميشود، بعد هم نميخواند، اينطور نيست که عالم، عالم «خورد» باشد، عالم، عالم «زد و خورد» است، هيچ ممکن نيست که نماز جلوي بدي را بگيرد و بدي هيچ کاري با نماز نداشته باشد، فقر هم واقعاً با فرهنگ درگير است، نميگذارد فرهنگ به جا باشد، اصلاً فرصت فکر به آدم نميدهد!
مرحوم کليني (رض) در جلد پنجم کافي از وجود مبارک امام صادق(ع) و ايشان هم از وجود مبارک پيامبر (ص) نقل کرده که ايشان عرض کرد: اللهم بارک لنا في الخبز و لاتفرق بيننا و بين الخبز، لولا الخبز ما صلينا و لاصمنا ولا ادينا فرائض ربنا! (1) وجود مبارک پيامبر با آنکه خودش سه سال تحريم اقتصادي و محاصره شده بود و در آن دره، گرسنگي را تحمل ميکرد، عرض کرد: خدايا! بين مردم و نان مملکت جدايي نينداز! از کشوري که بين مردمان و اقتصادش جدايي بيفتد، توقع دينداري نداشته باشيد!
کساني که انقلاب اسلامي حجاز را راه اندازي کردند، بر اساس اصالت اعتقاد، انقلاب کردند، نه اقتصاد! اقتصاد خيلي مهم است اما اهم از اقتصاد «اعتقاد» است، همين مردم گرسنه بودند که قيام کردند، کسي نميخواهد بگويد اقتصاد مهم نيست اما عقيده، اعتقاد، سلمانها و اباذر را که گرسنه بودند به اين وضع درآورد! پس به نظر ما اعتقاد اصل است نه اقتصاد، به نظر مارکسيست ها و آنها، اقتصاد اصل است، لکن اقتصاد نميگذارد آن اعتقاد پديد آيد!
اسلام آدامسي
حضرت سيدالشهداء (ع) هم وقتي که قيام کرد، فرمود: الناس عبيد الدنيا الدين لعق او لعوق علي السنتهم يحوطون به ما درت به معائشهم فاذا محصوا بالبلاء قل الديانون. (2) يک چيزي که سابقاً ما در کودکي ميديديم به نام مستکي، الان رايج نيست، ولي آدامس الان رايج است، بيان نوراني سيدالشهداء اين است که: بعضيها اسلام شان «آدامسي» است! با آدامس چه کار ميکنند؟ آدامس يکي چيزي است که يک مقدار شيريني دارد، آدم اين را در فضاي دهان ميگرداند، بعد که شيرينياش تمام شد، تف ميکند، مياندازد دور! فرمود: دين اکثر مردم آدامسي است! مادامي که با اينها هست، سخن از اسلام است و انقلاب اسلامي؛ وقتي به کام ايشان شيرين نشد، مياندازند دور.
خب! حالا ما بايد چه کار کنيم که اصل را اعتقاد قرار دهيم، و اين مردم را هم نجات دهيم؛ که اگر خداي ناکرده يک حادثهاي پيش آمد، اينها مبارزه کنند! مستحضريد جنگ ما جنگ 10 ساله بود، نه 8 ساله! جنگ 8 ساله برون مرزي بود اما 2 سال اول جنگ داخلي بود! يعني تا انقلاب به ثمر رسيد، گنبد آتش شد، بعد از گنبد، وقتي آتش آن خاموش شد، آتش کردستان روشن شد؛ بعد خلق مسلمان، بعد خلق عرب... اما چه چيز اين مردم را حفظ کرد؟ همين مردم گرسنه بودند اما فقط خون دادند، درست است ما ايراني هستيم، به ايران علاقمنديم، براي ايران فداکاري ميکنيم، چو ايران نباشد... را همه را ميگوئيم ولي شبهاي عمليات سخن از يا حسين، يا حسين بود، سخن از مرز پرگهر نبود کي در خط مقدم جبهه «ايران مرز پرگهر ميخواند»؟! شما يک نفر بياوريد که در شبهاي عمليات، در آن خاکريز اول، ايران مرز پرگهر خوانده باشد! يا حسين، يا حسين؛ کربلا، کربلا آمديم؛ همينها را مي خواندند، اين سرمايه بايد حفظ شود، نه دنيا تمام شده، نه انقلاب ما به آن اوج خود رسيده، خداي ناکرده اگر مردم لعوق شدند و اسلام آدامسي را تف کردند و انداختند دور، بنابراين بايد عميقاً حواسمان جمع باشد.
