رابطه تهران - کاراکاس بر چه اساسي صورت ميگيرد؟
گويا قرار است احمدي نژاد و دولتش هر حرکتي انجام دهد، از سوي عدهاي با عينک بدبيني و سرزنش ديده شود، چاوز، رئيس جمهور ونزوئلا به ايران آمد، به مشهد رفت و به حرم مطهر امام رضا عليه السلام دعوت شد و تمام.
عدهاي از سياسيون و روزنامه ها و سايت ها چنان با آب و تاب از اين واقعه فاجعهاي ساخته اند که گويي احمدي نژاد و دولتش گناهي کبيره و بدعتي شگرف و ناپسند در حوزه ديپلماسي شده است.
ارتباط با ونزوئلا به عنوان کشوري مهم از گروه اوپک ميتواند منافع زيادي را براي ايران به همراه داشته باشد، منافعي که تنها در اقتصاد خلاصه نميشود، در واقع ايده ارتباط با کشورهاي پيرامون از سوي ايران که کشوري شبهه پيرامون شناخته ميشود ابتکاري نو در سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران محسوب ميشود.
همچنين ارتباط با کشورهاي بزرگ اگر چه محاسني دارد اما وابستگي و وجه المصالحه قرار گرفتن و در يک کلام بازي خوردن از معايب اساسي و بارز آن است، نمونه آن اينکه ونزوئلا و کشورهاي کارائيب و آفريقايي هرگز نميتوانند ايران را بازيچه کنند و از آن براي تعادل يا تعامل با قدرتهاي بزرگ استفاده کنند، به مانند کاري که روسيه گاهاً با ما ميکند.
در اين نوشته قصد بيان معايب و محاسن ارتباط با کشورهاي پيرامون را ندارم بلکه تنها ميخواهم به اين مساله بپردازم که چرا عده اي به جاي نقد کارشناسانه و بيان راه کارهاي علمي و عملي سعي ميکنند متن را فداي حاشيه کرده و از هر حرکت دولت احمدي نژاد ايراد بني اسراييلي بگيرند، سوال اساسي اينجاست که کدام يک از سران کشورهاي جهان عارف و عابد و صالح هستند که بر احمدي نژاد خرده ميگيرند که چرا با چاوز نا مسلمان ديدار ميکند و تعامل دارد.
برخي بيان ميدارند که چاوز از ايران سوء استفاده ميکند و به دنبال منافع کشور خود است، از اين افراد بايد پرسيد که کدام کشور صرفآ بر مبناي عرض ارادت به مردم ايران و حس عميق ايران دوستي با ايران رابطه برقرار کرده است که چاوز نکرده است، اساساً رابطه کشورها با يکديگر تا حدود زيادي بر مبناي منافع ملي تعريف ميشود.
يقيناً دولت نهم نيز در ارتباط با ونزوئلا عشق به جمال مشعشع جناب چاوز را مد نظر ندارد بلکه منافع اقتصادي، سياسي و امنيتي خود را در اين ارتباط ميجويد، در واقع رابطه با کشورها رابطه با فرد نيست که عده اي سعي دارند با غير اخلاقي خواندن برخي رفتارهاي چاوز (از منظر اسلام) رابطه با چنين کشورهايي را تحريم کنند.
بايد از اين افراد پرسيد که رئيس کدام حکومت در جهان از عربستان بنيادگراي اسلامي گرفته تا فرانسه و چين و آنگولا، عارفي درستکار و عابدي پرهيزگار است، چاوز و کشورهاي حوزه کارائيب از اين لحاظ هر چه کرده باشند عليه اسلام فتنه نمي سازند، رفح را بر هم مذهبان خود نمي بندند و به ناآرامي ها و اغتشاشات داخلي ايران دامن نمي زنند و حداقل تاکنون هيچ توهيني از سوي اين کشورها به اسلام نشده است.
فارغ از اينها سوال اينجاست که حضور چاوز در حرم امام رضا عليه السلام چه وهني در اسلام و تشيع ايجاد کرده است؟ آيا از سوي چاوز حرکت زننده اي در آن صحن و حرم مطهر انجام گرفته؟ آيا اظهار نظر ناشايستي در اين مورد از سوي چاوز بيان شده؟ آيا حضور مسيحيان در حرم امام رضا عليه السلام ممنوع است؟
رابطه ايران با ونزوئلا رابطه اي ايدئولوژيک نيست که بخواهيم به خاطر سوسياليست بودن آن کشور اين رابطه را ملغي کنيم و درثاني مخالفت اسلام با ليبراليسم کمتر از سوسيالسم نيست، پس آيا ميتوان ارتباط با کشورهاي غير اسلامي را تحريم کرد؟
از سوي ديگر رابطه با کشوري در موقعيت ونزوئلا بنا به گفته استاد ضيايي بيگدلي از سوي فقها رابطه با دارالعهد يا دارالهدنه و يا داراحياد تعريف شده است نه دارالحرب و دارالکفر (اسلام و حقوق بين الملل، ضيايي بيگدلي، صفحه 55-57).
در آخر اينکه رابطه با ونزوئلا و امثال ونزوئلا نه صحه بر سوسياليسم بوده و نه رفتارهاي شخصي روئساي اين کشورها را مد نظر دارد، بلکه تنها منافع جمهوري اسلامي ايران با تمام مفهوم جمهوريت و اسلاميت و ايرانيت آن مبناي کار است.
الله کرم مشتاقي - دانشجوي علوم سياسي دانشگاه شيراز
/انتهاي پيام/