مسالهي بعد اين است که مردم به هر کسي رو نميکنند، اعتماد نميکنند، شما امين مردميد! اين هم يک آبروئي است، اين سرمايه است، خدا به هر کس نميدهد! اينها شب و روز شکر دارد.
بايد تلاش و کوشش کرد که اين فرهنگ گرفته نشود و اين «فقر» هم، قدر است! اين، مار دمان است، فقر، افعي است و ديني را باقي نميگذارد!
اگر فقر را بگيرم، گردنش را ميزنم، در آيه 79 سوره مبارکه نحل فرمود: اگر کسي مؤمن بود و عمل صالح انجام داد، خدا فرمود: فلنحيينه حياة طيبه (3)، از وجود مبارک حضرت اميرالمؤمنين (ع) سؤال کردند که حيات طيبه چيست؟ فرمود: هي القناعه (4) اين آقايان اگر با قناعت بتوانند زندگي کنند، به حيات طيبه ميرسند، يعني دو نفر، هر دو چون ساده زندگي کردند و بالا آمدند، ميتوانند يک زندگي تشکيل دهند با قناعت و با آبرو به «حيات طيبه» برسند.
اصلاح الگوي مصرف براي همه ما البته لازم است و سودمند اما عمده آن است که در کارهاي کلان، الگوي مصرف داشته باشيم، الان جهان 7 ميليارد جمعيت دارد، ما 70ميليون، پس ما يک صدم جمعيت جهان را داريم، اما امکانات ما خيلي بيش از يک صدم است، با اين حال در رديفهاي آخر جا داريم!
خودمان را که نبايد با مردم اتيوپي و امثال اتيوپي بسنجيم! ما خودمان را لااقل با همين همسايههايمان، ترکيه و اينها بايد بسنجيم، وقتي جمعيت ما يک صدم است و امکانات ما بيش از يک صدم است، اما اين هنر را نداشته باشيم که با داشتن اين مقدار سرمايه، آبروي خودمان را حفظ کنيم و هنوز کپرنشين داشته باشيم، بدا به حال ما!
وجود مبارک حضرت امير المؤمنين (ع) آن طوري که در صوت العداله آمده، فرمود: من تنها در صدد اين نيستم که به فقير و محروم کمک کنم! آن، کاري است که همه ميکنند و کار خوبي است، من با فقر درگيرم، اگر فقر را بگيرم، گردنش را ميزنم؛ لو تمثل لي الفقر رجلاً لقتلته، من اگر فقر را ببينم، او را تکه تکه ميکنم، اين هنر و عرضه ميخواهد، کار توليد کردن و اشتغال داشتن ميخواهد.
وجود مبارک حضرت امير (ع) يک روايتي فرمود که در جوامع روائي و در بحثهاي فقهي ما آمده، فرمود: من وجد ماء و تراباً فافتقر فابعده الله(5) ملتي که آب و خاک به اندازه کافي دارد اما نيازمند باشد، گندم، برنج و ذرت وارد کند، فابعده الله... نفرين علي (ع) اثر دارد، آدم بيعرضه علوي نيست، فرمود: کشور آب داشته باشد، خاک داشته باشد، آدم نتواند مديريت کند، فابعده الله، حالا شما و همه ما دست به دعا برداريم؛ علي هم نفرين کند، آيا اين نفرين اثر دارد يا دعاي ما؟!
سخنراني در ديدار اعضاي شوراي مرکزي کميته امداد امام خميني (ره) فروردين 1388
1. الکافي/ج 5/ص37/
2. بحارالانوار/44/383
3. نحل، 79 /
4.نهج البلاغه، کلمات قصار، 923 /
5. وسايل الشيعه، ج17، ص41/انتهاي پيام/